Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 183 (9 milliseconds)
English
Persian
gold parity
برابری طلا
Other Matches
even parity
توازن زوج
parity
روش بررسی
parity
شیار روی مغناطیسی یا نوار کاغذی که حاوی بیت پیریتی است
parity
نشانگری که نشان میدهد آیا داده بررسی پذیرش شده است یا نه یا اینکه داده پیرستی زوج یا فرد دارد
parity
بیت اضافی افزوده به کلمه داده برای بررسی پیوستی
parity
سیسم برسی خطا که هر سری بیتهای ارسالی باید تعداد یکهای دودویی فرد داشته باشند
parity
ارسال داده بدو بیت پریتی
parity
سیستم بررسی خطا که هر مجموعه بیتهای ارسالی باید تعداد یکهای دودویی زوج داشته باشند
parity
برای خطاها و اینکه داده دودویی ارسالی آسیب ندیده است
parity
معادل بودن
parity
بیت توازن
no parity
ارسال داده که در بیت پاریتی استفاده نمیکند
no parity
عدم توازن
no parity
عدم مقایسه
even parity
مقایسه زوج
even parity
زوجیت جفت
parity
بررسی پریتی روی هر کارت پانج یا ستون نوار
parity
بررسی پریتی روی بلاک داده
parity
سیگنال وقفه از تابع بررسی خطا که بیان میکند داده دریافتی در برسی پریتی پذیرفته نشده و آسیب دیده است
parity
تساوی
parity
جفتی
parity
برابری
parity
توازن
parity
زوجیت
parity
یکسانی
parity
تعادل قوا همطرازی قوا
parity
توازن قوای نظامی
parity
marriage to betweenparties status of کفائت کفو بودن
parity
زوج بودن تعادل
parity
قیاس مشابهت
parity
مساوات
parity
تعادل نیروی نظامی
air parity
توازن قوای هوایی
parity bit
ذره توازن
parity bit
عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
even parity check
بررسی توازن زوج
exchange parity
برابری ارز
exchange parity
نرخ برابری ارز
odd parity
مقایسه فرد
odd parity
زوجیت طاق
odd parity
توازن فرد
nuclear parity
قدرت اتمی یکسان
nuclear parity
همطرازی اتمی
air parity
تعادل هوایی
parity bit
بیت توازن
parity price
قیمت مشابه
parity of reasoning
قیاس یا شباهت استدلال
parity error
خطای مقایسه
parity error
اشتباه مقایسه خطای توازن
parity error
غلط مقایسه
parity checking
بازبینی مقایسه
parity checking
بررسی توازن
parity checking
توازن سنج
parity checking
مقابله توازن
parity bit
بیت مقایسه
parity check
مقابله کردن توازن
parity check
بررسی توازن
parity check
مقابله توازن
parity check
مقابله ایستایی
parity price
قیمت لایتغیر
purchasing power parity
نرخ نسبی مبادله
vertical parity check
مقابله توان عمدی
purchasing power parity
برابری قدرت خرید
odd parity check
بررسی توازن فرد
exchange rate parity
نرخ برابری ارز
Gold
<adv.>
<noun>
رنگ طلائی
gold
Au :symb
gold
زر
best gold
تیری که نزدیک به نشان اصابت کرده تیری که نزدیک به مرکزهدف اصابت کرده باشد
gold
طلا
gold
سکه زر
gold
پول
gold
ثروت رنگ زرد طلایی
gold
اندود زرد نخ زری
gold
جامه زری
gold
دایره مرکزی هدف
gold
چشم گاومیش
gold medal
مدال طلا
gold medals
مدال طلا
fool's gold
پیریت
inlaid with gold
زرنشان
inlaid with gold
زرکوب
inlaid with gold
طلا کوب
gold amalgam
جیوه امیخته بازر
gold carats f.
زرهیجده عیار
paper gold
منظور حق برداشت مخصوص است
gold washer
کسیکه خاک زرداررابرای زرجویی میشوید لاوک خاکشویی
gold washer
خاکشو
gold tisane
زربفت
gold tisane
زر بافت
paper gold
طلای کاغذی
dutch gold
زرورق بدل
fool's gold
سولفور اهن
ingot of gold
شمش طلا
gold standard
پایه طلا
to dig gold
زرکندن
as good as gold
<idiom>
مثل یک تکه جواهر
gold fish
ماهی طلایی
All is not gold that glitters.
<proverb>
هر آنچه میدرخشد طلا نیست(هر گردى گردو نیست).
All that glitters is not gold .
<proverb>
هر چیزى که مى درخشد طلا نیست.
heart of gold
<idiom>
شخصیت بخشنده داشتن
gold-rimmed
آنچهلبهوقالبطلاداشتهباشد
gold-plated
آبطلا دادهشده - طلااندودشده
gold dust
خاک طلادار
gold dust
گرد طلا
white gold
الیاژی از طلا شبیه به پلاتین که از ترکیب نیکل یا سایرفلزات و طلا بدست می اید
gold fish
ماهی قرمز
to prospect for gold
جستجوی زردر محلی کردن برای جستجوی زر در جایی پی کردن
to dig gold
زردراوردن
gold flow
انتقال طلا
the name of the unit of gold
دینار
red gold
پول
red gold
زر
gold washing
شستن طلائی
[نوعی سفیدگری مرسوم در افغانستان که با رنگزدائی فرش های قرمز، آنرا بصورت ترکیبی اتفاقی از رنگ های زرد و نارنجی در می آورد. این نوع زمینه رنگی، مورد علاقه بعضی از خریداران اروپایی می باشد.]
gold beater
زرورق ساز
gold fever
حرص زرجویی
gold fever
اتش حرص که درجویندگان زرافروخته میشود
gold field
ناحیه زرخیز
gold filled
دارای روکش طلا
gold flow
جریان طلا
gold bar
شمش طلا
gold foil
ورقه زر
gold foil
زرورق کلفت
gold leaf
ورقه طلای نازک
gold leaf
زرورق نازک
gold embroidery
زردوزی
gold digger
زنی که با افسونهای زنانه مردان را تیغ میزند
gold beating
زرکوبی
gold beating
زرورق سازی
gold beetle
سوسک طلایی
gold bug
سوسک طلایی
gold cloth
زربفت
gold cloth
زری
gold contacts
اتصالات الکتریکی
gold contacts
که با طلا پوشیده شده اند تا مقاومت الکتریکی را افزایش دهند
gold crisis
بحران طلا
gold digger
جوینده طلا
gold market
بازار طلا
gold mining
استخراج طلا
gold pool
صندوق مشترک طلا
gold standards
حالتی که پشتوانه اسکناس یا پول کشوری طلا باشد
gold refinery
واحد تصفیه طلا
gold standards
سیستم پشتوانه طلا
gold standard
واحد طلا
gold reserve
اندوخته طلا
gold solder
لحیم طلا
gold standard
نظام پولی طلا
gold refining
تصفیه طلا
gold standard
نظام پایه طلا
gold thread
گلابتون زر
gold parting
تصفیه طلا
gold or silver
گلابتون
gold palm
نوعی نشان جنگی
gold palm
نشان شرکت در جنگهای ازادی امریکا
ingot gold
شمش طلا
gold and silver plant
حشیشه القمر
gold bullion standard
پایه طلای غیر مسکوک
gold lace
[braids]
گلابتون
[نخ های تزئینی از طلا یا نقره برای جلوه های ویژه در زمینه قالیچه]
gold backing system
نظام پشتوانه طلا
My gold ring is in pawn.
انگشتر طلایم درگرو است
gold bullion standard
پایه شمش طلا
international gold standard
پایه طلای بین المللی
The gold market is booming .
بازار طلااینروزها گرم است
the streets are paved with gold
<idiom>
از در و دیوار شهر پول می بارد
rolled gold bracelet
دست بند طلایی
[غلتیده ]
gold worked steel
فولاد اصلاح شده
gold leaf electroscope
الکتروسکپ با برگههای طلا
gold oak leaf
برگ خرما
gold import point
طلای خالص به فروشنده میدهد
gold import point
نقطه ورود طلا
gold backing system
نظام پایه طلا
gold import point
حالتی است که کشور خریداری کننده کالابه جای ارز یا پول
gold export point
قیمت کالای خارجی با ارزخریداری شده خودداری میکند
to alloy gold with copper
امیختن
silver inwrought with gold
سیمینهای که زردر ان کارکرده باشند
gold exchange standard
پایه ارز طلا
to alloy gold with copper
عیارزدن
gold currency system
نظام پولی طلا
to alloy gold with copper
بارزدن
full bodied gold coin
سکه طلای تمام عیار
the morning hour has gold in its mouth
<proverb>
سحرخیز باش تا کامروا باشی
Anyone can count the seeds in an apple, but only Gold can count the number of apples in a seed.
هر کسی نمی تواند تعداد دانه های داخل یک سیب را بشمارد اما فقط خدا می تواند تعداد سیب های نهفته در یک دانه را بشمارد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com