English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 181 (9 milliseconds)
English Persian
germinal period دوره نوجنینی
Other Matches
germinal نطفهای
germinal جنینی
germinal اصلی
germinal جرثومهای بدوی
germinal تخمی
germinal area قسمتی از پلاستودرم که جنین اصلی مهره داران را تشکیل میدهد
period عادت ماهانه
period زمان تناوب پریود
period نوبت مرحله
period زمان تناوب دوره
period مدت زمان
period آمریکا # علامت چاپ در انتهای متن .
period دوره زمان
period فاصله زمان
off period مدت نارسانایی
on period مدت رسانایی
at a later period در موقع دیگر
at a later period بعدها
period دوره
period گذشت زمان
period موقع
period کمال
period نتیجه غایی
period پایان
period حد
period طمث
period قاعده زنان
period جمله کامل
period مکث
period نوبت ایست
period گردش
period عصر
period وقت روزگار
period مدت
period گاه
period نقطه پایان جمله
period منتهادرجه دوران مربوط به دوره بخصوصی
period دوران
period روزگار نوبت
period تناوب
period دوره تناوب
period دوره تناوبی
period زمان
period لحظه
period نقطه
probationary period دوره ازادی مشروط
period of roll زمان تناوب چرخش
period of vibratio دوره ارتعاش
porolongation of a period تمدید مدتی
probationary period دوره ازمایشی
practice period دوره تمرین
pulse period تناوب پالس
production period دوره تولید
rest period دوره استراحت
remainder of the period باقیمانده مدت
retention period دوره ابقا
reasonable period مدت معقول
refractory period دوره بی پاسخی
period of roll دوره تناوب
period of production دوره تولید
period of prescription مدت مرور زمان
payback period دوره برگشت سرمایه
payoff period دوره بازگشت سرمایه
payout period دوره بازگشت سرمایه
period of concentration زمان تمرکز
period of concentration در یک حوزه ابریز رودخانه مدت زمانی که یک قطره اب از ابتدای حوزه تا خروج از حوزه را
period of concentration می پیماید
period of delivery دوره تحویل
period of grace مهلت پرداخت
period of grace مهلت
period of grace ضرب الاجل
period of hire مدت اجاره
period of instrument دوره سنجه
period of office دوره تصدی
payback period دوره برگشت
retrace period دوره بازگشت
And that is it period . I have nothing more to say . and that is final . همان است که گفتم ( برو برگرد ندارد )
For a period of one month. به مدت یک ما ؟
three-month period دوره سه ماهه
time period دوره زمان
time period فاصله زمان
time period گذشت زمان
three-month period سه ماه
Safavid period دوران صفویه [اوج دوران شکوفایی فرش ایران که دیگر هرگز تکرار نشد. ایجاد کارگاه های بزرگ قالبافی اصفهان و کاشان تحولی شگرف به دنبال داشت و شاهکارهای آن هنوز در موزه های جهان جلوه گری می کند.]
quarterly period سه ماه
wave period زمان تناوب امواج دریا
transition period دوره انتقال
transition period دوره گذار
right for a prescribed period رقبی
scan period دورهء پویش
second long period تناوب بزرگ دوم
short period دوره کوتاه
sidereal period دوره تناوب نجومی
sidereal period پریودنجومی
synodic period month lunar
synodic period دوره تناوب هلالی
synodic period پریودهلالی
the girls of the period دختران امروزی
third long period تناوب بزرگ مرتبه سوم
to put a period to بپایان رساندن
transattack period زمان اجرای تک اتمی
transattack period مدت ادامه تک اتمی
quarterly period دوره سه ماهه
cooling off period دوره ملایمت
cooling period زمان بازار خراب کن
critical period دوره بحرانی
critical period دوره شاخص
curfew period ساعات خاموشی
curfew period ساعات منع عبور و مرور
design period مدت طرح
earthquake period دوره تناوب زلزله
extra period وقت اضافی
financial period دوره مالی
first long period تناوب بزرگ اول
base period زمان مبنا
guarantee period دوره ضمانت
guarantee period مدت تضمین
gurantee period دوره نگهداری تاسیسات
cooling period زمان انتظار
control period مدت زمان کنترل و بررسی اماد
cooling off period دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling off period دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off period دوره ملایمت
cooling-off period دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off period دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
action period دوره کنش
blocking period دوره وقفه
budget period دوره بودجه
budget period زمان بودجه
coking period زمان کک سازی
conducting period دوره رسانایی
contract period دوره قرارداد
contract period مدت قرارداد
control period دوره کنترل اماد
gurantee period مدت زمانیکه قبل از تحویل نهائی پیمانکار ساختمانی موفف است خسارات ساختمان رارفع نماید
incubation period دوره رشد نهفته
latency period دوره نهفتگی
melting period دوره ذوب
orbital period پریود اربیتالی
latent period دوره کمون مرض
measuring period دوره سنجش
light period دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
limitation period دوره محدودیت
measuring period مدت سنجش
maintenance period زمان تعمیرات
maintenance period دوره تعمیرات
limitation period مدت مرور زمان
long period دوره بلند مدت
period of incubation دوره نهفتگی
infection period دوره نهفتگی
induction period دوره انگیزش
grace period دوره مهلت
idle period دوره استراحت
idle period زمان توقف
payback period دوره بازپرداخت
oxidizing period دوره اکسیداسیون
oxidizing period دوره احیاء
orbital period تناوب مداری
idle period پریود بی باری
impluse period زمان تناوب ضربه جریان
neonatal period دوره نوزادی
maintenance period دوره نگهداری
absolute refractory period دوره بی پاسخی مطلق
half life period مدت زمان لازم برای فعالیت یک ماده رادیواکتیو است که به نصف مقدار اولیه خود کاهش یابد
long run period دوران محاسبه بلند مدت
fundamental period vibration دوره اصلی ارتعاش
half life period تناوب یا دوره نیم عمر
grant a period of grace ضرب الاجل تعیین کردن تمهیل
interlook dormant period زمان توقف دستگاه رادار مدت زمان توقف کار تجسس رادار
waiving of the remainder period marriage temporary a of
waiving of the remainder period بذل مدت
light load period زمان بار کم
grant a period of grace امهال
credit for an unlimited period اعتبار برای مدت نامحدود
relative refractory period دوره بی پاسخی نسبی
right of benefit for a prescribed period حق رقبی
grant a period of grace مهلت دادن
period/stretch/lapse of time دوره زمان
period/stretch/lapse of time گذشت زمان
period/stretch/lapse of time فاصله زمان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com