Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
exchange intervention
دخالت در بازار ارز
Other Matches
intervention
عمل اعمال تغییر در سیستم
intervention
اقدام
intervention
نفوذ
intervention
مداخله کردن
intervention
هر عملی که ازناحیه یک دولت صادر شده نتیجه ان تزلزل حاکمیت واستقلال داخلی و خارجی کشور دیگری باشد
intervention
مداخله
non intervention
بر کناری
non intervention
عدم مداخله
intervention
شفاعت
intervention
دخالت
military intervention
مداخله نظامی
exchange
جابه جایی داده بین دو محل
exchange
دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
in exchange for
درعوض
first of exchange
نسخه اصلی برات
exchange value
ارزش مبادلهای
exchange value
ارزش مبادله
re exchange
برات رجوعی
in exchange for
بجای
value in exchange
ارزش مبادله
to exchange something
[for something]
معاوضه کردن
[چیزی را با چیز دیگری]
to exchange something
[for something]
مبادله کردن
[چیزی را با چیز دیگری]
exchange
دادن چیزی به جای چیز دیگر
exchange
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchange
معاوضه
exchange
معاوضه کردن
exchange
تبدیل ارز فروشگاه پادگان
exchange
مبادله کردن تعویض
exchange
مبادله پول
exchange
ارز معاوضه
exchange
تبادل ردوبدل ارز
exchange
رد و بدل کننده
exchange
عوض کردن تسعیر یافتن
exchange
صرافی مبادله کردن
exchange
صرافخانه
exchange
جای معاملات ارزی و سهامی بورس
exchange
اسعار
exchange
مبادله
exchange
مبادله کردن
exchange
تبادل
exchange
مرکز مبادله
exchange
ارز
exchange
تفاوت
exchange
رد کردن چوب امدادی به یار تعویض
exchange
معاوضه و مبادله پول
exchange
صرافی
exchange
تهاتر تسعیر
exchange transactions
معاملات برواتی
exchange sort
جورکردن معاوضهای
exchange services
خدمات فروشگاهی فروشگاهها
exchange service
بنگاه معاوضه
exchange register
ثبات معاوضهای
exchange variation
واریاسیون تعویضی
exchange zone
فاصله 02 متری خط کشی شده برای ردکردن چوب
exchange integral
بر هم کنش تبادلی
forign exchange
ارز
futures exchange
مبادله سلف
futures exchange
خرید اتی
heat exchange
تبادل حرارت
heat exchange
تبادل گرما
exchange selector
سلکتور در دستگاههای مراکزتلفن خودکار
exchange restriction
کنترل مبادله ارز
exchange restriction
محدودیت ارزی
exchange of notes
نوعی ازموافقتهای سیاسی است که به وسیله مبادله اسنادی بامضمون واحد و حاوی مواردو مطالب مورد توافق طرفین متبادلین انجام میشود
exchange of notes
مبادله یادداشتها
exchange of flags
مبادله پرچمها
exchange market
بازار اسعار
exchange market
بازار داد و ستد
exchange force
نیروی تبادلی
exchange energy
انرژی تبادل
exchange of pleadings
تبادل لوایح
exchange of views
تبادل نظر
exchange of views
رایزنی
exchange restricition
ممنوعیت ارزی
exchange restricition
محدودیت ارزی
exchange office
مرکز تلفن خودکار
exchange rationing
جیره بندی ارز
par of exchange
نرخ برابری ارز
exchange point
نقطه تعویض
exchange parity
نرخ برابری ارز
exchange parity
برابری ارز
exchange economy
اقتصاد مبادلهای
intermediate exchange
مرکز
local exchange
ردوبدل کننده محلی
unvisual exchange
مبادله نامرئی چوب
trunk exchange
مرکز تلفن با سیستم الکترونیکی
toll exchange
مرکز تلفن
to exchange blows
جنگ کردن
to exchange blows
دست بگریبان شدن
through bill of exchange
بارنامه سراسری
teletype exchange
مرکز تله تایپ
tandom exchange
مرکز تلفن خودکار تاندوم
currency exchange
تبدیلپول
To greet someone . To exchange greetings with someone.
با کسی سلام وتعارف کردن
What is the exchange rate?
نرخ تبدیل چقدر است؟
outside
[stock exchange]
<adj.>
خارج از بورس
[فروخته شده ]
stock exchange
بورس اوراق بهادار
stock exchange
بورس سهام
symmetrical exchange
تعویض قرینه
social exchange
تبادل اجتماعی
medium of exchange
وسیله داد وستد
manual exchange
مرکز دستی
main exchange
مرکز اصلی
magneto exchange
مرکز تلفن خودکار با تلفن اندوکتوری
losing the exchange
تفاوت دادن
ion exchange
تبادل یون
ion exchange
تبادل یونی
international exchange
مرکز تلفن بین المللی
medium of exchange
وسیله مبادله
minor exchange
تفاوت کوچک
rate of exchange
نرخ ارز
rate of exchange
نرخ تسعیر
rate of exchange
نرخ مبادله
rate of exchange
نرخ مبادله ارز
post exchange
فروشگاه اختصاصی پادگان ارتش
money exchange
تبدیل پول
money exchange
صرف
intermediate exchange
واسطه
bill of exchange
برات مبادلهای
baltic exchange
اتحادیه کشتی داران و تجار وواسطههای ذغال و الوار ودانه
baltic exchange
بازار یاتالار بورسی در لندن که مربوط به کرایه کشتی ومعاملات مربوطه میباشد
baltic exchange
بازار بورس بالتیک
automatic exchange
رد و بدل کننده خودکار
acyl exchange
اسید کافت
foreign exchange
تعویض خارجی
foreign exchange
پول خارجی
foreign exchange
ارز خارجی
foreign exchange
پول کشور خارجی
bill exchange
برات بازرگانی
bill exchange
برات
bill of exchange
حواله یا برات کتبی غیرمشروط
chemical exchange
تبادل شیمیایی
exchange of blows
تبادل ضربه
central exchange
مرکزتلکس
central exchange
مرکز تلفن خودکار
broadband exchange
تعویض پهن باند
branch exchange
رد و بدل کننده شعبهای
bill of exchange
برات
exchange rate
مظنهء ارز
bill of exchange
برات ارزی
foreign exchange
ارز
foreign exchange
پول خارجی ارز خارجی
foreign exchange
مبادله خارجی
exchange rates
نرخ ارز
exchange rates
مظنهء ارز
exchange rate
نرخ تبدیل ارز
exchange rate
نرخ تسعیر ارز
exchange rate
نرخ مبادله ارز
exchange rate
نرخ مبادله
exchange rate
نرخ مبادلهای
exchange rates
نرخ مبادلهای
exchange rates
نرخ مبادله
exchange rates
نرخ مبادله ارز
stock exchange
بورس اوراق بهادار
stock exchange
بورس سهام
telephone exchange
مرکز تلفن خودکار
telephone exchange
مرکز تلفن
exchange rates
نرخ تبدیل ارز
exchange rates
نرخ تسعیر ارز
exchange rate
نرخ ارز
direct exchange
تعویض باداغی
exchange broker
دلال ارز
exchange battery
باطری
equation of exchange
به این ترتیب معادله عبارت از : PQ=V
equation of exchange
متوسط قیمت کالاها و خدمات نهائی و مقدار تولید کالاها وخدمات
commodities exchange
بورس کالا
commodity exchange
مبادله کالا
commodity exchange
بورس مواداولیه
concentred exchange
تبادل همزمان
equation of exchange
همچنین نگاه کنید به "رابطه فیشر "معادله مبادلات بیان رابطه بین حجم پول در گردش سرعت گردش پول
energy exchange
تبادل انرژی
electron exchange
تبادل الکترون
direct exchange
تعویض مستقیم مبادله مستقیم قطعات
commodity exchange
بورس کالا
exchange buffering
میانگیری معاوضهای
exchange control
کنترل ارزی
exchange depareciation
تنزل ارزش پول خارجی تنزل قیمت ارز
exchange control
جلوگیری از ورودامتعه خارجی به وسیله محدود کردن ارزی که دراختیار واردکننده گذاشته میشود
exchange control
نظارت دولت بر مبادله ارز کنترل مبادله ارز توسط دولت
exchange control
نظارت ارز
exchange control
کنترل ارز
exchange cable
کابل اتصال بین مرکز تلفنی ومشترک تلفنی
exchange buffering
زنجیرهای کردن داده
exchange depreciation
کاهش ارزش پول خارجی
exchange devaluation
تنزل رسمی قیمت ارز تضعیف رسمی ارز
respiratory exchange index
شاخص بهره تنفسی
depreciation of the exchange rate
افت نرخ ارز
drawer of a bill of exchange
برات دهنده
direct exchange items
اقلام قابل تعویض مستقیم
rationing of foreign exchange
جیره بندی ارز خارجی
shipped bill of exchange
بارنامهای که حاکی ازمحموله است
dynamic data exchange
در ویندوز ماکروسافت و OS/2 روشی که در آن دو برنامه فعال می توانند دادههای خود را رد و بدل کنند یک برنامه از سیستم عامل می خواهد تا بین دو برنامه اتصال برقرار کند
exchange rate system
نظام نرخ ارز
Where is the nearest exchange office?
نزدیکترین صرافی کجاست؟
exchange of instruments of ratification
مبادله اسناد دال بر تصدیق وتصویب موضوع مورد توافق یا تصویب معاهده
To exchange . To swap . To bandy.
رد وبدل کردن
Currency exchange office
صرافی
exchange of full powers
رسمیت یافتن تنزل نرخ ارز مبادله اسناد مربوط به تفویض اختیارات تام
clean bill of exchange
بارنامه بی نقص
To argue ( exchange words ) with someone .
با کسی یک بدوکردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com