English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 112 (2 milliseconds)
English Persian
external modem تلفیق و تفکیک کننده برونی
Other Matches
modem مودم خودکار که در هر لحظه قابل فراخوانی برای دستیابی به سیستم است .گ
modem وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند
modem کابل یا وسیلهای که به دو کامپیوتر امکان ارتباط از طریق پورت سریال بدون استفاده از مودم میدهد
modem مدار یا کابلی که به دو کامپیوتر امکان ارتباط از طریق پورت سریال میدهد
modem دستگاه مدولاسیون وبازخوانی اطلاعات کامپیوتری یا مخابره انها به جاهای دیگر
modem تلفیق و تفکیک کننده
modem مودم
internal modem تلفیق و تفکیک کننده درونی
internal modem مدم داخلی
data modem modem
dial in modem مودمی که خودکار پاسخ میدهد و در هر زمانی برای دستیابی به سیستم قابل استفاده است
modem port قسمتقرارگیریمدم
internal modem مودم روی کارت اضافی که به اتصال وصل میشود و اطلاعات را به پردازنده منتقل میکند از طریق باس و نه پورت سریال
Bell compatible modem مودمی که طبق استاندارد AT & T کار میکند
auto dialing modem مدم خود شماره گیر
direct connect modem مدم اتصال مستقیم
null modem cable کابل مودم خنثی
limited distance modem وسیله ارسال داده با محدوده کوتاه که داده دیجیتال خاص را ارسال میکند و نه به صورت تقسیم شده
hayes compatible modem تلفیق و تفکیک کننده سازگار باهیز
external دید کاربر از ساختار داده یا برنامه
external رسانه ذخیره سازی که خارج از سیستم کامپیوتر اصلی قرار دارد ولی از طرف CPU قابل دسترسی است
external مشخص کردن انبار کاغذ در خارج از وسیله یا میز
external خارج یک برنامه یا وسیله
external روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external ثبات کاربر ذخیره شده رد حافظه اصلی ونه CPU
external حافظهای که خارج از سیستم کامپیوتر اصلی قراد دراد ولی توسط CPU قابل دسترسی است
external خارج
external سطح فواهر
external صوری
external برونی
external خارجی
external بیرونی
external فاهر
external بیرون
external وسیلهای که درون کامپیوتر نیست ولی به آن اضافه شده تا تواناییهای ذخیره سازی آن را افزایش دهد
external ساعت یا سیگنال یکسان کننده در خارج یک وسیله
external مین کننده نیرو دارد تابه پورت سری کامپیوتر وصل شود
external 1-سخت افزار
external فاهری پدیدار
external که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
external سیگنال وقفه از رسانه جانبی برای بیان توجه لازم
external فایل حاوی داده برای برنامه که جداگانه از آن دخیره شده است
external storage ثبات خارجی کامپیوتر
external store انباره خارجی
external symbol علامت خارجی
external storage حافظه خارجی
external storage انباره خارجی
external sort جورکردن خارجی
external sort مرتب سازی خارجی
external sort جور کردن خارجی
external sense حس برونی
external security امنیت خارجی
external table جدول برونی
external thread دنده خارجی
external socket پریز بیرونی
external oblique ماهیچهمورببیرونی
external nose نمایبیرونیبینی
external gills دستگاهتنفسبیرونی
external ear گوشبیرونی
external ear گوش بیرونی [کالبد شناسی بدن انسان]
external variable متغیر خارجی
external validity اعتبار برونی
external transaction معاملات خارجی
external reward پاداش برونی
balance of external liabilities and claims مانده مطالبات و بدهیهای خارجی
external gear تاج دندانه خارجی
external function تابع برونی
external force نیروی خارجی
external force نیروی بیرونی
external economies صرفه جوئیهای خارجی
external docuhentation مستندات خارجی
external diseconomies عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
external delay تاخیر خارجی
external cost هزینه خارجی
external control کنترل خارجی
external command فرمان خارجی
external command فرمان برونی
external combustion احتراق خارجی
external circuit مدار خارجی
external benefits فواید خارجی
external armature ارمیچر خارجی
external indicator نشان دهنده وضع خارجی وسیله
external inhibition بازداری برونی
external pressure فشار برونی
external reference مرجع خارجی
external pressure فشار خارجی
external reference ارجاع خارجی
external phase فاز برونی
external ophthalmia اماس برونی تخم چشم
external operation عملیات خارج از مملکت
external operation عملیات خارجی
external menory حافظه خارجی
external memory حافظه خارجی
external interrupt وقفه خارجی
external label برچسب خارجی
external load بار خارجی
external reperence ارجاع خارجی
external rectus عضله مستقیم برون چشمی
external auditory meatus گذرگاه برونی گوش
external saphenous vein سیاهرگ یا ورید مابض
sum of all external forces حاصل جمع تمام نیروهای خارجی
external combustion engine موتور احتراق خارجی موتور برونسوز
external hard disk دیسک سخت برونی
external good order اصطلاحی در حمل و نقل که دال بر وضعیت فاهری مناسب کالای مورد حمل میباشد
external magnetic circuit مدار مغناطیسی خارجی
external symbol dictionary فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
external data file فایل اطلاعات خروجی
external fuel tank مخزنسوختبیرونی
external jugular vein شاهرگگردنبیرونی
external tooth lock washer قفلواشوندهدندانهای
error due to external influence خطای محیطی [ریاضی]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com