English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
English Persian
high court of دیوانعالی تمیز
high court of دیوانعالی کشور
Search result with all words
high court of cassation دیوان عالی کشور
high court of cassation دیوان عالی تمیز
High Court دادگاهویژهجرائممهم
Other Matches
It is for the Court to fix the terms. [ The terms are a matter for the Court to fix.] این مربوط به دادگاه می شود که شرایط را تعیین کند.
court دادگاه افهار عشق
court دربار
court حیاط
court بارگاه
court of a محکمه استیناف
to take somebody to court کسی را محاکمه کردن
ad court زمین سرویس سمت چپ تنیس
court خواستگاری
court دادگاه
right court زمین سرویس سمت راست
court عشق بازی کردن
court زمین ورزشهای محوطهای
court محکمه
to appear before the court در دادگاه ظاهر شدن
the court above محکمه بالاتر
out of court محکوم علیه
out of court داد باخته
kangaroo court دادگاه پوشالی
volleyball court زمین والیبال
court of inquiry کمیسیون تحقیق
court of inquiry دادگاه تفتیش
court of inquiry بازپرسی
court shoes رجوع شود به pump
court shoe رجوع شود به pump
kangaroo court دادگاه غیرقانونی
volleyball court 9 در 81 متر
trial court دادگاه رسیدگی به امورموضوعی
trailer court محل استقرار ترایلر بااتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
ball is in your court <idiom> [نوبت تو هست که قدم بعدی را برداری یا تصمیم بگیری]
traffic court دادگاه ویژه رسیدگی به تخلفات رانندگی
traffic court دادگاه عبور و مرور
court of appeal دادگاه استان
law court دادگاه قضایی
court of appeal دادگاه عالی محکمه استیناف
court of appeal دادگاه پژوهش
assize court محاکم سیار جنایی
assize court دادگاه جنایی
base court حیاط بیرونی یاعقبی
change court تعویض زمین
kangaroo court دادگاه مندرآوردی
master of the court مدیر دفتر دادگاه
court of appeal دادگاه استیناف
circuit court دادگاه منطقهای
circuit court دادگاه استیناف
clerk of the court کاتب
court of appeal محکمه استیناف دادگاه پژوهشی
commercial court دادگاههای صنفی
contempt og court اهانت به دادگاه
country court دادگاه بخش
traffic court دادگاه تخلفات رانندگی
half court زمین سرویس
cross court بسمت مخالف زمین در قطر
criminal court دادگاه جنایی
criminal court راز و نیاز کردن
criminal court عشق بازی کردن
criminal court محکمه جنائی
court yard حیاط
court tennis تنیس داخل سالن
court session جلسه دادگاه
court procedure محاکمه
court plume پرهای شتر مرغ که برای ارایش درموی سر بکار برند
deuce court زمین سرویس سمت راست تنیس
disciplinary court دادگاه انتظامی محکمه اداری
grenade court میدان تیر یا میدان اموزش پرتاب نارنجک
half court قسمت سرویس زمین تنیس
front court محوطه جلو خط سرویس اسکواش
front court نیمهای که به ان حمله میشود
crown court دادگاهیدر انگلستانو ولز
dut of court ممنوع از اینکه دادگاه بافهارارتش رسیدگی می نماید
right service court داورسرویسراست
district court صلحیه
district court دادگاه بخش
court order قرار صادره از دادگاه
court of review دادگاه تجدید نظر
court of record در CL فقط اینگونه محاکم حق صدور حکم جریمه و زندان را دارند
court martiall شورای نظامی
court martiall دادگاه نظامی
court martial در دادگاه نظامی محاکمه کردن
court martial دادگاه نظامی
court martial محاکمه نظامی محاکمه نظامی کردن
court games بازیهای محوطهای
court card سرباز
court card بی بی
court card صورت :شاه
court material دادگاه نظامی
court of appeals دادگاه استیناف
court of record دادگاهی که پرونده و سوابق دعاوی مطروحه را حفظ میکند
court of province دادگاه استان
centre court حیاطمیانی
court of justice دادگاه
court of iquiry دادگاه رسیدگی
court of grievances دادگاه مظالم
court of first instance دادگاه بدوی
court of first instance محکمه بدایت
court of first instance دادگاه شهرستان
disciplinary court محمکه انتظامی
religious court محکمه شرع
prize court شعبهای از دادگاه اداره نیروی دریایی که باامور....کاردارد
president of the court رئیس دادگاه
practice court دادگاه مخصوص رسیدگی به کفالت
police court محکمه خلاف
police court دادگاه خلاف
police court کلانتری
police court ضابطین شهربانی
playing court زمین بازی
peace court صلحیه
peace court دادگاه بخش
probate court دادگاه وصایا و ارث
probate court محکمه امور حسبی
court of law دادگاه
court division دادگاه
court division بخش دادگاه
rear court انتهای زمین
provost court دادگاه فرمانداری نظامی یا نیروی اشغالی
court referee داورزمینبازیسرپوشیده
provost court دادگاه پادگانی
out door court زمین هوای ازاد
open court دادگاهی که همه مردم حق مراجعه به ان را دارند
left court زمین سرویس سمت چپ
kangoroo court دادگاه محلی
kangoroo court دادگاه پوشالی و پرهرج ومرج
jurisdiction of the court صلاحیت دادگاه
judicial court دادگاههای دادگستری
judicial court محاکم عدلیه
international court دادگاه بین المللی
inns of court کانون چهار انجمن قانونی درلندن که حق دارندمردم رااجازه وکالت بدهند
The ball is in your court. <idiom> حالا نوبت تو است.
odd court زمین سرویس سمت چپ
lower court محکمه تالی
open court محکمه عمومی
municipal court دادگاه داخلی
municipal court دادگاه شهرداری
motor court متل
moot court دادگاه تمرینی دانشجویان حقوق
military court دادگاه نظامی
mid court وسط زمین
martial court دادگاه نظامی
magistrates court دادگاه جنحه
The ball is in your court. <idiom> حالا نشان بده که چند مرد حلاجی!
to put out of court از دستور خارج کردن
court-martial دردیوان حرب محاکمه کردن
juvenile court دادگاه اطفال
juvenile court دادگاه نوجوانان
to apply to a court به دادگاه رجوع کردن [حقوق]
to have recourse to a court به دادگاه رجوع کردن [حقوق]
tennis court 07/32 در59/01 متر
tennis court زمین تنیس
court rug فرش تالاری یا درباری [این نوع فرش از نفیس ترین و گران ترین فرش ها می باشد و دارای نقش ها و طرح های عالی با نخ ممتاز بوده و فقط بصورت سفارشی برای محل های خاص بافته می شود.]
court-martialling دردیوان حرب محاکمه کردن
court-martials دردیوان حرب محاکمه کردن
to put out of court شایسته مطرح کردن ندانستن
hold court <idiom> همانند شاه وملکه دربین موضوع مورد بحث عمل کردن
kangaroo court <idiom>
to pay court عرض بندی کردن
to court favour توجه و التفات کسی را طلب کردن
the superme court دیوانعالی کشور
out of court settlement توافق بدون محکمه [حقوق]
to settle out of court به توافق رسیدن خارج از دادگاه
court-martialled دردیوان حرب محاکمه کردن
contempt of court اهانت به دادگاه [جرم جنایی]
superior court دادگاه تمیز
court style سبک کورت [دوره جدیدتری از سبک گوتیک شعاع ساز و گوتیک در فرانسه]
service court محل فرود سرویس اسکواش
contempt of court توهین به دادگاه [جرم جنایی]
summary court دادگاه اولیه دادگاه پادگانی
base-court حیات بیرونی
ante-court [اولین صحن در خانه های بزرگ]
supreme court دیوان عالی کشور
supreme court دیوان تمیز
squash court زمین بازی اسکواش
service court محل فرود سرویس
to bring somebody before the court [s] کسی را دادگاه بردن
summary court دادگاه بدوی
superior court دادگاه عالی
left service court داورسرویسچپ
international court of justice دیوان دادگستری بین المللی رکن قضایی سازمان ملل متحد که وفیفه اش رسیدگی به دعاوی مطروحه دول عضو علیه یکدیگر است
singles service court سرویستکیزمین
ping pong court محوطه بازی پینگ پنگ
one who appeals to the supreme court فرجام خواه
home court advantage امتیاز بازی در خانه
hight court of cassetion دیوان عالی کشور
respondent in court of cassation فرجام خوانده
investigation in the supreme court رسیدگی فرجامی
small claims court دادگاه دعاوی کوچک
united court of customs appeals patent and دادگاه متحد استیناف و امورگمرکی و ثبت اختراعات
petition to court of appeal عرضحال استینافی
team handball court مربع مستطیل 04 در 02 متر که باخطی به موازات خط دروازه به دو قسمت تقسیم شده وهر منطقه یک دروازه دارد
team handball court زمین بازی هند بال
court of petty offences محکمه خلاف
doubles service court مکانسرویسدوبله
the court penalized his act دادگاه عمل او را جزایی تلقی کرد
petition to court of first instance عرضحال بدوی
purging a contempt of court جریمه اهانت به دادگاه غرامت توهین به دادگاه
international singles court زمینبازیانفرادیبینالمللی
justice of supreme court مستشار دیوان عالی کشور
hight court of cassetion دیوان عالی تمیز
general court martial دادگاه عالی نظامی
court of petty offences دادگاه لغزش
court of minor offence محکمه خلاف
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com