Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
hound's tooth check
طرح خانه خانه مورب پارچه
Other Matches
hound
پاپی شدن
hound
تازی
hound
باتازی شکار کردن تعقیب کردن
hound
ادم منفور
hound
سگ تازی
hound
سگ شکاری
hell hound
ادم دیوخویاخبیث
gaze hound
تازی که بیشتر با چشم دنبال شکار می رود تا با بو
grey hound
سگ بازی
grey hound
تازی
life the hound
<idiom>
زندگی مثل سگ تازی
hell hound
سگ دوزخ
Afghan Hound
سگ شکاری افغان
sleuth hound
یکجور سگ شکاری که شامه بسیارتیزی دارد
deer hound
سگ شکاری
deer hound
تازی
stag hound
تازی
wolf hound
سگ تازی
wolf hound
تازی درشت اندام
hound dog
موشک هوا به زمین مخصوص هواپیماهای ب-25 با کلاهک اتمی
hound's tongue
گل گاوزبان
hound's tongue
لسان الکلب
orion hound
شعرای یمانی
orion hound
کاروان کش
lyme hound
تازی بویی
lyam hound
تازی بویی
blood hound
کاراگاه
hound's tongue
سگ زبان
tooth
نیش
tooth
دندانه دار کردن مضرس کردن
tooth
دارای دندان کردن
saw tooth
دندانه اره ای
[گاه لبه های حاشیه و یا لبه انتهایی فرس را بصورت مثلث های تکراری می بافند که حالتی از دندانه های اره را نشان میدهد.]
tooth
دندان
tooth
دندانه
tooth profile
شکل دندانه
tooth gap
شکاف دندانه
tooth gap
فاصله دندانه
tooth powder
گرد دندان
tooth pitch
گام شیار
permanent tooth
دندان دائمی
tooth pitch
گام دندانه
tooth pick
خلال دندان دندان کاو
eye tooth
دندان نیش بالا
bucket tooth
زبانهدندانه
hinge tooth
ندانمفضلی
back tooth
دندان آسیاب
tooth plane
رنده دندانه دار
dog-tooth
[گچ بری دندان نما]
an eye for an eye a tooth for a tooth
<proverb>
زدی ضربتی ضربتی نوش کن
tooth and nail
<idiom>
خشم آلود وغضبناک
I have a tooth abscess.
دندانم ماده کرده ( چرک کرده )
There is a hole in my tooth.
دندانم سوراخ شده
To have a tooth fI'lled.
دندان پر کردن
To have a tooth fI'lled.
دندان پرکردن
ripper tooth
دندانهشیاربازکن
tooth form
شکل دندانه
egg tooth
نوک جوجه ازتخم درنیامده که با ان پوست تخم راشکسته بیرون میاید
false tooth
دندان مصنوعی یاساختگی
file tooth
عاج سوهان
foal tooth
نخستین دندان اسب
incisor tooth
برنده
incisor tooth
وابسته به دندان پیش
helical tooth
دندانه حلزونی
herringbone tooth
دندانه ی جناغی
incisive tooth
دندان پیشین
incisive tooth
دندان پیش ثنیه
jaw tooth
دندان اسیاب
molar tooth
دندان اسیاب
peg tooth
دندانه میخی یا تیز
peg tooth
نیش
peg tooth
دندان ناب
saw tooth roof
شیروانی واریخته کمرشکن
dog tooth
گچ بری دندان نما
depth of tooth
ارتفاع دندانه
saw tooth roof
بام دندانهای
tooth flank
دامنه دندانه
tooth clearance
بازی دندانه
tooth brush
مسواک
tooth billed
دارای منقار مضرس
tooth and nail
نومیدانه
tooth and nail
با جرات باتهور
tooth and nail
بطور وحشیانه
cheek tooth
خردکننده
cheek tooth
اسیاب کننده
chisel tooth
دندان پیشه
this tooth is very painful
این دندان خیلی درد میکند
dogs tooth
یکجورزنبق
sweet tooth
شیرینی دوست
sweet tooth
علاقمند به شیرینی
master tooth
پایین ترین دندانه تیغه اسکیت
tooth bleaching
سفید کردن دندان
[دندان پزشکی]
tooth whitening
سفید کردن دندان
[دندان پزشکی]
tooth paste
خمیر دندان
tooth pain
دندان درد
[دندان پزشکی]
tooth decay
پوسیدگی دندان
[دندان پزشکی]
pain in tooth
دندان درد
[دندان پزشکی]
tooth enamel
مینای دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
artifici tooth
دندان مصنوعی یا ساختگی یاعملی یا دستی
cheek tooth
دندان آسیاب
armature tooth
نیش ارمیچر
milk tooth
دندان شیری
wisdom tooth
دندان عقل
to have a sweet tooth
شیرینی دوست بودن
tooth profile error
خطای فرم دندانه
helical tooth system
سیستم دندانه سازی حلزونی
fight tooth and nail
<idiom>
باچنگ ودندان جنگیدن
fight tooth and nail
<idiom>
با چنگ و دندان جنگیدن
fine-tooth comb
ملاحظهدقیقوموشکافانهچیزی
external tooth lock washer
قفلواشوندهدندانهای
helical tooth bevel gear
چرخ دنده مخروطی با دندانه حلزونی
internal tooth lock washer
واشرداخلدندانهای
check
مقابله کردن بررسی
check
خطا یا توقف کوچک در فرآیند
check
یک بیت از کلمه دودویی که برای بررسی هر بیتی به کار می رود
check
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
check in
نام نویسی کردن مراسم ورود
check
حرف اضافی در متن ارسالی که بررسی میکند آیا خطایی در متن رخ داده یا یه و مقدار آن به متن بستگی دارد
check up
معاینه کردن
check
رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
check
سخت افزار یا نرم افزاری که نشانی میدهد متن ارسالی نادرست است و خطا ردی داده است
check up
رسیدگی کامل کردن ازمایش کردن
check
بررسی اینکه یک پروتکل کد حرف و فرمت آن صحیح هستند
check
اطمینان از صحت چیزی
to check up
درست رسیدگی یاحساب کردن
to check off
رسیدگی کردن ودرصورت درستی باخط نشان گذاردن
check
بررسی اینکه آیا چیزی به درستی کار میکند یا خیر
check
او نتیجه چاپ و صورتحساب ها را بررسی کند تا ببیند آیا مشابه هم هستند یا خیر
check
اجرای خشک یک برنامه
check in
وارد شدن
check
نشانهای که انتخاب جعبه بررسی را نشان میدهد واغلب یک ضربدر در آن است
check
محلی در برنامه که داده و وضعیتهای داده قابل ضبط ونمایش هستند
check
بازرسی شد
check
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
check
بازرسی کردن
check
مقابله کردن مقابله
check
دستگاهی که روی تاسیسات ابی جهت تنظیم سطح اب ساخته میشود
check
دریچه تنظیم
check
چک بانک
check
نشان گذاردن
check
تطبیق کردن
check
بررسی کردن
check
بررسی
check
سرزنش کردن رسیدگی کردن
check
ممانعت کردن
check
امتحان کردن بازرسی
check
وارسی
check
و شدن بوی شکار
check
حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
second check
بررسی نهایی
second check
بررسی دوباره
check
خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
check
چاپ گرفتند وضعیت داده و برنامه در یک نقط ه بررسی
check
امتحان
check
کم یا متوقف کردن سرعت بدن
check
چک
check
مقابله
check
تطبیق
check
منع
check
کیش
check
جلوگیری کردن از
to check in
نام نویسی کردن
[هتل]
check
عیار گرفتن
check-up
بازبینی کردن
check
محک زدن
check
تجزیه کردن
to check out something
چیزی را بررسی یا امتحان کردن
check-up
کنترل
check
بررسی کردن
check-up
کنترل کردن
Please check the ...
لطفا ... را کنترل کنید.
check
تحقیق کردن
check
ارزیابی کردن
check
سنجیدن
in check
<idiom>
غیرقابل کنترل
check out
بازدیدعمل و خصلت جنگ افزار
check out
تصفیه حساب کردن
check
مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
check-in
وارد شدن
check off
تغییرروش بازی درتجمع
check
مطالعه کردن
check-in
نام نویسی کردن مراسم ورود
check-up
بازبینی
redudancy check
بررسی افزونگی
overflow check
بررسی سرریز
transfer check
انتقال
programmed check
بررسی برنامه ریزی شده
range check
بررسی محدوده
reasonableness check
بررسی معقول بودن
identity check
بازرسی شناسنامه
selection check
مقابله گزینش
priority of check
تقدم کیش
overflow check
مقابله سرریز
parity check
مقابله کردن توازن
identity check
بررسی هویت
perpetual check
کیش دایم
poke check
فشار اوردن به گوی با چوب برای دور کردن ان از حریف
pay check
چک حقوق
parity check
مقابله ایستایی
programmable check
مقابله برنامه ریزی شده
programmed check
مقابله برنامه ریزی شده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com