English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (9 milliseconds)
English Persian
group theory نظریه گروهها
group theory نظریه گروهی
Group theory نظریه گروه ها [ریاضی]
Other Matches
theory تئوری
theory نظریه
theory نگرش
theory تحقیقات نظری
theory فرض علمی
theory اصل کلی
theory علم نظری
theory اصول نظری
theory فرضیه
in theory د رعالم فرض
in theory درعلم نظری
value theory نظریه ارزش
theory of value نظریه ارزش
second best theory نظریه بهترین دوم
second best theory نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
So much for theory! <idiom> به اندازه کافی از تئوری صحبت شد.
theory نگره فرضیه
theory مباحث ریاصیاتی محض
theory فرضیه علمی تعلیم
group مجموعهای از کاربران که با یک نام معرف شده اند
out group برون گروه
t group گروه حساسیت اموزی
t group گروه T
in group گروه خودی
group دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group ناوگروه
group گروه رزمی
group جمع شدن
group دسته دسته کردن
group جمعیت گروه بندی کردن
we group گروه خودی
group انجمن
group گروه
group دسته
group جمع کردن چندین وسیله با هم
group مجموعهای از رکوردهای کامپیوری حاوی اطلاعات مربوط به هم
group کلمه شش حرف در ارتباط تلگرافی
group مجموعهای از نشانه ها یا فایل ها یا برنامه ها که در یک پنجره نشان داده می شوند
group دسته بندی کردن
group نشانهای که پنجرهای را نشان میدهد که حاوی مجموعهای نشانههای فایل یا برنامه هاست
group کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
group شیعه
group حزب
group طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
group جمع اوری چندین چیز با هم
field theory نظریه میدانی
quantum theory تئوری کوانتوم
quantum theory نظریه کوانتومی
game theory این نظریه اغلب در تحلیل کردار انحصارچند جانبه بکار میرود واستراتژیهای مختلف را موردبررسی قرار میدهد
facet theory نظریه رویه ها
field theory تئوری میدان ها
field theory نظریه اساسی میدان
decision theory نظریه تصمیم گیری
probability theory نظریه احتمال
probability theory نظریه احتمالات
game theory نظریه بازیها
queing theory نظریه صف
queuing theory نظریه صف بندی
social theory نظریه اجتماعی
duplicity theory نظریه دو جزیی
electomagnetic theory نظریه الکترومغناطیسی
electron theory نظریه الکترونی
electron theory نظریه الکترونها
electron theory تئوری الکترونی
sampling theory نظریه نمونه گیری
emission theory فرض اینکه نورعبارت است ازیک رشته ذرات سبک که ازجسم نورانی ریزش میکند
representation theory نظریه نمایش
replacement theory نظریه جایگزینی
recapitulation theory نظریه بازپیدایی
queuing theory نظریه صف
queuing theory نظریه خط انتظار نوبت درتحقیق عملیات
equilibrium theory نظریه تعادل
decision theory تئوری تصمیم
game theory نظریه بازی
location theory نظریه تعیین محل استقرار صنعت
location theory نظریه تعیین مکان
local theory نظریه اختصاصی
leg theory روش تهاجمی محاصره کردن توپزن در سمت محدوده او
learning theory نظریه یادگیری
labor theory of value تئوری ارزش کار
labor theory of value براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
labor theory of value نظریه ارزش کار
kinetic theory نظریه جنبشی
kinetic theory فرضیه حرکت ذرات کوچک اجسام
innovation theory ارائه شد . برطبق این نظریه نوسانات تجاری و توسعه اقتصادی نتیجه نواوریهایی است که کارفرمایان اینده نگربمنظور کاهش هزینه ها وافزایش سود بکار میگیرند
innovation theory این نظریه اولین بار توسط جوزف شومپتر
innovation theory نظریه نواوری
information theory نظریه اطلاعات
information theory نظریه خبر
hartree theory نظریه هارتری
logic theory نظریه منطقی
mechanistic theory نظریه ماشینی نگری
fuzzy theory نوعی منط ق در برنامه نویسی کامپیوتری که روشهای نتیجه گیری در مغز بشر را جانشین میکند
game theory تئوری بازی
general theory نظریه عمومی
price theory اقتصاد خرد
graph theory نظریه گرافها
graph theory تئوری گراف
price theory نظریه قیمت
poisson theory تئوری پویسن
plutonic theory فرضیهای که بموجب ان خارههای پی درپی پوسته زمین دراثرگرمای درست شده اند
theory of law فلسفه حقوق
perturbation theory نظریه اختلال
one factor theory نظریه یک عاملی
noncontinuity theory نظریه ناپیوستگی
network theory نظریه شبکه
neoclassical theory of value تئوری ارزش نئوکلاسیک .براساس این نظریه ارزش یک کالا براثر تداخل عرضه وتقاضا برای کالای مورد نظربدست می اید
need press theory نظریه نیاز- فشار
molecular theory نظریه مولکولی
information theory نظریه اگاهی
theory of numbers نظریه اعداد [ریاضی]
trichromatic theory نظریه سه رنگی
transformational theory نظریه تطور
three component theory نظریه سه مولفهای
underconsumption theory of نظریه دور تجاری بر مبنای مصرف ناکافی
theory of saving نظریه مربوط به پس انداز
theory of saving نظریه پس انداز
theory of rent نظریه اجاره
capital theory نظریه سرمایه
theory of relativity نظریه نسبیت
theory of preformation فرضیهای که بموجب ان هربخشی ازموجودالی درنطفه موجودبوده بایدبزرگ شود
theory of numbers نظریه اعداد
classical theory نظریه کلاسیک
trireceptor theory نظریه سه گیرندهای
two factor theory نظریه دو عاملی
set theory نظریه مجموعه ها [ریاضی]
valence theory نظریه والانسی
economic theory نظریه اقتصادی
atomic theory فرضیهء اتمی که تمام مواد راترکیبی از ذرات اتم میداند تئوری انفصال ماده
viscoelastic theory نظریه ویسکوالاستیک
automata theory نظریه ماشینها
underconsumption theory of cycle business
balance theory نظریه توازن
underconsumption theory نظریه مصرف ناکافی
theory of fault تئوری تقصیر
cloaca theory اعتقاد به مقعدزایی
set theory نظریه مجموعه ها
continuity theory نظریه پیوستگی
Order theory ترتیب جزئی [ریاضی]
switching theory تئوری سوئیچینگ
quantum theory مکانیک کوانتومی [فیزیک]
switch theory نظریه راه گزینی
set theory تئوری مجموعه ها
communication theory نظریه ارتباط
consumption theory نظریه مصرف
communication theory تئوری مخابرات
theory of epigensis فرض اینکه نطفه بوجودمیایدنه اینکه ازپیش بوده وپس ازمواقعه
theory of accumulation نظریه انباشته
communication theory نظریه ارتباطات
tetrachromatic theory نظریه چهاررنگی
management group ائتلاف تجاری
sporadic group گروه نامنظم [ریاضی]
finite group گروه متناهی [ریاضی]
marginal group گروه حاشیهای
minority group گروه اقلیت
business group شرکت سهامی [شرکت]
local group گروه محلی
membership group گروه عضویت
landing group گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
management group ائتلاف چند شرکت
cyclic group گروه دوری [ریاضی]
leaving group گروه ترک کننده
extra-group ناهمراه گروه [پرنده شناسی]
splinter group گروهجداییطلب
natural group گروه طبیعی
noun group گروهکلمات
repeating group الگوی داده مکرردریک رشته بیتی
task group گروه ماموریت زمینی
salvage group گروه بازیابی وسایل
salvage group تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
task group ناو گروه مامور اجرای عملیات
tail group مجموعه دم که بعنوان یک واحد یا جزئی از هواپیمامسوب میشود
user group گروه کاربران
symmetry group گروه تقارن
selected group گروه گزیده
shot group گروه گلوله هایی که نزدیک هم به هدف خورده باشند
side group گروه جانبی
substituent group گروه استخلافی
strength group گروه عمده قوای دریایی درعملیات اب خاکی
spelling group حرف رمزی که نماینده یک گروه رمز یا کلمات رمز است
reference group گروه مرجع
product group کالاهی مشابه
interest group علایقگروهی
group practice گروهپزشکی
ginger group افرادیکهکنارهمبایکدیگرکارمیکنند
norm group گروه هنجار
adverbial group گروه قیدی
open group گروه باز
within group variance پراکنش درون گروهی
phosphoryl group گروه فسفریل
pile group دسته شمعهائی که سر انها رادال بتنی می پوشاند
point group گروه نقطهای
user group گروه استفاده کننده
thiocarbonyl group گروه تیوکربونیل
primary group گروه نخستین
tractor group گروه ناوچههای اب خاکی مخصوص پیاده کردن نفرات و خودروهای شنی دار اب خاکی
standardization group گروه معیاریابی
infinite group گروه نامتناهی
acid group گروه اسید
air group گروه هوایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com