Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 106 (6 milliseconds)
English
Persian
horizontal loom
دار افقی
[قالی]
horizontal loom
دار خوابیده
[قالی]
horizontal loom
دار زمینی
[دار قالی]
horizontal loom
دار عشایری
[قالی]
Other Matches
loom
کارگاه بافندگی
loom
دستگاه بافندگی نساجی
loom
جولایی
loom
متلاطم شدن
loom
ازخلال ابریامه پدیدارشدن
loom
ازدور نمودارشدن
loom
بزرگ جلوه کردن رفعت
loom
جلوه گری ازدور
loom
پدیدارازخلال ابرها
loom
هاله روشنایی
loom
قسمت میانی پارو
loom
دسته پارو
loom
بلندی
loom
هاله فاردریایی
loom time
مدت زمان بافت
[از زمان چله کشی تا جدا کردن فرش بافته شده از دار و مبنای تعیین ساعات کار مفید، وقت حقیقی لازم جهت اتمام فرش و قیمت نسبی فرش می باشد.]
back of the loom
قسمت پشت دار
[قالی]
carpet loom
دار قالیبافی که بصورت افقی، ثابت و یا گردان تهیه می شود و شامل تیرک ها و پیج و مهره ها می شود
Jacquard loom
ماشین بافندگی ژاکارد
[این ماشین جهت بافت فرش های ماشینی و یا پارچه های رنگی استفاده می شود که رنگ های بکار رفته در نقش و طرح فرش را توسط صفحه مقوائی سوراخ دار و یا همان نقشه ژاکارد کنترل می کنند.]
erection of loom
بر پا کردن دار قالی
[خصوصا در دار عمودی]
circular loom
نای عایق
ground loom
دار زمینی
[قالی]
ground loom
دار عشایری
[قالی]
ground loom
دارهای قابل حمل
[قالی]
hand loom
دستگاه بافندگی دستی
vertical loom
دار روستایی
[قالی]
vertical loom
دار عشایری
[قالی]
vertical loom
دار افقی
[قالی]
top of the loom
قسمت بالایی یا فوقانی دار
[قالی]
taut loom
چله سفت و منظم
raise of loom
بنا کردن دار قالی
raise of loom
بنا کردن دار قالی
raise of loom
برافراشتن
raise of loom
بالا بردن
power loom
ماشین بافندگی
[در بافت فرش های ماشینی از آن استفاده می شود.]
loom drawing
[نقشه فرش که بصورت تمام رنگی بر روی کاغذ شطرنجی رسم شود.]
high warp loom
تارهایطولیبافندگی
warp-weighd loom
دارهای وزنی
[این نوع دار در گذشته بیشتر بکار میرفته و در آن انتهای نخ های تار به وزنه های سنگی یا فلزی گره زده می شد.]
connection of loom pieces
متصل کردن قطعات دار
[قالی]
low warp loom
کارگاهبافندگیپیشپاافتاده
horizontal
میلهای در پایین پنجره که نشان میدهد صفحه پهن تر از پنجره است . کاربر میتواند به صورت افق در صفحه حرکت کند و این میله را بکشد
horizontal
ترازی
horizontal
افقی
horizontal
دراز کشیدن به صورت تخت یا حرمت از طرفی به طرف دیگر و نه از بالا به پایین
horizontal
حرکت نشانه گر در صفحه نمایش کامپیوتر از انتهای یک خط به ابتدای بعدی
horizontal
حرکت افق در صفحه
horizontal
روش تشخیص خطا برای داده ارسالی
horizontal
مدت زمانی که اشعه تصویر در صفحه نمایش به اول خط بعد برمی گردد از آخر خط قبل
horizontal
تعداد خط وطی در صفحه نمایش ویدیو که در ثانیه تنظیم میشود
horizontal
سطح افقی
horizontal member
قسمتافقی
horizontal curve
پیچ سطحی
horizontal curve
پیچ
horizontal seismograph
لرزهنگارسطحافقی
horizontal clamp
گیرهافقی
horizontal move
حرکتافقی
horizontal crossbar
میله افقی
horizontal control
کنترل افقی در نقشه برداری اندازه گیری بر دو سمت نقشهای
horizontal combination
ترکیب افقی
horizontal candlepower
شمع افقی
horizontal boring
سوراخکاری افقی
horizontal bar
بارفیکس
horizontal loading
کولاس افقی
horizontal integration
انضمام افقی
horizontal cornice
رخ بام افقی
horizontal disparity
ناهمخوانی افقی
horizontal error
اشتباه بردی و سمتی
horizontal integration
تمرکز افقی
horizontal loading
پر کردن مهمات به طور افقی
horizontal section
برش افقی
horizontal scrolling
حرکت افقی
horizontal loading
بارگیری افقی کشتیها
horizontal pump
پمپ افقی
horizontal polarization
قطبش افقی
horizontal plane
صفحه عرضی
horizontal plane
صفحه افقی
horizontal integration
ادغام افقی
horizontal stabilizer
مکان افقی ثابت
mean horizontal candlepower
شمع افقی متوسط
horizontal error
خطای بر دو سمت خطای افقی
horizontal wedge
گاوه افقی
horizontal wedge
کولاس افقی
horizontal growth
رشد افقی
horizontal taping
مساحی افقی
horizontal hook
قلاب افقی
horizontal tab
حرکت مکان نما به صورت افقی
horizontal synchronizing
همزمان ساز افقی
horizontal mobility
تحرک افقی
horizontal event numbering
شماره گذاری افقی وقایع
horizontal labor mobility
تحرک افقی کارگر
horizontal phase control
تنظیم فاز افقی
horizontal end handhold
انتهاینگهدارندهدستی
horizontal motion lock
دستهتنظیمافقی
horizontal pivoting window
پنجرهکشویی
horizontal control operator
الف ب س
horizontal control operator
اندازه گیر بر دو سمت
horizontal social mobility
تحرک افقی اجتماعی
horizontal shearing stress
تنش برش افقی
horizontal clock system
طریقه هواسنجی برای به دست اوردن جهت باد
horizontal arch element
حلقه افقی قوس
horizontal-axis wind turbine
توربینافقیبامحوربادی
horizontal drilling and milling machine
دستگاه مته کاری و فرزکاری افقی
adjustment for horizontal-circle image
تنظیم افقی مرکز تصویر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com