English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 164 (8 milliseconds)
English Persian
i provided for his safety وسائل سلامت او را فراهم کردم
Other Matches
provided <adj.> <past-p.> تهیه شده
provided <adj.> <past-p.> اختصاص داده شده
provided اماده
provided مشروط
provided درصورتیکه
provided مشروط به انکه
provided <adj.> <past-p.> منظور شده
provided [that] <conj.> تهیه شده
provided he goes at once بشرط اینکه بی درنگ برود مشروط بر اینکه فورا برود
except as otherwise provided مگر اینکه به طور دیگر قید شده باشد
provided <adj.> <past-p.> تعیین شده
provided بشرط انکه
On condition that. Provided that. بشرط آنکه (بشرطی که )
provided scheme برنامه تدارک شده
safety اعطای دو امتیاز به تیم مدافع به خاطر عقب نشینی عمدی تیم مهاجم
safety برقرار کردن تامین
safety امنیت
right safety مهرهمحافظراست
safety تامین
safety بی خطری
overall safety ایمنی کامل
safety امنیت محفوفیت
safety سلامت
safety ایمنی
safety به ضامن کردن ضامن
safety نجات
safety اطمینان
safety بازی بیلیارد دفاعی که گویها را در جای نامناسبی برای حریف باقی می گذاردضامن تفنگ
safety wire اشبیل ضامن
ship safety سلامت کشتی
safety wire سیم ضامن
safety wire سیم ایمنی
strong safety مدافع ایمنی در سمت قوی خط تهاجم حریف
safety valve پاس کوتاه به مدافع وقتی دریافت کنندگان دیگر بوسیله حریف مهار شده اند
troop safety تامین عده ها
troop safety حفافت عده ها در مقابل اثرات ترکش اتمی
weak safety جلوگیری درزمین مهاجم درجبهه او
left safety مهرهمفمنچپ
safety area مهرهایپشتدست
right safety back مهرهمحافظعقبیراست
safety zone بلندی وسط خیابان مخصوص عابرین
safety lock چفت ضامن سلاح
safety match کبریت بی خطر
safety motive انگیزه ایمنی
safety officer افسر تامین یکان
safety plug پولک اطمینان
safety post پایه ایمنی
safety precaution پیش بینیهای احتیاطی
safety razor تیغ خود تراش
safety regulations ایین نامه جلوگیری از خطر
safety stakes دستکهای تامین
safety stock موجودی ذخیره انبار
safety stock موجودی تضمینی
safety stop ترمز خطر
safety stop ضامن اسلحه گیره ضامن
safety trap تله ایمنی
safety valve دریچه اطمینان
safety lock قفل ضامن
safety binding نوارامنیت
safety boot چکمهیایمنی
for reasons of safety به خاطر دلایل امنیتی
safety mechanism ساز و کار ایمنی
safety cap کلاهکامنیتی
safety interlock قفل ایمنی [تکنیک و تکنولوژی]
safety interlocks قفل های ایمنی [تکنیک و تکنولوژی]
failure safety قابلیت اعتماد
failure safety قابلیت اطمینان
failure safety ایمنی در برابر خرابی
reasons of safety دلایل امنیتی
safety cage قفسهبازی
safety chain زنجیرهامنیت
safety earmuff گوشپرشامنیتی
safety goggles عینکایمنی
safety handle دستهایمنی
safety pad تشکنجات
safety rail سپرامنیتی
safety scissors قیچیناخنگیر
safety tank منبعامنیت
safety tether احتیاجاتامنیتی
safety thermostat ترموساتامنیتی
safety thong تسمهامنیتی
safety catch ضامنتفنگ
failure safety [توانایی یک وسیله برای کارکردن بسیار موثر و بدون خطا]
safety lock ضامن اسلحه
safety net وسیله سخت افزاری یا نرم افزاری که فایل ها وسیستم را از خطاهای موجود در صورت خرابی سیستم محافظت میکند
can one pass it with safety? ایا میتوان بیخطر ازانجاگذرنمود
coefficient of safety ضریب اطمینان
safety boat قایق نجات
factor of safety ضریب اطمینان
factor of safety عامل تامین
factor of safety ضریب تامین ضریب اطمینان
factor of safety سازه ابیمی
factor of safety عامل اطمینان
flame safety ایمنی در مقابل شعله اتش
free safety مدافع در منطقه ضعف
put on safety به ضامن کردن
put on safety روی ضامن گذاشتن
safety biltz حمله با روش استفاده ازبازیگر بالا
safety bolt ضامن
safety bolt تفنگ ضامن دار
angle of safety زاویه تامین گلوله
angle of safety زاویه امنیت
safety nets وسیله سخت افزاری یا نرم افزاری که فایل ها وسیستم را از خطاهای موجود در صورت خرابی سیستم محافظت میکند
safety-valve دریچه اطمینان
safety-valves دریچه اطمینان
safety pin اشبیل ضامن
safety pin خار ضامن میله ضامن
safety pins اشبیل ضامن
safety pins خار ضامن میله ضامن
safety belt کمربند ایمنی
safety belt کمربند اطمینان
safety belt کمربند نجات
safety belt کمربند رکاب
safety belts کمربند ایمنی
safety belts کمربند اطمینان
safety belts کمربند نجات
safety belts کمربند رکاب
safety card کارت تامین جنگ افزار
safety card کارت تامین اتشبار
safety device دستگاه ضامن
safety fuze ماسوره تامینی
safety lanes مسیرهای امن دریایی
safety fuze چاشنی
safety gap دهانه حفافت
safety lamp چراغ اطمینان
safety glass شیشه ایمنی
safety glass شیشه بی خطراتومبیل
safety lamp فانوس
safety lamp چراغ بی خطر معدن ذغال سنگ
safety glass شیشه نشکن
safety glass شیشه اطمینان
safety island سکوی وسط خیابان برای ایستادن پیاده رو
safety hook قلاب اطمینان
safety glasses عینک ایمنی
safety lamp چراغ ایمنی
safety fuse فیوز ایمنی
safety fuse فیوز اطمینان
safety fuse فیوز
safety device ضامن
safety device خارضامن
safety diagram دیاگرام تامین
safety factor ضریب تامین
safety glass عینک ایمنی
safety factor عامل تامین
safety lock قفل بی خطر مخصوص حفظ محلی از خطر دستبرد
safety fence جانپناه کنار راه
safety limit حد تامین
safety fence جانپناه
safety lever دستگیره ضامن
safety fork دوشاخه امنیت
safety lever اهرم ضامن
safety fork گیره ضامن
safety hazard مخاطره ایمنی
drivebelt safety guard محافظهتسمهگرداننده
ultimate factor of safety ضریب اطمینان اختیاری
steel safety wheel فلزایمنیچرخ
to carry a piece at safety تفنگی رادرحالی که ضامن ان انداخته است باخود بردن
to put safety first [foremost] اولویت اول را به ایمنی دادن
healt and safety commision کمیسیون سلامت و امنیت
safety locking device قفل ایمنی [تکنیک و تکنولوژی]
safety locking devices قفل های ایمنی [تکنیک و تکنولوژی]
left safety back مهرهمحافظعقبی
cabin pressurization safety valve شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com