English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 128 (7 milliseconds)
English Persian
endowments to the private individuals اوقاف خاصه
Other Matches
endowments بخشش
endowments هدیه
individuals شخص
individuals فرد
individuals تک
individuals منحصر بفرد متعلق بفرد
endowments موهبت
individuals فردی
individuals انفرادی
individuals اختصاصی فردی یک نفر سرباز
individuals اختصاصی
individuals فرد کس
individuals مجرا یا مربوط به شخص مجرد
endowments وقف
endowments استعداد
endowments اعطا
individuals یک شخص
endowments to the public اوقاف عامه
natural endowments موهبت طبیعی
natural endowments بخششهای طبیعت
in private محرمانه
he is a private است
he is a private او سرباز
in private در خلوت
private محرمانه سرجوخه
private غیر دولتی
private خصوصی
private اعضاء تناسلی
private مستور سرباز
private محرمانه
private اختصاصی خصوصی
private عادی
private پوشیده
private d. کسیکه دست مزد گرفته درکارویژه ایی کاریا اگاهی میکند
private شخصی
private متعلق به شخصی یا شرکتی بودن , غیر عمومی
private رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
private محدوده آدرس حافظه کاربر مشخص , نه برای دستیابی عمومی
private line خط خصوصی
private institutions موسسات خصوصی
private law حقوق خصوصی
private first class سرباز یکم
private debt بدهی خصوصی
private cost هزینه خصوصی
private decument سند عادی
private decument عقد عادی
private decument درمقابل عقد رسمی یا سند که در CL اسناد مصدق یا عقودمهمور به مهر نامیده میشود
private deed سند خصوصی
private employees کارکنان خصوصی
private endowment وقف خاص
private enterprises موسسات خصوصی
private finance مالیه خصوصی
private first class سربازیکم
private nuisance هتک حرمت منازل و املاک
private ownership مالکیت خصوصی
the matter was kept private مطلب را پوشیده نگاه داشتند
without private motive بی غرضانه
private eye کارآگاه خصوصی
private eyes کارآگاه خصوصی
A private car. اتوموبیل شخصی
copy for private use نسخه برای استفاده شخصی
private lessons تدریس خصوصی
private tuition تدریس خصوصی
quasi private نیمه خصوصی
quasi private شبه خصوصی
private treaty معامله خصوصی
private property مالکیت خصوصی
private property دارائیهای خصوصی
private property دارایی شخصی
private property دارایی شخصی بلامعارض
private road شارع خاص
private saving پس انداز خصوصی
private session جلسه غیر علنی
private siding سایدینگ یا دوراهی ویژه راه اهن
private talk گفتگوی محرمانه
private talk صحبت خصوصی
private treaty معامله کالا یا توافق فروشنده وخریدار
private corporation شرکت خصوصی
private enterprise اقتصاد بخش خصوصی
private enterprise شرکت خصوصی
private schools مدرسه ملی
private sector بخش خصوصی
deed under private سند عادی
deed under private سند غیر مصدق
private parts شرمگاه
private investigator کاراگاه خصوصی
private detectives کاراگاه خصوصی
private detective کاراگاه خصوصی
private schools اموزشگاه خصوصی
private school اموزشگاه خصوصی
private school مدرسه ملی
private enterprise اقتصاد ازاد موسسه خصوصی
private enterprise عمل خصوصی
private document سند عادی
he wished to be private میخواست تنهاباشد
he wished to be private می خواست در خلوت باشد
private company شرکت خصوصی
private code رمز محرمانه
private code کد محرمانه
private broadcasting پخش برنامه خصوصی
private borrowing استقراض خصوصی
private benefits منافع خصوصی
private consumption مصرف خصوصی
private motive غرض شخصی
private agreement قرارداد خصوصی
private member's bill طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private member's bills طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private tutoring [American E] تدریس خصوصی
private members' bills طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private broadcasting network شبکهپیشبینیخصوصی
to have private insurance [cover] بیمه خصوصی داشتن
to give private lessons درس خصوصی دادن
deed under private seal سند غیر مصدق
deed under private signature سند عادی
deed under private seal سند عادی
based on private motives غرض الود
private rate of discount نرخ تنزیل خصوصی
private rate of return نرخ بازده خصوصی
based on private motives غرض امیز
private branch exchange مبادله انشعاب خصوصی
private international law حقوق بین الملل خصوصی
private automatic branch exchange رد و بدل کننده شعبهای اتومات خصوصی مبادله انشعاب خودکار خصوصی
private automatic branch exchange یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
private joint stock company شرکت سهامی خاص
marginal net private product محصول خصوصی نهائی خالص
acts based on private motives غرض ورزی
private brench exchange switchboard مرکز سوئیچینگ فرعی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com