Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 192 (10 milliseconds)
English
Persian
hour circle
دایره ساعتی
hour circle
نصف النهار حلقه مدرج
Other Matches
e hour
وقت ستادی
e hour
وقت مخصوص اجرای عملیات ستادی
zero hour
هنگام حمله یا حرکت تعیین شده قبلی
Every so often . Every hour on the hour.
دم به ساعت
hour ly
ساعت به ساعت
h hour
ساعت س
h hour
ساعت شروع عملیات
do not go in an u. hour
وقتی که ساعت بداست نروید
zero hour
<idiom>
لحظه دقیق حمله درجنگ
zero hour
لحظه شروع ازمایشات سخت لحظه بحرانی
zero hour
ساعت س
zero hour
ساعت شروع عملیات
hour
ساعت
hour
06 دقیقه
hour
وقت
hour
مدت کم
zero hour
<idiom>
لحظهای که تصمیم مهمی گرفته میشود
hour angle
زاویه نصف النهارجغرافیایی
horsepower hour
توان اسب در ساعت
man hour
واحد کار بر حسب ساعت
half hour
03 دقیقه
half hour
نیم ساعت
eleventh hour
آخرینفرصت
lunch hour
ساعتصرفنهار
It take one hour there and back.
رفتن وبر گشتن ( رفت وبرگشت ) یکساعت طول می کشد
happy hour
<idiom>
ساعات تفریح وخوشی
unearthly hour
<idiom>
مزاحمت
The darkest hour is that before the down.
<proverb>
تاریک ترین لیظه هنگامی است که چیزی به فجر نمانده است .
hour angle
زاویه ساعتی خورشید
rush-hour
وقت پررفت و آمد
rush-hour
ساعت شلوغی
rush-hour
ساعت پرمشغله
kilowatt hour
کیلووات در ساعت
quarter hour
ربع ساعت
quarter of an hour
یک چهارم سده
watt hour
وات ساعت
the hour has struck
زنگ ساعت زده شد
man hour
یک ساعت کار یک کارگر
man hour
نفر ساعت
hour glass
ساعت ریگی
hour meter
زمان شمار
in hour's time
د ر
in hour's time
دو ساعت
in the space of an hour
بفاصله یک ساعت
at the eleventh hour
در آخرین لحظات
quarter hour
پانزده دقیقه
man hour
واحد زمان کار که برابر یک ساعت کار یک فرد است وبرای پرداخت مزد منظورمیشود
the hour has struck
موقع بحران رسید
What's the charge per hour?
کرایه هر ساعت چقدر است؟
hour land
عقربه ساعت شمار
hour hands
عقربه ساعت شمار
ampere hour
امپر ساعت
hour hand
عقربه ساعت شمار
at an unearthy hour
بی موقع
at the elventh hour
دقیقه نود کاری انجام دادن
ampere hour
امپر- ساعت
man-hour
نفرساعت
man-hour
جمع تعداد ساعات کار
hour angle
زاویه ساعتی
watt hour meter
وات ساعت متر
watt hour meter
کنتور وات ساعت کنتور مصرف واقعی
life is not worth an hour's p
ساعتی هم نمیتوان به زندگی اطمینان داشت
ampere hour meter
امپر- ساعت سنج
hour angle gear
ساعتدندهدارگوشهای
ampere hour capacity
فرفیت باطری
local hour angle
زاویه ساعتی محلی
greenwich hour angle
زاویه ساعتی بین نصف النهارسماوی گرینویچ و نصف النهار محل
kilowatt hour meter
کنتور کیلووات ساعت
watt hour meter
وات- ساعت سنج
sidereal hour angle
زاویه ساعتی نجومی
How did this half hour unfold?
این نیم ساعت چطور پیش رفت؟
rush-hour traffic
وقت شلوغ رفت و آمد
The poison took effect after one hour.
زهر پس از یکساعت اثر کرد اما حرفم در او اثر نداشت.
rush-hour traffic
ساعت شلوغی ترافیک
var hour meter
کنتور مصرف کور
circle
دور
circle
گرفتن احاطه کردن
circle
مدورساختن
circle
دورزدن
circle
قلمرو
circle
محفل حوزه
circle
محیط دایره
circle
دایره
inner circle
دایرهداخلی
circle
دویدن در مسیر منحنی
circle
جفتی
circle eight
چرخش با دایرهای بشکل 8لاتین
twenty four hour charge rate
امپر مجاز باتری
ampere hour meter regulation
تنظیم امپر- ساعت سنج
volt ampere hour meter
کنتور مصرف فاهری
the morning hour has gold in its mouth
<proverb>
سحرخیز باش تا کامروا باشی
induction watt hour meter
کنتور وات ساعت القائی
induction type hour meter
کنتور القائی
come full circle
<idiom>
کاملا برعکس
station circle
چرخههواشناسی
vertical circle
دایره قائم
restricting circle
دایرهممنوعه
vertical circle
دایره عظیمه ماربر راس القدم و سمت القدم نافر
striking circle
دایرهبرخورد
turning circle
دایره گردش
turning circle
دایره چرخش ناو
tip circle
دوره نوک
throwing circle
دایره پرتاب نیزه
vicious circle
<idiom>
دلیل وتاثیری بانتیجه بد
three point circle
قوس زمین زیر حلقه بسکتبال
outer circle
دایرهخارجی
on-deck circle
دررویدایره
circle chart
نمودار دایره ای
[ریاضی]
circumscribed circle
دایره محیطی
[ریاضی]
centre circle
دایرهمرکزی
area of a circle
مساحت صفحه
[قرص شکل]
[ریاضی]
central circle
دایرهوسط
traffic circle
دایرهی یک طرفه
area of a circle
مساحت دایره
[ریاضی]
circle chart
گراف دایره ای
[ریاضی]
winner's circle
محوطه نزدیک خط پایان درمسیر سوارکار و اسب برنده برای گرفتن جایزه
unit circle
دایره واحد
[ریاضی]
goal circle
محدودهگل
center circle
دایره میانی
giant circle
افتاب شکسته
azimuth circle
قطب نمای نجومی هواپیما زاویه یاب نجومی صفحه قطب نمای کشتی
great circle
بزرگترین دایره محیط یک کره
great circle
دایره عظیمه
great circle
دایره عظیمه سماوی
arc de circle
خمش
flank circle
جفتی خرک
half circle
چرخش نمیدایره ژیمناست
hole circle
گردی سوراخ
azimuth circle
سمت نما
azimuth circle
سمت گیر
face off circle
هرکدام از پنج دایره کوچک مخصوص رویارویی
circle dodge
گریز از حریف در مسیرمنحنی
circle graph
نمودار دایرهای
center circle
دایره وسط زمین
base circle
هر قسمت اریب از یک سیلندر دایره مبنا
azimuth circle
دایره سمتیه
circle of influence
دایرهای که حد منطقه تاثیررا مشخص میکند
circle of position
دایرهای که از موضع نفرات عبور میکند دایره مکان نافر
color circle
دایره رنگها
diffusion circle
دایره پخش
dip circle
میل سنج
elevation circle
قطاع درجه
hrowing circle
دایره پرتاب دیسک
kick circle
دایره 8/81 متری وسط میدان
root circle
دوره پای دندانه
mill circle
چرخ اسیاب ژیمناستیک
vicious circle
دور معیوب
semi circle
نیم دایره
small circle
دایره صغیره سماوی
small circle
دایره صغیره
stalder circle
اشتادلر
stalder circle
چرخش کامل بدورمیله بدون تماس پاها بامیله
Arctic Circle
مدار قطب شمال
stress circle
دایره تنش
tactile circle
دایره بساوشی
vicious circle
دور و تسلسل
dress circle
صندلیهای ردیف جلوتماشاخانه
aiming circle
زاویه یاب فرماندهی
leg circle
جفتی
hip circle
چرخ جلو روی پارالل
antarctic circle
مدار قطب جنوب
marker circle
دایره مشخص کننده مرکزمنطقه فرود هوایی یا باندفرود هواپیما
altitude circle
صفحه ارتفاع سنج هواپیما
mohr's circle
دایره موهر
mohr's circle
دایره مور
north circle
دایره شمالگان
parhelic circle
هاله روشن بالای افق
pitch circle
دایره گام
the vicious circle
دور تسلسل
ampere hour efficiency of storage batter
بازده باتری انبارهای
reactive volt ampere hour meter
کنتور ولت- امپر- ساعت- راکتیو
Tune in next week for another episode of 'Happy Hour'.
هفته آینده کانال
[تلویزیون]
را برای قسمت دیگری از
{ساعت شادی}
تنظیم کنید.
reactive volt ampere hour meter
کنتور مصرف کور
centre face-off circle
دایرهمرکزیمحلروبروشدنحریفها
inscribed circle
[of a triangle]
دایره
[محاطی مثلث]
[ریاضی]
vicious circle of poverty
دور باطل فقر
prime vertical circle
دایره قائم اصلی
centre of crest circle
مرکز خمیدگی
secondary great circle
دایره عظیمه ثانویه
tip circle diameter
قطر دوره نوک
center ice circle
داره میانی زمین
centre of crest circle
مرکز انحنای ستیغ
great circle route
مسیرقوس دایره عظیمه سماوی
free throw circle
دایره پرتاب ازاد
graduated circle of an alidade
دایره مدرج زاویه یاب صفحه درجه دار زاویه سنج
great circle route
کمان دایره عظیمه
perimeter
[circumference]
of a circle
محیط دایره
adjustment for horizontal-circle image
تنظیم افقی مرکز تصویر
adjustment for vertical-circle image
تنظیم عمودی مرکز تصویر
the power of a point with respect to a circle
قوت یک نقطه نسبت به یک دایره
[ریاضی]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com