English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (3 milliseconds)
English Persian
father file پشتیبان گونه قدیمی فایل
father file فایل پدر
father file پرونده بنیادی پرونده اصلی
father file فایل اصلی
Other Matches
you are the p of your father شما کاملا` به پدر خود شبیه هستید
father off دورتر
father پدری کردن
my and his father پدر هر دوی ما
father موجد بوجود اوردن
father موسس
father والد
father پدر
your and my father پدر شما و من
How old is his father . پدرش چه سنی است؟
my and his father پدر مشترک من و او
Your father is right (in the right) حق با پدرت است
at your father's در خانه پدر شما
Do you want an inheritance from your father?THen a. <proverb> میراث پدر خواهى علم پدر آموز.
grand father پدر بزرگ
I had a letter from my father . از پدرم کاغذ داشتم
Father Christmas بابانوئل
like father, like son <idiom> درست شبیه پدر
founding father پدر ملت
grand father جد
founding father بنیانگذار
father-in-law پدر زن
founding father پیافکن
father-in-law پدر شوهر
does your father live ایا پدر شما زنده است
founding father موسس
your late father مرحوم پدرتان
Father's Day روز پدر
Holy Father پدر مقدس
he succeeded his father جانشین پدرش شد
founding father بنیادگذار
god the father خدای پدر
putative father پدر غیرشرعی کسی که بر حسب شیاع محلی پدر یک طفل نامشروع است
putative father پدر غیر قانونی
foster father شوهردایه
on the father's side از سمت بدر
foster father پدرخوانده
like father like son پسر کو ندارد نشان از پدر توبیگانه خوان و مخوانش پسر
he takes a his father به پدرش ماننداست
he takes a his father به پدرش می رود
he succeeded his father بجای پدرنشست
step father ناپدری
father fixation تثبیت پدری
father figures پدر- نماد
father in law پدر شوهر
father imago پدر- نماد
father in law پدر زن
father surrogate جانشین پدر
the dying father said پدر که درحال مردن بود گفت
father figure پدر- نماد
Leave world with your father that. . . به پدرتان بسپارید که ...
labour is often the father of pleasure <proverb> مقام عیش میسر نمی شود بی رنج
great grand father جد اعلی
He's the spitting image of his father. درست مثل پدرش است.
Did you deliver my letter to your father ? نامه مرا تحویل پدرت دادی ؟
He's a carbon copy of his father. کپی پدرش است.
Many thanks for the sympathy shown to us [on the passing of our father] . خیلی سپاسگذارم برای همدردی شما [بخاطر فوت پدرمان] .
She married a man old eonugh to be her father. با مردی که جای پدرش را داشت ازدواج کرد
putative father of an illegitimate child پدر مفروض فرزندی نامشروع
He doesnt smok in front of (in the presence of)his father. جلوی پدرش سیگار نمی کشد
The suspected offender [perpetrator] is a previously respectable father. پدری تا به حال محترم مشکوک به جرم است .
to file off or away باسوهان بردن
keep on file بایگانی کردن
file name نام پرونده
to file off رژه رفتن
file name نام فایل
to keep on file درپرونده نگاه داشتن
to keep on file ضبط کردن
to file off or away زدودن
file ستون
file بخشی از داده روی کامپیوتر
file به صورت رکوردهای جداگانه که حاوی داده به حروف , ارقام و گرافیک است
file فایل
file قطار
file پرونده ستون
file ردیف صف به صف کردن
file بایگانی
file ستون کردن بایگانی کردن
file اصلاح کردن
file رژه رفتن
file در صف راه رفتن
file در بایگانی نگاه داشتن ضبط کردن
file بایگانی کردن
file صف درپرونده گذاشتن
file به خط کردن
file فهرست
associated file متن یا فایلی که به برنامه کاربردی اصلی اش متصل است
file ساییدن پرداخت کردن
file سوهان زدن
file پرونده
associated file وقتی فایل را انتخاب می کنید
associated file سیستم عامل به طور خود کار از ابتدای برنامه کار بردی آغاز میکند
I/O file داده ورودی [خروجی] [رایانه شناسی]
file سوهان
file دسته کاغذهای مرتب
file صورت
file اهن سای
com file COفایل
com file در سیستم عاملهای PC مشخصه سه حرفی نام فایل که بیان کننده این است که فایل حاوی کد ماشین است به صورت دودویی وتوسط سیستم عامل قابل اجراست
open file فایل باز
piggyback file فایلی که بدون اجبار به کپی مجدد ان می توان رکوردهایی را به انتهای ان اضافه نمود
pif file فایل PIF
PCX file روش ذخیره سازی فایل تصویر گرافیکی در دیسک
partitioned file پرونده جزء بندی شده
pc file iii یک سیستم ارزان و همه منظوره برای مدیریت پایگاه داده که برای سهولت بکارگیری طراحی شده است
round file سوهان گرد
resource file فایل منبع
report file فایل گزارش
readme file فایلی که حاوی آخرین اطلاعات درباره یک برنامه کاربردی باشد
random file فایل تصادفی
random file پرونده تصادفی
program file فایل برنامه
problem file پرونده مسئلهای
open file ستون باز شطرنج
polishing file سوهان صیقل
policy file پرونده خط مشیها و دستورات
grandfather file دوره زمانی که در آن فایل اصلی پدربزرگ بهنگام سازی میشود تا فایل پدر جدید تولید کند و فایل پدر قدیمی پدربزرگ میشود
needle file سوهان سوزنی
logical file فایل منطقی
granfather file نگهداری می شوند
logical file پرونده منطقی
local file فایل محلی
labeled file پرونده برچسب دار
hidden file فایل مخفی
invisible file فایل نامرئی
inverted file فایل وارونه
inverted file فایل معکوس
inverted file فایل معکوس شده
master file شاه پرونده
grandfather file سومین گونه معروف فایل پشتیبان پس از فایل پدر و فرزند
granfather file یک طرح حفافتی که در ان سه فایل جدید
multivolume file فایل چندحجمی
multivolume file نوارمغناطیسی یا فلاپی دیسک جهت نگهداری ان میباشد پرونده چند حجمی
hidden file فایل پنهان
multivolume file فایل بسیار بزرگی که نیازمندبیش از یک بسته دیسک
multireel file پرونده چند حلقهای
mill file سوهان دستی
MIDI file فایل ذخیره شده روی PC که حاوی نتهای موسیقی و اطلاعات صوتی است که توسط کارت وسط MIDI به قطعه موسیقی ارسال میشود
master file فایل اصلی پرونده اصلی
indian file ستون یک
to file an application to somebody از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
to file for bankruptcy اعلان ورشکستگی کردن
trickle file فایل چکهای
transaction file فایل تراکنش پرونده تراکنش
transaction file فایل تغییرات
transaction file پرونده تراکنش
single file به ستون یک حرکت کنید
to file past رژه رفتن
to bite a file اب درهاون ساییدن
to bite a file اهن سردکوبیدن
three square file سوهان سه گوش
threaded file پرونده نخی
volatile file فایل فرار
volatile file پرونده فرار
WAV file روش استاندارد مرتب کردن سیگنال آنالوگ به صورت دیجیتال در O ویندوز ماکروسافت .
to file a petition بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
suspension file پوشهآویزان
spike file بایگانیسوزنی
rotary file پروندهچرخشی
file guides راهنمایپرونده
expanding file فایلگسترده
file leader سردسته
ancestral file که فرزند فایل جاری است
work file فضای کاری که برای کار جاری اشغال شده است
work file نوار مغناطیسی که برای فایل خراب شده به کارمی رود
WAVE file روش استاندارد مرتب کردن سیگنال آنالوگ به صورت دیجیتال در O ویندوز ماکروسافت .
threaded file فایل نخی
the rank and file توده مردم عادی
the rank and file توده ارتش
son file فایل پسر
son file آخرین گونه کاری یک فایل
single file به ستون یک
single file ستون یک
single file یک ردیف ستون
single file صف نظامی که یکی یکی پشت سرهم باشند
shared file فایل اشتراکی
sequential file پرونده ترتیبی
sequential file فایل ترتیبی
scratch file فایل چرکنویس
scratch file فایل موقتی
scratch file ناحیه کاری که برای کار جاری استفاده میشود
source file فایل مبدا
static file پرونده ایستا
static file فایل ایستا
the rank and file سربازان
text file فایل متن
text file فایل نوشتاری
test file پرونده ازماینده
tape file پرونده نواری
tang of file محور سوهان
tag file پرونده برچسب
tag file فایل برچسب
system file فایل سیستم
suspense file پرونده بلاتکلیف
suspense file پرونده معلق
string file پرونده رشتهای
scratch file نوار مغناطیسی برای فایل نامناسب
file label برچسب فایل
file conversion تبدیل فایل
file compatibility همسازی پرونده ها
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com