English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 180 (11 milliseconds)
English Persian
guard's van کالسکهنگهبانقطار
Search result with all words
guard نگهبان
guard پاسدار
guard پاسبان مستحفظ
guard گارد
guard احتیاط نرده روی عرشه کشتی
guard نرده حفافتی
guard پناه
guard حائل حالت اماده باش در شمشیربازی ومشت زنی وامثال ان نگاه داشتن
guard محافظت کردن نگهبانی کردن
guard پاییدن پاسداری کردن
guard پاسداری دادن
guard نگهبانی دادن
guard محافظ گارد
guard حفافت کردن
guard watch
guard چرم یا زه در قسمتی از چوب بازی لاکراس غلطاندن گوی به جلو یار برای محافظت ان از گوی حریف
guard حالت دفاعی شمشیرباز
guard کاسه بین تیغه و دسته شمشیر
guard روکش کشیدن
guard محافظت کردن
guard صفحه محافظ روکش محافظ
guard محافظ
old guard محافظه کار سیاسی
old guard صنوف صاحب اعتبار قدیم
guard-rail ریل نگهدار حائل ریل
guard-rail نرده
guard-rails ریل نگهدار حائل ریل
guard-rails نرده
advance guard پیش قراول
advance guard پیش لشکر پاسدار
advance guard پیشرو
advance guard طلایه
air guard پاسور هوایی
air guard گشتی هوایی
armed guard گارد مسلح
army national guard گارد ملی وابسته به نیروی زمینی
body guard نگهبان
body guard موکب
body guard هنگ ویژه
bumper guard سپر ماشین
bumper guard روکش سپر
cable guard نگهدارنده کابل
coast guard گارد کرانه
coast guard officer افسر گارد کرانه
color guard گارد پرچم
color guard پاسدار پرچم
custodial guard گروه محافظین ندامتگاه نگهبان ندامتگاه مسئول ندامتگاه
demolition guard نگهبان منطقه تخریب مسئول حفافت منطقه تخریب
double guard دفاع با دو دست
dress guard اسبابی که دردوچرخه جامه را ازاسیب چرخ نگه میدارد جامه پناه
guard ship ship mission active
escort guard گارد محافظ
escort guard محافظ زندانی جنگی بدرقه زندانی
face guard ماسک محافظ
fire guard پیش بخاری
fire guard حائل اتش
flag guard گارد پرچم
flag guard نگهبان پرچم
flank guard پهلودار
front mud guard گلگیر جلوی اتومبیل
gear guard جعبه محافظ برای چرخ دنده ها
guard assembly محفظه
guard assembly الات محافظ روپوش جنگ افزار مجموعه روپوش
guard band باند نگهبان
guard band بخشی از نوار مغناطیسی بین دو کانال که روی یک نوار ذخیره شده اند
guard bit یک بیت در کلمه ذخیره شده که بیان میکند آیا میتواند تغییر کند یا محافظت شده است
guard cell یکی از دو سلول لوبیایی شکلی که منافذ
guard cell گیاهی را تشکیل میدهند
guard house پاسدارخانه
guard house پاسگاه
guard line خط اغاز مسابقه شمشیربازی
guard mount مراسم تعویض پاسدار قدیم یاجدید
guard of honor گارد احترام
guard of honor پاسدار تشریفات
guard of honour پاسدار تشریفاتی
guard of honour گارداحترام
guard plank تخته محافظ
guard post پایه نگهبان
guard rail جان پناه
guard rail نرده هائیکه در دوطرف پل جهت عابرین ساخته میشود
guard rail نرده دست انداز راه پله
guard room پاسدارخانه
guard signal علامت نگهبان
interior guard نگهبان داخلی
knuckle guard کارد
knuckle guard انگلیسی
life guard نگهبان
life guard گارد
life guard هنگ ویژه
main guard پست نگهبانی اصلی
main guard نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
memory guard نگهبان حافظه
mud guard گلگیر
national guard گارد ملی
obstruction guard میله جلو لوکوموتیوکه موانع را از روی ریلهاپس میزند
off ones guard غافل
off ones guard بیرون ازپاسگاه برکنارازنگهبانی
officer of the guard افسر گارد احترام
on guard بحالت گارد
on guard بحالت محافظ باش
Other Matches
on guard هشیار
out guard گشتی صحرایی
on guard درسرنگهبانی
take guard وضع دفاعی توپزن جلو میلههای کریکت
to be on guard موافب
to be on guard بودن احتیاط کردن
to keep guard موافب
to keep guard بودن احتیاط کردن
on ones guard موافب
right guard نگهبانراست
off-guard درانتظارپیشامدبد
off guard <idiom> غیر قابل پیش بینی ،غیر منتظره
out guard گشتی
on ones guard درپاسگاه
on ones guard متوجه
on guard نگهبان
on guard مراقب بودن نگهبان بودن
on guard اماده برای دفاع باشید
on guard گارد گرفتن
on guard اماده توپگیری اماده برای توگیری
on guard گاردگرفتن
on guard <idiom> آگاه ،بادقت
rat guard صفحه مانع ورودموش
rear guard عقب دار
rear guard نیروی عقب دار
road guard ژاندارم
road guard پلیس راه
seaman guard گارد دریایی
safe guard حفافت
safe guard نگهداری
rat guard موش بند
picket guard پاسبان اردوگاه
blade guard تیغهلبه
open guard گارد باز
picket guard دژبان
plane guard ناوگارد نجات
plane guard ناو نجات
point guard موقعیت گارد
praetorian guard گارد ویژه
radio guard نگهبان بی سیم
radio guard نگهبان اطاق بی سیم کشتی یا هواپیمای مامور استراق سمع
sergeant of the guard گروهبان پاسدار
guard dog سگ پلیس
neck guard حافظگردن
on guard line خطحافظ
overhead guard حافظبالایسر
snow guard محافظبرف
tendon guard محافظزردپی
toe guard حافظانگشتان
trigger guard حافظماشه
wind guard محافظباد
guard dog سگنگهبان
border guard پلیس مرزبانی
guard dog سگ نگهبان
left guard محافظچپ
key guard راهنمایکلید
sergeant of the guard گروهبان نگهبان
shin guard ساقبند
skate guard پرش روی تیغه اسکیت
splash guard گلگیر
stand guard نگهبانی دادن
state guard نیروی نظامی ایالتی
state guard ارتش ایالتی
to guard against danger مواظب خطر بودن
to nount guard به نگهبانی رفتن
to relieve guard نگهبان راعوض کردن
watch guard زنجیر یا طنابی که برای نگهداشتن و پاییدن کسی بکارمیبرند
yeoman of the guard گارد سلطنتی محافظ جان پادشاه انگلیس
breech guard حافظتهساز
chin guard حافظچانه
clothing guard حافظپارچه
eye guard حافظچشم
lower blade guard حافظتیغهپایینی
drivebelt safety guard محافظهتسمهگرداننده
upper blade guard حافظتیغهبالایی
body guard moulding قالبحفافتیبدنه
To be caught by surprise . To be off ones guard . غافلگیر شدن
pedestrian guard rail جانپناه برای پیاده رو
lower guard retracting lever سطحانقباضحافظتحتانی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com