Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
hardwood base
پایهسختچوبی
Other Matches
hardwood
چوب سفت
hardwood
چوب جنگلی
hardwood
چوب جنگلی چوب سخت
hardwood
سخت چوب
hardwood fiber
فیبر از چوب جنگلی
second base
دومینپایگاه
r base
ار- بیس
third base
موضع بازیکن برای دفاع منطقه دورپایگاه سوم دربازی بیس بال
sub base
زیر بستر
first base
اولینپایگاه
to base one self
اعتماد کردن
base course
قشر لعاب
base course
قشر پی راه
base course
لایه اساس قشر اساس
sub base
زیر قشر
to base one self
تکیه کردن
off base
<idiom>
غیر دقیق ،نادرست
get to first base
<idiom>
موفق بودن ،شروع خوبی راداشتند
base 0
decimal
base course
لایه شالوده
base 0
پایه 01
data base
پایگاه داده ها
column base
زیرستون
column base
ته ستون
conjugate base
باز مزدوج
data base
مبنای اطلاعات
coupling base
وسیلهای که چاشنی را به کلاهک یا خرج مشتعل کننده وصل میکند
column base
پایه ستون
coupling base
اتصال دهنده چاشنی به کلاهک
defense base
پایگاه دفاعی
knowledge base
پایگاه معلومات
inorganic base
باز غیر الی
inorganic base
باز معدنی
hard base
باز سختbaseball
hard base
سکوی پرتاب موشک ضد ترکش اتمی
hard base
سکوی پرتاب مستحکم
fuse base
پایه ی فیوز
fox base+
فاکس بیس پلاس
floating base
ناولجستیکی شناور یا کاروان لجستیکی شناور دریایی
floating base
پایگاه شناور دریایی
filbert base
پایگاه دروغین
filbert base
پایگاه فریبنده
defense base
پایگاه پدافندی
knowledge base
پایگاه دانش
chart base
چارت مادر
chart base
چارت مبنا
base speed
سرعت مبنا
base shop
تعمیرگاه پادگانی
base shop
تعمیرگاه نگهداری امادگاهی تعمیرگاه پایگاهی
base shear
نیروی کلی حاصل از زلزله در پای ساختمان برش پای ساختمان
base repair
تعمیر اساسی
base section
رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
base section
بخش اماد لجستیکی منطقه جلو
base running
دویدن بسوی پایگاه
base runner
توپزنی که در پایگاه است یابسوی ان می رود
base ring
رینگ پایه
base ring
حلقه یا رینگ تحتانی توپ حلقه پایه حلقه کف
base reserves
ذخایرپادگانی نیروی احتیاط پادگانی
base reserves
اماد مبنای ذخیره
base speed
سرعت منتجه
base spray
بسکهای ته گلوله
center base
میدان مرکزی
bayonet base
پایه لامپ میخی
base width
عرض پایه پهنای پایه
base width
ستبرای پایه
base unit
یکای اصلی واحد اصلی
base unit
یکای بنیادی
base unit
یکان مبنا
base unit
یکان پایگاهی
base symbol
علایم قراردادی مبنا
base surge
ابر پایه قارچ اتمی
base surge
ابر غلطان اتمی در ترکش سطحی
base stone
سنگ زیرین
base spray
بسک ته
base repair
تعمیرات پایگاهی
base of a triangle
قاعده
[مثلثی]
[ریاضی]
dexter base
پایهراستی
concrete base
پایهیبتونی
centre base
ستونمرکزی
bracket base
پایهقلاب
base of splat
پایهپشتصندلی
wheel base
فاصله بین چرخ جلو و عقب در خودروهایی که از یک اکسل بیشتر دارند
time base
مبدا زمانی
time base
ایستگاه مبنای اندازه گیری زمان مبنای زمانی
tax base
ماخذ مالیات
tax base
مبنای مالیاتی
fixed base
پایهثابت
lamp base
پایهلامپ
magazine base
محلانبارخشاب
base-court
حیات بیرونی
Attic base
پایه ی آتنی
Asiatic base
پایه یونی
[آسیایی]
It is base on a precedent.
مسبوق به سابقه است
wave base
سطحموج
telescope base
پایهتلسکوپ
swivel base
پایهگردنده
sprung base
تشکفنری
sinister base
منحنیانتهایی
recharging base
بخشتغذیه
pin base
پایهمیله
stanchion base
زیرستون
staging base
پایگاه تجدید سوخت یابارگیری مجدد یا جابجا کردن کالاها در کشتی یا هواپیما
square base
کف گلوله یا قسمت ته گلوله
number base
عدد پایه
number base
مبنای عددی
naval base
پایگاه دریایی
monetary base
پایه پولی
monetary base
مبنای پولی
mobilization base
حداقل منابع لازم برای بسیج نیروهاپایگاه بسیج
mobilization base
مبنای بسیج
magneto base
پایه مگنت
loktal base
لامپ قفلی
loctal base
لامپ قفلی
lewis base
باز لوویس
number base
پایه عدد
octal base
هشت پایهای
polyacid base
باز چند اسیدی
software base
مبنای نرم افزار
soft base
باز نرم
single base
تک مادهای
single base
باروت یک حبهای
sight base
پایه زاویه یاب یا دستگاه نشانه روی
schiff base
باز شیف
return to base
بازگشت هواپیما به پایگاه به طور سالم هواپیمای بازگشتی
pseudo base
شبه باز
production base
مبنای تولید یا تولیدات ملی
prisoners base
بازی گرگم بهوا
polyacidic base
باز چند اسیدی
knowledge base
پایگاه اگاهی
base register
ثبات مینا
base rates
تعرفه مبنا
base line
خط پایه
advance base
پایگاه مقدم صحنه عملیات
base level
تهتراز
base font
فونت پیش فرض
army base
پایگاه نیروی زمینی
base hit
ضربه به داخل محوطه باامتیاز
base fuze
ماسوره ته پران
base fuze
ماسوره ته
army base
پادگان نیروی زمینی
base rates
ارزش اولیه
bare base
پایگاه اشغال نشده
advance base
پایگاه جلو
base line
خط مبنا
base line
خط کور
base rates
نرخ مبنا
air base
پایگاه هوایی
base map
نقشه پایگاه
base map
نقشه مادر
base defense
پدافند از پایگاه
base loading
بار اولیه
base loading
بارگیری انجام شده در پایگاه
base line
خط توجیه
base fuze
ماسوره ته گلوله
base frame
چهارچوب زیر دستگاهها
base court
حیاط بیرونی یاعقبی
base complex
مجتمع پایگاه هوایی یا دریایی یا زمینی و غیره
base command
فرماندهی پایگاه
base circle
هر قسمت اریب از یک سیلندر دایره مبنا
base camp
پایگاه اصلی کمپ اصلی
base camp
پایگاه مبنا
base born
حرامزاده
base band
1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس
base band
مدار ارتباطی که سیگنالهای محدود را در باند پایه ارسال کند
base band
روش ارسال که در آن کل پهنای باند کابل استفاده میشود و سیگنال داده تقسیم نمیشود. مثل اینترنت
base band
ارسال داده با تغییر مسط ح ولتاژ در مسیر اتصال
base cover
عکس برداری اولیه
base defense
پدافند پایگاه
bare base
پایگاه اماده نشده
base font
فونت پایه
bare base
فرودگاهی دارای خط اتومبیل و تاکسی و منبع اب اشامیدنی
base flow
مقدار جریان ابی که رودخانه در حالت غیرسیلابی دارد
base flow
جریان پایه
base address
نشانی پایه
base ejection
پرتاب شونده از ته
base ejection
ته پران
base development
ساختن پایگاه
base development
تهیه پایگاه
base depot
امادگاه واقع در پایگاه امادگاه مبنا
base address
آدرس مبنا
base rates
نرخ پایه
base pay
حقوق ثابت بدون مزایا وفوق العاده
base path
مسیر بین پایگاهها
base ignition
احتراق تحتانی
base pairing
جفت شدن بازی
base ore
کانه کم عیار
base operation
عملیات پایگاهی
base on halls
گرفتن امتیاز با رسیدن به پایگاه نخست
base metal
فلزات بنیانی
base of wall
روپی
base of trajectory
تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
base metal
فلزات اصلی فلزات کم بها
base of origin
پایگاه مبداء منبع اصلی مبداء ارسال
base metal
فلز پست
base metals
فلز پایه
base peak
پیک مبنا
base period
زمان مبنا
base metal
فلز پایه
base register
ثبات پایه
base price
قیمت مبنا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com