English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 37 (6 milliseconds)
English Persian
fox hunting شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
Search result with all words
hunting شکار
hunting صید
hunting نوسان سرعت
hunting نوسان دادن انتن رادار درردیابی
hunting شکار کردن جستجو کردن
hunting شکار دشمن یا زیردریایی
hunting حرکت سریع لوله تانک به بالا و پایین دراثر تعقیب خودکار با رادار
hunting فرآیند جستجوی رکورد داده در یک فایل
hunting ground شکارگاه
hunting grounds شکارگاه
bow hunting شکار با تیر و کمان
cub hunting شکار بچه روباه
exploratory hunting عملیات اکتشافی و خنثی کردن مین یا مین روبی
hunting bow کمان بلند و سنگین برای شکار
hunting box or lodge خانه کوچک شکارگران
hunting dog سگ شکاری
hunting dog توله
hunting horn بوق مخصوص علامت دادن به شکارچیان
hunting leopard یوزپلنگ
hunting panther یوزپلنگ
mine hunting کشف و خنثی کردن مین
stag hunting شکار اهو با حالت سواره وکمک تازیها
still hunting روش شکار با تعقیب اهسته بدون کمک سگ
still hunting شکار باروش در کمین نشستن
to go a hunting شکار رفتن
hunting cap کلاهشکار
witch-hunting کشفوتنبیهافرادیکهدارایعقایدمضربرایاجتماعهستند
We are hunting for a vacant flat. دربدر دنبال آپارتمان خالی می گردیم
head-hunting <idiom> جستجو کردن برای یافتن شخصی شایسته ولایق
fox-hunting شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
hunting design طرح شکارگاهی [این طرح از زمان صفویه رواج یافته و در آن صحنه های مختلف شکار توسط انسان و یا نزاع حیوانات مختلف نشان داده می شود. منشاء اولیه آن کاشان ذکر شده است.]
Imperial Silk Hunting Carpet فرش شکارگاهی ابریشمی درباری [این فرش مربوط به قرن شانزده میلادی بوده و در زمینه حاشیه از صحنه های شکار به همراه گل های شاه عباسی و اسلیمی استفاده شده است.]
hunting ground صیدگاه
hunting district صیدگاه
hunting ground شکار گاه
hunting district شکار گاه
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com