Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
free oscillation
نوسان ازاد
Other Matches
oscillation
تاب
oscillation
جنبش
oscillation
لرزه
oscillation
تفکیک امواج اشکار سازی
oscillation
نوسان سازی
oscillation
اوسیلاسیون
oscillation
نوسان
induced oscillation
نوسان القاء شده
amplitude of oscillation
دامنه نوسان
barkhausen oscillation
نوسان بارکهاوزن
undamped oscillation
موج پایدار
damped oscillation
نوسان میرا
parasitic oscillation
اوسیلاسیون پارازیتی
phugoid oscillation
نوسانهای با پریود طولانی هواپیما حول محور عرضی
stable oscillation
نوسان پایدار
intermediate oscillation
نوسان میانی
total amplitude of oscillation
دامنه کل نوسان
high frequency oscillation
نوسان فرکانس بالا
free will
اختیاری
free will
ازادی اراده
free will
طیب خاطر
i did that of my own free will
به میل خود
free will
اختیار
free in and out
بدون هزینه تخلیه و بارگیری
You are free to go now.
اکنون آزادید بروید.
free for all
زدوخوردهمگانی
free will
اراده ازاد
having free will
ازادکار
having free will
فاعل مختار
free for all
داد وبیداد
free
<adj.>
دست و دلباز
free
پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
free
مجانی
free
پروتکل ارسال که در آن گیرنده هیچ سیگنال وضعیت دریافت نمیکند
free
حالت محاورهای که به بیش از یک کاربرد امکان استفاده همزمان از برنامه میدهد
i did that of my own free will
این کار را کردم
free
موجود در دیسک یا حافظه
free
مجاز منفصل
free
بازیگر ازاد
free
مستقل
free
کمی محدودیت نوع اسلحه
free
جایز
free
ازادکردن
free
بخشودن
free
تحویل
free
فاقد
free
حرکت قایق در جلو باد
free
مربوط به پای ازاد بازیگر در هوا در هرلحظه
free
پاک کردن برنامه ها یا فایل ها با افزایش فضای خالی
free
ازاد
free
مطلق
free-for-all
مسابقه بین این اسبها
free-for-all
اسبیکه برنده جایزه شده وباید باسریعترین اسبهامسابقه بدهد
free
بطور مجانی ازادکردن
free
رها
free
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
free
ترخیص کردن میدانی
free
روا
free
اختیاری مختار
free
رایگان سخاوتمندانه
free swimming
قادر به شنا
free swimming
شناور
free surface
مخازن ازاد اب
free thinker
کسیکه دارای فکر ازاد بوده
free surface
سطح ازاد
free throw
پرتاب ازاد
free thought
وارستگی از مذهب
free thought
ازادی فکر لامذهب
free thinkers
ازاد فکران
free throw
پنالتی
free thinker
وبه مذهب بی اعتنا است .
free throw
پرتاب بدون مانع برای یار
free tower
برج ازاد
free thinking
ازادی از قیود مذهب
free wheeling
حالت خلاصی
free trader
بدون گمرک
free zone
منطقه ازاد
free zone
منطقهای که ازحقوق گمرکی معاف میباشد
free zone
منطقه ازاد تجاری
guns free
توپها اتش باختیار
free thinkers
افرادی که ازطریق استدلال منطقی به نتایج دینی می رسند
heart free
ازاد ازقید عشق
free of all charges
بدون هیچگونه مخارج
free of all average
معاف از هرگونه خسارت
heart free
مبرا از عشق
free world
کشورهای غیرکمونیست
free world
جهان ازاد
free with ones money
ولخرج
free tower
برج پرش ازاد
free trader
تجارت ازاد
free turbine
توربین ازاد
free verse
شعر ازاد وبی نظم وقاعده شعر بی قافیه
free volume
حجم ازاد
free vortex
گرداب ازاد
free WAIS
گونه غیرتجاری سرور جستجوی WAIS
free wheel
حرکت بدون رکاب زدن
free wheeling
بازی بدون نقشه قبلی
free wheeling
خلاصی
free-standing
آزاد
free of charge
مجانی
free on rail
تحویل در راه اهن
free on rail
قراردادی که در ان فروشنده کالا را درایستگاه راه اهن کشور مبداء به خریدار تحویل میدهد
free on rail
تحویل کالا روی قطار
free on truck
تحویل کالا روی کامیون
free of charge
معاف از حقوق گمرکی
free of charge
رایگان
free person
حر
free play
بازی ازاد
free play
ازاد
free play
لق
free on quay
قراردادی که دران فروشنده کالا رادراسکله بندر مقصد تحویل میدهد
free on quay
تحویل دراسکله
free on board
بدون هزینه حمل تا روی وسیله نقلیه
free of cost
مجانی
free of cost
مفت
free of duty
معاف از عوارض گمرکی
free of expense
مجانی
free of expense
بیخرج
free of particular average
معاف از خسارات جزئی
free of tax
بدون مالیات
free on boand
فوب
free on boand
تحویل روی کشتی قیمت کالای تحویلی روی کشتی
free play
بدون محدودیت
free position
روش اغاز مجدد بازی پس ازخطا
free radical
رادیکال ازاد
free spoken
رک گو
free spoken
ساده گو
free spoken
بی پرده
free spoken
بی محابا
free spokenness
رک گویی
free spokenness
ساده گویی
free spool
چرخیدن ازاد قرقره ماهیگیری
free stream
جریان ازاد
free support
تکیه گاه ازاد
free spillweir
سرریز ازاد
free space
فضای خالی
free recall
یاداوری ازاد
free redical
بنیان ازاد
free rocket
موشک ازاد
free rocket
موشک غیر هدایت شونده
free rotation
چرخش ازاد
free safety
مدافع در منطقه ضعف
free sample
نمونه مجانی
free silver
مقدار نقره ازاد یک مسکوک
free skating
قسمت حرکات ازاد مسابقه اسکیت
free space
فضای ازاد
free surface
سطح اب ازاد
free from taxes
<adj.>
بدون مالیات
tax-free
<adj.>
معاف از مالیات
tax-free
<adj.>
بدون مالیات
free from taxes
<adj.>
معاف از مالیات
barrier-free
بدون حائل
free rider
آدم انگل
free rider
آدم لاشخور
free rider
آدم مفت خور
Free Classicism
[سبک باستانری قرن نوزدهم انگلیس]
Free Gothic
احیای سبک گوتیک
problem-free
<adj.>
بدون دردسر
trouble-free
<adj.>
بدون زحمت
problem-free
<adj.>
بدون زحمت
parallax-free
<adj.>
بدون اختلاف منظر
trouble-free
<adj.>
بدون دردسر
free shipping
<adj.>
ارسال مجانی
Free style
[سبک قرن نوزده در احساس سبک کلاسیک و دومستیک]
Free Tudor
[سبکی که به شکل ستوندار سبک تئودور و الیزابت است.]
free-handed,
<adj.>
دست و دلباز
postage-free
<adj.>
حمل رایگان
free shipping
<adj.>
حمل رایگان
postage-free
<adj.>
ارسال رایگان
free shipping
<adj.>
ارسال رایگان
postage-free
<adj.>
ارسال مجانی
leave someone free to
مخیر گذاشتن کسی
tax free
بخشوده از مالیات
tax free
معاف از مالیات
the free list
صورت کالای بی گمرک
to set free
ازادکردن
weapons free
جنگ افزار اتش به اختیار فرمان اتش به اختیار درپدافند هوایی
free-range
آزادچر
free-range
خانگی
free-standing
خودایستا
free-standing
غیرمتصل
free-standing
مجزا
stimulus free
محرک- نابسته
setting free
ازاد کردن برده
mean free for scattering
مسافت ازاد میانگین درپراکندگی مسافت پراکندگی
mean free path
مسافت ازاد متوسط
mean free path
مسافت ازاد میانگین
obsolescence free
دستگاه متروک
post free
بدون نیاز به تمبر زدن
running free
خلاص کار کردن
running free
بادبانی با باد پاشنه
sailing free
باد ازاد
set free
ازاد کردن
setting free
عتق
free-standing
مستقل
parallax-free
<adj.>
بدون اختلاف در رویت
fat-free
بدونچربی
free and easy
<idiom>
غیر رسمی
free hand
<idiom>
کاملاآزاد درانجام کاری
alcohol-free
<adj.>
بدون الکل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com