English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
field density چگالی میدان
Other Matches
density چگالی
density تراکم میدان مین
density جرم مخصوص
density جرم حجمی چگالی
density جرم حجمی
density دانسیته
density غلظت
density انبوهی
density تراکم
density تکاثف
density تراکم الیاف [در یک مساحت معین]
density چگالی یا ارتفاع پرز فرش
density فرش پر تراکم
density تعداد بیتهایی که در یک واحد مسافت در دیسک یا نوار مغناطیسی ذخیره می شوند
density mean میانگین چگالی
density حجم دادهای که در فضایی از دیسک یا نوار قابل جمع آوری است
density دیسکی که میتواند دو بیت داده را در واحد مسافت ذخیره کند در مقایسه با دیسک استاندارد با استفاده از پردازنده پیشرفته نوشتن
density سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
density دیسک مغناطیسی استاندارد برای ذخیره سازی داده
gas density چگالی گاز
ion density چگالی یون
line density تراکم خط
immersed density وزن مخصوص جسم در حال غوطه وری
high density چگالی عالی
bluck density وزن مخصوص
gross density چگالی خام
gross density چگالی غیر خالص
gas density دانسیته گاز
density gage چگالی سنج
absolute density چگالی مطلق
flux density چگالی شار
flux density تراکم فشار
density attitude ارتفاع مربوط به غلظت استاندارد هوا
density of current چگالی جریان
density of electron چگالی الکترون
density of loading تراکم پر کردن خرج در لوله تراکم خرج پرتاب
density of traffic تراکم رفت و امد
density of traffic تراکم ترافیک
density of traffic پر پشتی امد و شد
charge density چگالی بار
character density تراکم کاراکترها
density of charge چگالی بار برقی
density modulation تحمیل تکاثفی
density dependent انبوهی بسامان
damage density چگالی اسیب رسانی
current density غلظت جریان
current density تکائف جریان
current density چگالی جریان
density function تابع چگالی
density indicator چگالی سنج
density independent انبوهی نابسامان
character density تراکم دخشه ها
density wave موج چگالی
dual density تراکم مضاعف
electron density چگالی الکترونها
electron density چگالی الکترونی
electronic density چگالی الکترونی
energy density دانسیته انرژی
energy density تکاتف یا چگالی انرژی
apparent density تکاتف فاهری
air density چگالی هوا
air density غلظت هوا
dry density چگالی
bit density تراکم ذرهای
double density چگالی مضاعف
double density تراکم مضاعف
dry density تراکم خشک
bulk density چگالی تودهای
bulk density چگالی حجمی
bulk density چگالی کشیدگی
dry density وزن مخصوص خشک
bit density چگالی بیت
flux density چگالی شاره
relative density گرانی ویژه
relative density دانسیته نسبی
relative density چگالی نسبی
recording density تراکم ضبط
radiation density تراکم تابش
quad density چگالی عالی
quad density تراکم چهارگانه
single density چگالی تک
probability density چگالی احتمال [ریاضی]
knot density چگالی گره [تراکم تعداد گره در مساحتی مشخص از فرش می باشد که اغلب بصورت متر مربع و یا اینچ مربع محاسبه می گردد.]
traffic density پرپشتی شد امد
traffic density سنگینی شد امد
traffic density فشار امد وشد
traffic density تراکم امد و شد
traffic density شدت عبور و مرور
traffic density تکاشف عبور و مرور
track density تراکم شیار
telephone density تراکم تلفن
tap density چگالی انباشتگی
quad density تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
packing density تراکم فشرده سازی
maximum density حداکثر تراکم
traffic density تراکم عبور و مرور
critical density چگالی بحرانی
mine density میزان تراکم مین در میدان مین
optical density چگالی نوری
packing density تراکم بسته بندی
page density چگالی صفحه
print density تراکم چاپ
particle density وزن مخصوص حقیقی
single density با تراکم واحد
population density تراکم جمعیت
magnetic flux density چگالی شاره مغناطیسی
heat flux density چگالی شار گرما
density of surface charge چگالی بار سطحی
magnetic flux density چگالی شار مغناطیسی
light load density تراکم بار کم
high density disk دیسک چگالی عالی
hight density polyethylene پلی اتیلن با چگالی زیاد
low density polyethylene پلی اتیلن با چگالی کم
volumetric loading/density خارج قسمت حجم کل سوخت موتور راکت جامد به کل بدنه یا پوسته
density of an ion beam چگالی اشعه یونی
density of an electron beam چگالی اشعه الکترونی
magnetic flux density چگالی شار مغناطیسی چگالی خطوط قوا اندوکسیون مغناطیسی
density of volume charge چگالی بار حجمی
radiant energy density چگالی انرژی تابشی
radial probability density چگالی شعاعی احتمالی
electric flux density چگالی شار الکتریکی
magnetic tape density چگالی نوار مغناطیسی
probability density function تابع چگالی احتمال
neutral density faceplate صفحه رنگی تلویزیون
double density recording ضبط تراکم مضاعف
density wave theory نظریه موج چگالی
space charge density چگالی بار پیرامونی
excited atom density چگالی اتمهای تحریک شده
density of the total electromagnetic ene چگالی انرژی الکترومغناطیسی
field شاخه [دانشی]
To take field against somebody . بر علیه کسی وارد شدن
right field سمتراستزمین
zero field میدان صفر
zero field بی میدان
zero field بی حوزه
well field حوزه تغذیه کننده چاه
to take the field جنگ اغازکردن
field رشته [دانشی]
field name نام فیلد
to keep the field جنگ یاعملیات جنگی را ادامه دادن
to keep the field درجای خودثابت ماندن
field جای گرفتن توپگیران در زمین کریکت هر کدام از دایرههای هدف
field میدانه
field حوزه
field شکارچیان جزسرپرست و کمکهای اومنطقه محصور مسیر مسابقه دو
field نوشتن داده روی PROM
field توپگیر کریکت تمام توپگیران کریکت
field زمین بازی
field فرودگاه
field دشت
field میدان رزم صحرا
field زمینه رزمی صحرایی
field مجموعه حروف برای مشخص کردن یک فیلد یا محل آن
field مشابه 4036
field فیلد
field محل توزیع نیرو و انرژی مغناطیسی یا الکتریکی
field بخشی از رکورد کاپیوتری که حاوی محل داده است
field بخشی از ستون کارت برای یک نوع داده یا رکورد
field محصول آزمایش شده خارج شرکت یا آزمایشگاه تحقیقات در وضعیت واقعی
field مهندسی که در یک شرکت کار نمیکند , و در بین مشتریان است و بهبود کامپیوتر آنها را بررسی میکند
field خارج اداره یا کارخانه
field فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
field کدی که نشان دهنده خاتمه یک موضوع و شروع بعدی است
field تعداد حروف که در یک فیلد میتواند باشد
field بخشی از دستور کامپیوتری که حاوی محل داده است
field بخشی از دستور کاپیوتری که حاوی محل داده است
field روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد
field میدان دید
field دشت کشتزار
field دایره
field میدان
field رشته
field بمیدان یا صحرا رفتن
field پایکار
field صحرا
field زمین
field کارگاه
soccer field زمین فوتبال
field hockey زمین هاکی
grounded field سیم پیچ متصل به زمین
field glasses عینک صحرایی
grain field گندم زار
grain field کشتزار
gravitational field میدان گرانش
field roving course مسابقه تیراندازی جنگلی
gold field ناحیه زرخیز
field separator جدا ساز میدان
field service خدمات پایکار
high field میدان قوی
interference field میدان مزاحم
interference field میدان انترفرنس
intermediate field میدان میانی
intermediate field میدان واسطه
irrotational field میدان ناگردان
lacrosse field زمین لاکراس
magnetic field میدان مغناطیسی
input field میدان ورودی
inhomogeneous field میدان غیریکمواخت
inhomogeneity of a field غیریکنواختی یک میدان
magnetic field حوزه مغناطیسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com