English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 31 (5 milliseconds)
English Persian
eupelagic environment محیط زیر لایه زیرین
Other Matches
environment محیط
environment محیط یا موقعیتهای فیزیکی
environment موقعیتی در سیستم کامپیوتر مربوط به همه ثباتها و محلهای حافظه
environment حجم حافظه خالی قابل استفاده توسط برنامه
environment متغیر تنظیم شده توسط سیستم یا کاربر در دستورات سیستم که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
environment فراگیر
environment اطراف
environment احاطه
environment دور وبر
environment پرگیر
environment محیط زیست
mixed environment محیط درهم
operational environment محیط عملیاتی
operational environment محیط فعالیت
psychological environment محیط روانی
shelf environment محیط کم عمق
shelf environment کم ژرفگاه
terrestrial environment وضع محیط زمین
terrestrial environment وضع عوارض و اب و هوای زمین
living environment جانداران محیط زیوندگان- پرمون
living environment محیط زنده
campus environment محل بزرگی که چندین اتصال کاربر با چندین شبکه دارد مثل دانشگاه یا بیمارستان
controlled environment محیطی که در ان کمیتهایی ازقبیل دما فشارترکیب اتمسفری تابشهای یونیزه کننده و میزان رطوبت در مقادیر مناسب برای موجودات زنده یا سخت افزارنگه داشته میشوند
windowing environment محیط پنجرهای
environment architecture معماری محیط
environment architecture معماری محوطه
environment division یکی از چهار قسمت اصلی یک برنامه COBOL
induced environment محیط القا شده
induced environment محیط القایی
data base environment محیط پایگاه داده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com