Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 93 (6 milliseconds)
English
Persian
external gills
دستگاهتنفسبیرونی
Other Matches
external
مین کننده نیرو دارد تابه پورت سری کامپیوتر وصل شود
external
ساعت یا سیگنال یکسان کننده در خارج یک وسیله
external
فایل حاوی داده برای برنامه که جداگانه از آن دخیره شده است
external
1-سخت افزار
external
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
external
وسیلهای که درون کامپیوتر نیست ولی به آن اضافه شده تا تواناییهای ذخیره سازی آن را افزایش دهد
external
سیگنال وقفه از رسانه جانبی برای بیان توجه لازم
external
حافظهای که خارج از سیستم کامپیوتر اصلی قراد دراد ولی توسط CPU قابل دسترسی است
external
ثبات کاربر ذخیره شده رد حافظه اصلی ونه CPU
external
دید کاربر از ساختار داده یا برنامه
external
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external
رسانه ذخیره سازی که خارج از سیستم کامپیوتر اصلی قرار دارد ولی از طرف CPU قابل دسترسی است
external
مشخص کردن انبار کاغذ در خارج از وسیله یا میز
external
خارج یک برنامه یا وسیله
external
فاهری پدیدار
external
بیرون
external
فاهر
external
سطح فواهر
external
بیرونی
external
خارجی
external
برونی
external
خارج
external
صوری
external security
امنیت خارجی
external sense
حس برونی
external sort
جور کردن خارجی
external sort
مرتب سازی خارجی
external sort
جورکردن خارجی
external storage
انباره خارجی
external storage
حافظه خارجی
external reward
پاداش برونی
external reperence
ارجاع خارجی
external reference
ارجاع خارجی
external reference
مرجع خارجی
external rectus
عضله مستقیم برون چشمی
external pressure
فشار برونی
external pressure
فشار خارجی
external ophthalmia
اماس برونی تخم چشم
external storage
ثبات خارجی کامپیوتر
external ear
گوش بیرونی
[کالبد شناسی بدن انسان]
external socket
پریز بیرونی
external oblique
ماهیچهمورببیرونی
external nose
نمایبیرونیبینی
external ear
گوشبیرونی
external variable
متغیر خارجی
external validity
اعتبار برونی
external transaction
معاملات خارجی
external thread
دنده خارجی
external table
جدول برونی
external symbol
علامت خارجی
external store
انباره خارجی
external operation
عملیات خارج از مملکت
balance of external
liabilities and claims مانده مطالبات و بدهیهای خارجی
external force
نیروی خارجی
external force
نیروی بیرونی
external economies
صرفه جوئیهای خارجی
external docuhentation
مستندات خارجی
external control
کنترل خارجی
external diseconomies
عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
external delay
تاخیر خارجی
external cost
هزینه خارجی
external command
فرمان خارجی
external command
فرمان برونی
external combustion
احتراق خارجی
external circuit
مدار خارجی
external benefits
فواید خارجی
external armature
ارمیچر خارجی
external function
تابع برونی
external operation
عملیات خارجی
external modem
تلفیق و تفکیک کننده برونی
external menory
حافظه خارجی
external memory
حافظه خارجی
external inhibition
بازداری برونی
external load
بار خارجی
external label
برچسب خارجی
external interrupt
وقفه خارجی
external gear
تاج دندانه خارجی
external phase
فاز برونی
external indicator
نشان دهنده وضع خارجی وسیله
external data file
فایل اطلاعات خروجی
sum of all external forces
حاصل جمع تمام نیروهای خارجی
external good order
اصطلاحی در حمل و نقل که دال بر وضعیت فاهری مناسب کالای مورد حمل میباشد
external auditory meatus
گذرگاه برونی گوش
external hard disk
دیسک سخت برونی
external combustion engine
موتور احتراق خارجی موتور برونسوز
external jugular vein
شاهرگگردنبیرونی
external magnetic circuit
مدار مغناطیسی خارجی
external fuel tank
مخزنسوختبیرونی
external saphenous vein
سیاهرگ یا ورید مابض
external symbol dictionary
فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
external tooth lock washer
قفلواشوندهدندانهای
error due to external influence
خطای محیطی
[ریاضی]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com