Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 191 (9 milliseconds)
English
Persian
figure skiing handle
دستهچوباسکی
Other Matches
skiing
اسکی بازی
skiing
ورزش اسکی
water skiing
اسکی بازی روی اب
grass skiing
اسکی روی چمن
dry skiing
تمرینات تابستانی اسکی درسالن
water-skiing
اسکی بازی روی اب
hot dog skiing
اسکی کردن با سرعت در میان پستی و بلندی یا بوس و تابع تکنیک خاصی هم نیست
figure
شماره چاپ شده
figure
آنچه کاملا درست نباشد ولی نزدیک باشد
figure
نقش
figure
پیکره تندیس
figure
هیکل
figure
شمردن
figure
نگاره
figure
تصویرکردن
figure
پیکر
figure
مجسم کردن
figure
حساب کردن
figure
رقم
figure on
توجه کردن
figure on
در صدد بودن
figure out
<idiom>
سعی درفهم یاحل
figure on
<idiom>
بستگی دارد به
figure of eight
به شکل عدد هشت
figure eight
به شکل عدد هشت
to figure up
مبلغ یا میزان
to figure up
حساب کردن
to figure out
بالغ شدن
to figure out
درامدن
the figure below
رقم زیرین
to figure up
پیدا کردن
figure out
حل کردن
figure out
معین کردن
figure out
سنجیدن
figure out
کشف کردن
figure on
اطمینان داشتن
figure
کشیدن
figure
عدد
figure
نقش رقم
figure
شخص
figure
صورت
figure
شکل
solid figure
تنه
figure skate
اسکیت با انجام حرکات مختلف
figure skater
اسکیت باز ماهر
incised figure
شکل مجاری شده
plane figure
شکل مسطح
raised figure
طرح برجسته
father figure
پدر- نماد
mother figure
مادر- نماد
I cant figure that girl out .
از کارهای او چیزی نمی فهمم
figure of eight knot
گره هشت فرانسه
figure head
مجسمه ای که بر دماغه کشتی نصب میکنند
[رئیس پوشالی]
figure-eight knot
شکلگره8تایی
figure ski
طرح چوب اسکی
nonsense figure
شکل بی معنا
pushing figure
اندیس تغییر بسامد پایین
sales figure
ارقام فروش
to cut a figure
عرض اندام یاجلوه کردن
lay figure
آدم چوبی و بند بند که هنرپیشگان بکار میبرند
significant figure
رقم با معنی
in a is a superi or figure
در2A رقم 2 بالاواقع شده است
imaginary figure
ضریب موهومی
pulling figure
اندیس تغییر بسامد بالا
figure of speech
استعاره
figure of speech
صنایع ادبی
figure head
پیکر جلو کشتی
figure ground
شکل و زمینه
solid figure
بدن
[کالبد]
authority figure
مظهر قدرت
ambiguous figure
شکل مبهم
solid figure
تن
figure skating
یخ بازی نمایشی
half-figure
پیکره انتهایی
figure shift
کلید یا کد مبدل کاراکتر
odd figure
عدد فرد
[ریاضی]
figure eight knot
گره هشت کوهنوردی
figure eight fake
ارایش کردن طنابهای ناو به صورت چلیپایی
figure race
مسابقه اتومبیلرانی درمسیری بشکل 8 لاتین
equilateral figure
شکل متساوی الاضلاع
figure skating
مسابقه اسکیت
solid figure
جسم
[بدن]
dot figure
شکل نقطه چین
cut a figure
خود را جلوه دادن
figure skating
رقص روی یخ
Go figure!
[American E]
<idiom>
این فهمیدنی است؟
[اصطلاح روزمره]
handle
بکار بردن
the handle to one's name
لقب
this will a for a handle
بکارمن نمیخورد
this will a for a handle
بدرمن نمیخورد
take-up handle
دستهسوارکننده
to handle something
چیزی را تحت کنترل آوردن
[وضعیتی یا گروهی از مردم]
handle
دسته
handle
قبضه شمشیر
handle
احساس بادست
handle
دست زدن به
handle
سروکارداشتن با
handle
وسیله لمس
handle
رفتار کردن استعمال کردن
handle
دستکاری کردن
handle
مانور کردن
handle
دستگیره
handle
دست زدن
handle
قبضه شمشیر دستگیره جابجا کردن
handle
دسته گذاشتن
handle
اداره کردن بازی مددکاری بوکسور
handle
سیم بین چکش و دستگیره
handle
ضامن دستگیره
handle
نمایش مربعی کوچک که قادر به تغییر شکل پنجره یا شی گرافیک است
handle
گیره نگهدارنده
handle
با دست عمل کردن
handle
گیره
handle
خرید و فروش کردن
handle
دست داشتن دسته
handle
شمارهای که فایل فعال را مشخص میکند در برنامهای که به فایل دستیابی دارد
I cant figure it out . I cant make it out at all . I am all at sea.ر
من که سر درنمی آورم
What a lovely tall figure she has .
چه قد وبا لای قشنگه دارد
magnetic field figure
تصویر میدان مغناطیسی
starter handle
دستهآغازگر
carrier handle
دستگیره حمل
shaped handle
دستهحالتدهنده
types of handle
انواعدسته
safety handle
دستهایمنی
pull handle
دستهکشش
side handle
دستهجانبی
retractable handle
دستهجمعشو
door-handle
اهرم در
traversing handle
دستهعرضی
balanced handle
دسته تعادل
to handle something with care
چیزی را با احتیاط جابجا کردن
capstan handle
هندل
fly off the handle
<idiom>
از کوره در رفتن
crank handle
اهرم دستی
lifting handle
دستهبلندکننده
The handle of the bucket has come off.
دسته سطل کنده شده
carrier handle
دسته حمل
door-handle
دستگیرهدر
turning handle
دستهچرخشگر
knob handle
دکمهدستی
operating handle
دستگیره کولاس
handle the ball
دست زدن توپزن به توپ
handle escutcheon
روقفلی دسته
handle escutcheon
روقفلی فرمان
handle bar
دسته موتورسیکلت
lever handle
دستگیره اهرم
handle bar
فرمان
reshape handle
دایره کوچک نمایش داده شده روی یک فریم اطراف یک شی یا تصویرکه کاربرمیتواندانتخاب کند وبکشد تا شکل فریم یا شی گرافیکی را تغییردهد
scoop handle
مشته
the handle of the face
دماغ
operating handle
دستگیره راه اندازی
operating handle
دستگیره عامل
pump handle
زیاد تکان دادن
man handle
با نیروی انسان حرکت دادن بدرفتاری کردن
knurled handle
دستگیره اج دار
star handle
دستگیره گردان
jug handle
شکاف به عرض دست
the handle of the face
بینی
auxiliary handle
دستهکمکی
basket handle
گذرگاهبهشکلدستهزنبیل
hammer handle
دسته چکش
handle bar
دسته دوچرخه
grab handle
دستگیره
elevating handle
دستهبالابر
grip handle
جادستی
cross handle
ضامنضربدری
guide handle
دستهیراهنما
gun handle
دستهتلمبه
charging handle
دستهینشانگیر
carrying handle
دستهحمل
carriage handle
دستگیرهحامل
half handle
نیمدسته
door handle
دستگیرهدر
insulated handle
دستهعایقدار
brake handle
ترمزدستی
file handle
دسته سوهان
simile
[rhetorical figure of speech]
تشبیه
[استعاره ]
[گفتار لفظی]
anti-vibration handle
دستهضدلغزش
oxygen control handle
دستهکنترلاکسیژن
The door – handle has broken off.
دسته درشکسته است
inside door handle
دستگیره داخل درب اتومبیل
Handle the boxes with care.
جعبه ها رابا احتیاط جابجا کنید
I can handle (cope with) hom.
از پس اوبرمی آیم
air brake handle
دستهترمزهوایی
window winder handle
دستگیرهحرکتدهندهشیشه
pistol grip handle
دستهنگهدارندهپیستون
handle bar arm
دسته فرمان
handle with kid gloves
<idiom>
باکسی همکاری دقیق داشتن
interior door handle
دستهداخلدر
I wI'll show you! Who do you think you are ?I know how to handle (treat) people like you !
خیال کردی! خیالت رسیده ! ( درمقام تهدید )
To fly into a rage. To foly off the handle.
آتشی شدن (ازکوره دررفتنن )
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com