Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 50 (5 milliseconds)
English
Persian
horseshoe mount
پایهنعلیشکل
Other Matches
horseshoe
[قوس نعلی شکل]
[معماری]
horseshoe
نعل اسب
horseshoe pitching
بازی پرتاب نعل
horseshoe arch
قوس بیزچانه دار یا هلو چین کند یا تند
horseshoe magnet
اهنربای نعل اسبی
horseshoe shaped section
مقطع نعل اسبی
mount
سوار شدن قله برامدگی
mount
اسب مسابقه با سوارکار مانت
mount
شروع حرکت روی وسیله ژیمناستیک
mount
محکم کردن
mount
ثابت کردن نصب کردن قرار دادن
mount
پایه
mount
تنظیم کردن وسیله یا مدار در پایه
mount
عمل درج دیسک در دیسک درایو یا آگاه کردن سیستم عامل که دیسک درایو آماده استفاده است
to mount somebody
با کسی مقاربت جنسی کردن
[اصطلاح رکیک]
[اصطلاح روزمره]
mount
سکو
mount
قنداق سوار کردن بر پا کردن
mount
سوار کردن
mount
بالغ شدن بر
mount
زیادشدن
mount
بلند شدن
mount
سوار شدن بر
mount
:بالارفتن
mount
تپه
mount
:کوه
mount
سوارشدن
mount
صعودکردن
mount
مقر
mount
پایه نصب
mount
مرکوب
mount
پایه قاب عکس
mount
نصب کردن
mount
صعود ترفیع
mount
مقوای عکس
lens mount
دهانهلنز
slide mount
شیشهرویاسلاید
artillery mount
قنداق توپخانه
bayonet mount
سنجاقیکهبراینصبقسمتهایمختلفبکارمیرود
skate mount
پایه دوار مسلسل روی خودرو
quadrant mount
پایه دستگاه تراز توپ
artillery mount
سکوی توپخانه
artillery mount
سکوی نصب
engine mount
پایه موتور
guard mount
مراسم تعویض پاسدار قدیم یاجدید
pier mount
پایه نصب ستونهای ساختمانی
pier mount
پایه نصب
quadrant mount
مقر تراز ربعی توپ
skate mount
رینگ و پایه مسلسل
surface mount technology
روش ساخت تختههای مدار که قط عات الکترونیکی مستقیماگ روی سطح تخته قرار دارند به جای اینکه در سوراخها قرار بگیرد و در آن محل جا شوند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com