English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 76 (3 milliseconds)
English Persian
frontal lobe syndrome نشانگان قطعه پیشانی
Other Matches
frontal lobe قسمت قدامی دونیمکره مخ
frontal lobe لب قدامی مغز
frontal lobe قطعه پیشانی
frontal تمامرخ
frontal روبرو
frontal از جلو
frontal جبههای
frontal قدامی
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
frontal پیشانی
frontal sinus سینوسجلویی
frontal attack تک جبههای
frontal attack حمله جبههای
frontal bone استخوان پیشانی
frontal plane سطح تاجی
orbital frontal cortex قشر پیشین حدقهای
frontal association area منطقه ارتباطی پیشانی
lobe دایره سازی
lobe گوشه
lobe لب
lobe اویز بخش پهن وگردی که بچیزی اویخته یا پیش امده باشد لخته
lobe نرمه
lobe یکی از دو یا چهار جزء تشکیل دهنده پرتو رادار جهت یاب ازانتن مجهز به بازتابنده
lobe قطعه
lobe بخشی از عضله یا مغز
seed lobe لپه
temporal lobe قطعه گیجگاهی
lobe of the car نرمه گوش
lobe switching کلید زنی انتن
occipital lobe قطعه پس سری
lower lobe نرمهششزیرین
middle lobe نرمهششمیانی
terminal lobe برگهگوشتیانتهایی
upper lobe نرمهششزیرین
parietal lobe قطعه اهیانهای
lower lateral lobe پهنبزگتحتانیجانبی
upper lateral lobe پهنبرگکناریفوقانی
syndrome علائم مشخصه مرض
Down's syndrome نشانگان داون
syndrome نشانگان
syndrome مجموعه علائم بدنی وذهنی مرض
syndrome همرفت
pick's syndrome نشانگان پیک
pick's syndrome بیماری پیک
pickwickian syndrome نشانگان پیک ویکی
turner's syndrome نشانگان ترنر
scheie's syndrome نشانگان شی
stockholm syndrome نشانگان استکهلم
withdrawal syndrome نشانگان ترک دارو
triple x syndrome نشانگان سه ایکسی
ganser syndrome نشانگان گانسر
cushing's syndrome نشانگان کوشینگ
dacosta's syndrome نشانگان داکوستا
effort syndrome نشانگان تلاش
amnesic syndrome نشانگان یاد زدودگی
gerstmann syndrome نشانگان گرستمان
kanner's syndrome نشانگان کانر
klinefelter's syndrome نشانگان کلاین فلتر
adaptation syndrome نشانگان انطباق
parkinson's syndrome نشانگان پارکینسون
korsakoff's syndrome نشانگان کرساکف
munchausen syndrome نشانگان مونچاوزن
capgras syndrome نشانگان کپگراس
acute brain syndrome نشانگان مغزی حاد
kluver bucy syndrome نشانگان کلوور- بوسی
dry mouth syndrome خشکی دهان [پزشکی]
dry mouth syndrome زروستومی [پزشکی]
slapped cheek syndrome اریتما اینفکتیوزوم [پزشکی]
organic brain syndrome او بی اس
organic brain syndrome نشانگان اسیب مغزی
social breakdown syndrome نشانگان فروپاشی اجتماعی
general adaptation syndrome نشانگان انطباق عمومی
brown sequard syndrome نشانگاه براون- سکار
slapped cheek syndrome بیماری پنجم [پزشکی]
atmosphere related syndrome [ARS] حساسیت به تغییرات هوا [پزشکی]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com