Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
friendly state
کشور دوست
friendly state
کشور خودی
Other Matches
friendly
نیروی خودی
friendly
مسابقه دوستانه
friendly
خودی
friendly
تعاونی
friendly
مهربان موافق
friendly
مساعد
friendly
دوستانه
friendly societies
انجمن تعاونی) که اعضای ان همدیگر رادرتنگدستی یاپیری یاری میکنن
age friendly
دوستدار سالمند
user-friendly
که استفاده و کار با آن ساده است
We are on very friendly terms .
میانه ماخیلی گرم است
user friendly
که استفاده و کار با آن ساده است
friendly fire
تیر یا حملهایکهازطرفجبههخودیصورتپذیرد
friendly society
انجمن تعاونی) که اعضای ان همدیگر رادرتنگدستی یاپیری یاری میکنن
friendly forces
نیروهای خودی
friendly interface
ترکیب تجهیزات ترمینالی وبرنامههای کامپیوتری
friendly front end
طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
identification friendly or foe
سیستم تشخیص هواپیمای دوست و دشمن سیستم تشخیص دشمن توسط رادار
national
[state, federal state]
<adj.>
دولتی
national
[state, federal state]
<adj.>
حکومتی
state-
حال
state-
وضعیتی که در آن عمل رخ میدهد یا میتواند رخ دهد
state-
ابهت
state-
تعیین کردن وقرار دادن
state-
افهار کردن وتصریح کردن
state-
کشور
state-
ایالت کشوری
state-
دولتی
state-
سیاسی رسمی وضع
state-
مقام ورتبه
state-
وضعیت چیزی
corresponding state
حالت متنافر
to be in a state of a
بیم داشتن
to be in a state of a
هراسان بودن
to be in a state of f.
پیوسته درتغییربودن
to keep state
شان یا مقام خودراحفظ کردن
to keep state
خود را گرفتن
what state
در رهگیری هوایی یعنی میزان سوخت و مهمات واکسیژن باقیمانده خود راگزارش کنید
state-
مدار یا وسیله یا برنامهای که نشان میدهد هیچ عملی رخ نداده ولی ورودی می پذیرد
the state
effusion seminal causedby cleanness ofجنابت
state-
وضعیت
two state
دو حالتی
state
ملت
state
کشور
state
ایالت کشوری
state
دولتی
state
سیاسی رسمی وضع
state
مقام ورتبه
state
ابهت
state
افهار کردن وتصریح کردن
state
تعیین کردن وقرار دادن
state
توضیح دادن
state
دولتی حالت
state
جزء به جزء شرح دادن
state
جمهوری کشور
state
ایالت
state
کشوری
state
دولت
state
چگونگی
state
دولت استان
state
کیفیت
state
حالت
state
تعیین کردن حال
state
افهار داشتن افهارکردن
state
حال
state-
جزء به جزء شرح دادن
state-
افهار داشتن افهارکردن
state-
تعیین کردن حال
state-
چگونگی
state-
کیفیت
state-
دولت استان
state-
ملت
state-
دولتی حالت
state-
کشوری
state-
دولت
state-
ایالت
state-
توضیح دادن
state
وضعیت
state
وضعیتی که در آن عمل رخ میدهد یا میتواند رخ دهد
state-
جمهوری کشور
state
مدار یا وسیله یا برنامهای که نشان میدهد هیچ عملی رخ نداده ولی ورودی می پذیرد
state
وضعیت چیزی
state-
حالت
state of grace
توفیق
state of purity
طهارت
state of equilibrium
حالت تعادل
state of siege
حالت محاصره
state of alert
وضعیت هوشیاری
state of being cheated
غبن
state of being cheated
مغبونیت
state of alert
وضعیت اماده باش یکان
state of grace
تائید
state of rest
حالت ساکن
state of rest
حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
state planning
برنامه ریزی دولتی
state socialism
سوسیالیسم دولتی
state property
اموال عمومی
state prison
زندان دولتی
state stress
وضعیت تنش
state succession
توالی دولتها
state midicine
سیستم پزشکی ملی
state religion
مذهب رسمی
state of in her itance
ملک یا دارایی قابل توارث
state prison
زندان ایالتی
state property
دارائی دولت
state ownership
مالکیت دولتی
state of war
حالت مخاصمه
state of the realm
طبقات اجتماعی یا سیاسی کشور
state of the art
جدیدترین تکنولوژی تکنولوژی جدید
state of stress
حالت تنش
state road
شاهراه
state of alert
وضعیت امادگی
state bank
بانک دولتی
state bank
بانک استان
state attorney
نماینده دولت در دادگاه مدعی العموم استان یاکشور
state aid
کمک دولت به موسسات عام المنفعه وغیره
state affairs
امور مملکتی
state enterprise
بنگاه دولتی
stable state
حالت پایا
spin state
حالت اسپین
solid state
نیمه هادی
solid state
حالت جامد
sol state
حالت سولی
soild state
حالت جامد
sending state
کشور اعزام کننده پرسنل
state chicken
در رهگیری هوایی یعنی سوخت من در حال تمام شدن است بایستی برای تجدیدسوخت برگردم
state college
دانشکده دولتی
state midicine
سیستم پزشکی تحت نظارت دولت
state enterprise
مالکیت دولتی
state lamb
در رهگیری هوایی یعنی سوخت کافی ندارم که رهگیری انجام دهم و برگردم
state hood
حالت وشرایط ایالات امریکا
state hood
ایالتی
state guard
ارتش ایالتی
state guard
نیروی نظامی ایالتی
state government
دولت مرکزی
state function
تابع حالت
state flower
گل علامت مخصوص هر استان یا کشور
state equation
معادله حالتی
state diagram
نمودار حالات
state criminals
مجرمین سیاسی
state criminals
مقصرین سیاسی
state craft
سیاستمداری
sending state
کشور فرستنده
waiting state
وضعیت کامپیوتر که در آن برنامه درخواست ورودی یا سیگنال میکند پیش از ادامه اجرا
wait state
وضعیت انتظار
wait state
حالت انتظار
wait state
1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
unpolarized state
حالت ناقطبیده
unstable state
حالت ناپایا
two state variable
متغییر دو حالتی
two state jump
جهش دو حالتی
two state circuit
مدار دو حالتی
two state algebra
جبر دو حالتی
state vector
بردار حلات
transition state
حالت گذار
totaliarian state
دولتی که دران یک نفر یا یک هیات حاکمه اختیار و تصدی همه امور رادر دست دارند
war state
دولت جنگی
war state
دولت نظامی declaration preventivetotal
zero wait state
وضعیت یک وسیله
quantum state
حالت کوانتومی
[فیزیک]
[شیمی]
belonging to the state
<adj.>
حکومتی
belonging to the state
<adj.>
دولتی
lie in state
<idiom>
بعداز مرگ دیدن جسد
state of mind
وضعیتوشرایطدریکلحظه
state of affairs
شرایطوموقعیتهایمربوطبهیکنفر
head of state
ملکهیارئیسجمهور
head of state
پادشاه
State Department
وزارت برون مرز
State Department
وزارت امور خارجه
zero wait state
که آن قدر سریع است که با سرعت قط عات دیگر در کامپیوتر کار میکند و نیاز نیست به صورت مصنوعی سرعت آن کم شود یا وضعیت انتظار درج شود
totaliarian state
دولت توتالیتر
to state one's opinion
افهارعقیده کردن
three state logic
: بالای منط قی , پایین منط قی و امپدانس بالا
stationary state
حالت ایستاده
stationary state
تعادل درحالت سکون
stationary state
وضعیت سکون
state's evidence
گواه جنایی
state's evidence
گواه دادگاه جنایی
state's attorney
نماینده دولت در دادگاه مدعی العموم استان یاکشور
state vector
بردار حالت
state vector
بردار وضعیت
state university
دانشگاه دولتی
state university
دانشگاه ایالتی
state to which one belongs
دولت متبوعه siege-neutralized-neutral-buffer
state tiger
در رهگیری هوایی یعنی سوخت کافی برای اجرای ماموریت رهگیری دارم
state table
جدول حالات
steady state
حالت دائمی
steady state
وضعیت پایدار
steady state
وضعیت بارشد مداوم
three state logic
دروازه منط قی یا IC که سه وضعیت خروجی ممکن دارد
the state of being married
احصان
the outward state
فاهر
territory of state
قلمرو دولت
supervisor state
وضعیت نظارت
supervisor state
حالت نظارت
steady state
مدار یا وسیله یا برنامهای که در وضعیتی می ماند که هیچ عملی انجام نمیدهد ولی ورودی می پذیرد و..
steady state
حالت پایا
steady state
حالات دائم
steady state
حالت ثابت
state succession
تعویض دولتهابه طور متوالی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com