English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 43 (4 milliseconds)
English Persian
event horizen افق رویداد
Other Matches
event عمل یا فعالیت
in the event that درصورتیکه
In the event I do not come. درصورتیکه نیابم ؟( نیامدم )
in the event of درصورت
in the event that چنانکه
in the event that هرگاه
non-event رویداد ملامت انگیز یا ساختگی
non-event نارویداد
event مسابقه
event رویداد
event واقعه
event پیشامد سرگذشت
event اتفاق
event حادثه
event ماوقع
supervening event حادثه طاری
subsequent to that event پس ازان رویداد
the bird is p of that event مرغ وقوع ان رویدادرا ازپیش احساس میکند
field event مسابقه پرشهای طول وارتفاع و بانیزه مسابقههای پرتاب وزنه و دیسک و چکش
in any case (event) <idiom> مطمئنا
to be in attendance [at an event] حضور داشتن [در مراسمی ] [اصطلاح رسمی]
event scheduling زمان بندی رویدادها
to disinvite somebody from an event دعوت [نامه] کسی به جشنی را پس گرفتن
one day event مسابقه پرش یک روزه
field event ورزش قهرمانی میدانی مسابقات صحرایی
event file پرونده رویدادها
event focus که در حال دریافت پیام از یک عمل یا رویداد است
endogenous event رویداد درونی
event handler گرا
exogenous event رویداد برونی
event driven برنامه کامپیوتری یا فرآیند که هر مرحله اجرا مربوط به عملیات خارجی است
fortuitous event حادثه قهری
circumstantial event واقعه ضمنی
fortuitous event حادثه جبری حادثه تصادفی
jumping event مسابقه پرش با نیزه یاارتفاع یا طول
to withdraw the invitation to an event دعوت [نامه] کسی به جشنی را پس گرفتن
black swan event رویداد نادر و پیش بینی ناپذیر
horizontal event numbering شماره گذاری افقی وقایع
early event time زودترین زمان وقوع یک واقعه
latest event time دیرترین زمان وقوع یک واقعه
latest event time دیرترین زمانیکه تا ان زمان یک واقعه میتواند اتفاق بیافتد بدون انکه مدت اجرای پروژه طولانی تر گردد
Good for you. Lucky you. There are only two possibilities(alternatives)In any event(case). At any rate. درهر حال
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com