English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
i mentioned one case in p یک مورد بخصوص را ذکرکردم
Other Matches
mentioned مذکور
mentioned نامبرده
above-mentioned <adj.> گفته شده در بالا
above-mentioned <adj.> اظهار شده در بالا
above-mentioned <adj.> بیان شده در بالا
above-mentioned <adj.> ذکر شده در بالا
mentioned <adj.> <past-p.> اظهار شده
mentioned <adj.> <past-p.> بیان شده
mentioned <adj.> <past-p.> گفته شده
below-mentioned <adj.> ذکر شده در پایین
before mentioned سابق الذکر
after mentioned مذکور در ذیل
after mentioned ذیل
after mentioned زیرین
as already mentioned <adv.> همانطور که قبلا اشاره شد
above mentioned مذکور در فوق
as already mentioned <adv.> همانطور که قبلا ذکر شد
as already mentioned <adv.> همانطور که ذکر شد
as already mentioned <adv.> همانطور که اشاره شد
mentioned <adj.> <past-p.> ذکر شده
mentioned <adj.> <past-p.> نامبرده شده
below-mentioned <adj.> بیان شده در پایین
As mentioned below. مذکور درزیر [آنچه درزیر آمده است]
His name is never mentioned anywhere . اسمی ازاو درجایی برده نمی شود
after mentioned پس آینده
as previously mentioned <adv.> همانطور که ذکر شد
as previously mentioned <adv.> همانطور که اشاره شد
mentioned below [often postpos.] <adj.> بیان شده در پایین
Except what is mentioned in paragraph 3. باستثنای آنچه درپاراگراف 3 آمده است
as previously mentioned <adv.> همانطور که قبلا اشاره شد
mentioned below [often postpos.] <adj.> ذکر شده در پایین
afore-mentioned <adj.> بیان شده در بالا
afore-mentioned <adj.> گفته شده در بالا
afore-mentioned <adj.> ذکر شده در بالا
afore-mentioned <adj.> اظهار شده در بالا
as previously mentioned <adv.> همانطور که قبلا ذکر شد
In that case he is right. د رآنصورت حق با اوست
that is not the case مطلب چنین نیست
just in case برای مطمئن بودن
case of need مباشر
in case of need عنداللزوم
such being the case حال که چنین است دراینصورت
case پوشه
As the case may be . برحسب مورد( آن)
in case <idiom> برطبق
in this p case دراین موردبخصوص
in any case درهر حال
in no case به هیچ صورت
in case هرگاه
in no case اصلا
in no case به هیچ دلیل
in case چنانچه مبادا
in case برای احتیاط
just in case احتیاطا
in no case به هیچ وجه
in case در صورتیکه
in that case دراینصورت
in that case حال که چنین است
Such is not the case . That is not so. اینطور نیست
case صندوق
case مسئله
case غلاف پرچم
case فرف محفظه
case جعبه مقوایی یا چوبی جهت بسته بندی و حمل کالا
case کیف
case چمدان
case محاکمه
case دعوی مورد
case جعبه محتوی باروت و فشنگ و غیره قابل انعطاف بودن کمان حق تقدم درتیراندازی انداختن قلاب به اب
case محل ماهیگیری سگان بدنبال شکار
case پرتزیر
case دعوی
case جعبه
case مورد
case مورد غلاف
case : سرگذشت
case صندوق جعبه
case جلد
case پوسته
case قالب قاب
case جا
case حالت
case وضعیت موقعیت
case اتفاق
case دعوی مرافعه
case قضیه
case درصندوق یاجعبه گذاشتن جلدکردن
case پوشاندن
as the case may be بسته بمورد
case حروف بزرگ یا حروف معمولی
case پوشش محافظ برای یک وسیله یا مدار
case دستور برنامه نویسی که به نقاط مختلف جهش میکند بر حسب مقدار داده
as may be the case <adv.> احتمالی
as may be the case <adv.> بطور امکان پذیر
case حرف بزرگ یا حرف معمولی [فناوری چاپ]
in that case <adv.> پس
in that case <adv.> دراینصورت
as the case may be تاچه مورد باشد
in that case <adv.> سپس
in that case <adv.> بعد
case کلیدی که حروف را از بزرگ به کوچک تبدیل میکند
case دستور یا عملی که وقتی عمل میکند که حروف به صورت مشخصی وارد شوند
case وضع
case موضوع حالت
case روکش کردن
case پوشانیدن صندوق
case قاب
case پوشش
case غلاف
case روکش
use case مجموعه ای از رویدادها
case تابع جستجویی که وقتی جواب میدهد که کلمه جستجو و حالت حروف آن تط ابق داشته باشتد
case رجوع به بخشی از برنامه که وابسته به نتیجه آزمایش است
passport case جایپاسپورت
plastic case جایپلاستیکی
screen case صفحهنمایش
scroll case قسمتطومار
spectacles case جاعینکی
spiral case جعبهمارپیچ
vanity case کیفلوازم آرایش
weekend case چمدانتعطیلاتآخرهفته
key case جاکلیدی
transfer case جعبه انتقال نیرو
transmission case جعبه دنده
transmission case گیربکس
watch case قاب ساعت
withdrawal of a case استرداد دعوی
worst-case بدترین وضع یا احتمال
worst-case بدبینانهترین
case-bottle شیشه چارپر
transfer case دیفرانسیل
bobbin case ماکو
cylinder case جعبهسیلندر
writing case محلنوشتن
attachT case کیفدستی
brief case [briefcase] کیف اداری [کیف جعبه ای دستی چرمی]
attache case کیف اداری [کیف جعبه ای دستی چرمی]
to argue the case for [against] something بطرفداری از [برضد ] موضوعی استدلال کردن
degenerate case تباهیدگی [ریاضی] [فیزیک]
door-case چارچوب در
in any case (event) <idiom> مطمئنا
(a) case in point <idiom> مثالی که چیزی راثابت کند یا به روشن شدن چیزی کمک کند
packing case جعبهبزرگچوبیکهدرآنچیزیراذخیرهمیکنیدویابهجاییمیبرید
degenerate case تبهگنی [ریاضی] [فیزیک]
Take an umbrella just in case. احتیاطا"چترهمراه ببرید
He wI'll expedite our case. اوکارما ؟ راجلو خواهد انداخت
At any rate . In any case . Anyway . درهر صورت
Supposing that is the case . بفرض اینکه اینطور باشد
It is quite a hypothetical case . این یک قضیه کاملا" فرضی است
In this case ( instance) . دراین مورد
gin-case [ساختمان مزرعه با طرح مدور یا چند گوشه]
dressing case جعبه لوازم ارایش
case ment غلاف
case ment پنجره پوشش
case ment روزنه
case ment پنجره لولادار
case mate پناهگاه توپ پناهگاه بمب جای نصب توپ در ناو
case mate بمب پناه جای نصب توپ درناو
case mate پناهگاه توپ
case marks علامتهای روی جعبه یا بسته بندی
case knife چاقوی بزرگ
case knife چاقوی جلد دار
case hardening سخت گردانی سطحی
case harden سخت گردانی سطحی
case depth عمق مین
case branch انشعاب شرطی
case numbers شماره بسته ها
case numbers شماره بسته بندی
case of necessity حالت الزام و ضرورت
door case چارچوب در
depth of case عمق سختی
completed case جعبه کامل خشاب کامل
completed case جعبه پر شده
comb case شانه دان
case shot چارپاره
cigarette case قوطی سیگارت
cigar case قوطی سیگار
chain case جعبه زنجیر
chain case جعبه محافظ زنجیر
case window پنجره لولادار
case shot جای فشنگ
case shot چار پاره
case sensitive حساس نسبت به بزرگ یاکوچک بودن حرف
case bottle شیشه چارپهلو
case bottle چارپر
case history تاریخچه
case history سوابق
case histories شرح حال
case histories سابقه مرض ودرمان
case histories تاریخچه
case histories سوابق
upper case حروف بزرگ
upper case حروف بزرگ و نشانههای دیگرروی ماشین تایپ یا صفحه کلید که با انتخاب کلید shift دستیابی می شوند
upper case حرف بزرگ
lower case حروف کوچک
test case شخص یاچیز مورد ازمایش
test case قضیه در ازمایش
case history سابقه مرض ودرمان
case history شرح حال
case studies بررسی موردی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com