English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 70 (5 milliseconds)
English Persian
hanging committee انجمنی که عهده دارچسباندن یا اویختن عکس هایی درنمایش باشند
Other Matches
committee هیئت یا کمیته
T committee انجمن ANSI که استانداردهای ارتباطی دیجیتال برای آمریکا تنظیم میکند , به ویژه سرویسهای ISDN
be on a committee عضو کمیسیونی بودن
committee commission
committee انجمن
committee شورا
committee کمیسیون مجلس مشاوره
committee کمیته
committee هیئت
committee هیئت بررسی انجمن جلسه خصوصی
hanging [فرش کردن، کاغذ دیواری یا هر تزئینی برای اتاق]
hanging معلق شدن
hanging به دارکشیدن
hanging دار زدن
hanging عمل اویختن
hanging بدار زدن چیز اویخته شده
hanging اویز
hanging معلق
hanging اویزان درحال تعلیق
hanging محزون مستحق اعدام
hanging اعدام
committee of inquiry کمیسیون بازجویی
election of the committee انتخابات هیات رئیسه
joint committee کمیسیون مشترک
legal committee کمیته حقوقی
managing committee هیات مدیره
managing committee هیات رئیسه
rules committee کمیته قوانین
steering committee کمیته رهبری
steering committee کمیته مامورتهیه برنامه کار یک مجلس یا مجمع
investigating committee کمیسیون بازجویی
executive committee هیات رئیسه
arbitration committee کمیته داوری
executive committee هیات اجرایی
standing committee کمیته دائمی
investigating committee کمیته بازرسی
committee of inquiry کمیته بازرسی
committee boat قایق داوران در اغاز و پایان مسیر
hanging pendant چراغآویزان
hanging step پله معلق
hanging sleeve آستینآویزان
hanging-post [تیرک عمودی که در یا دروازه به آن آویزان می شود.]
hanging-buttress [پشت بند نگهدارنده] [معماری]
hanging stile شیارپنجره
To leave something hanging. چیزی رابلاتکلیف گذاشتن
hanging glacier تودهیخغلتانآویزانشده
hanging cupboard قفسهیآویزانکننده
hanging prevention ممانعت از تعلیق
hanging pawns پیادههای اویزان شطرنج
hanging ladder گاه بست
hanging ladder چوب بست متحرک
hanging ladder چوب بست دستی
hanging indent تورفتگی معلق
hanging gale پس افت
hanging gale اجاره پس افتاده
hanging rod میله رخت اویز
hanging scaffold چوب بست اویزان
wall hanging تزئینات دیواری
hanging arrow تیر اویزان شده به هدف
hanging valley فراز دره
hanging test ازمایش کشش
hanging scaffold گاهبست
hospital infection committee کمیته عفونت بیمارستان [پزشکی]
european committee for standardization کمیته اروپایی استاندار
committee of ways and means کمیسیون مالی
air priorities committee کمیته تعیین ارجحیت حمل ونقل هوایی یا تعیین ارجحیت حمل بار
Our life is hanging by a thread . زندگی مابه تار مویی بند است
leave hanging (in the air) <idiom> بدون تصمیم قبلی
There's a question mark [hanging] over the day-care clinic's future. [A big question mark hangs over the day-care clinic's future.] آینده درمانگاه مراقبت روزانه [کاملا] نامشخص است.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com