English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
i was up late last night دیشب تا ان موقع هنوزنشسته
i was up late last night بودم
Other Matches
late کند
late تا دیر وقت اخیرا
late تادیرگاه
late زیاد
late مرحوم
late متوفی
Better late than never. <proverb> آهسته برو همیشه برو.
I am getting late. دارددیرم می شود
Better late then never. <proverb> تاخیر بهتر از هرگز است .
it is very late بسیار دیر است
to be late دیر رسیدن
to be late دیر امدن
it is very late خیلی دیرشده است
to be late دیرکردن
Nobody was late except me . هیچکس غیر از من دیر نکرده بود
late اخیر
late دیراینده
late <adj.> <adv.> دیر
of late دراین روزها
of late اخیرا
I am late. من دیر کردم.
late تازه گذشته
late دیر
Better late than never! <proverb> دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است!
Better late than never. <proverb> دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.
he may come late ممکن است دیر بیاید
he may come late شایددیر بیاید
to keep late hours دیر خوابیدن
your late father مرحوم پدرتان
what made you so late چه شد که این همه دیر کردید
iwas late دیرم شد
to keep late hours دیر برخاستن
iwas late دیر کردم
keep late hours دیر خوابیدن و دیر برخاستن
the late governor فرماندار اخیر
the late rains بارانهای اخیر
the widow of the late زن مرحوم .....
late war جنگ قبلی
late time زمان بین سقوط بمب تا شروع انفجار اتمی
late time زمان سکته انفجار
late maturing دیررس
late latinu لاتین دورههای بعد
late cut ضربهای که توپ را به منطقه پشت توپزن می فرستد
of late years دراین چند سال گذشته
She procrastinated until it was too late . آنقدر دفع وقت (وقت کشی ) کرد که دیگه کار از کار گذشت
iwas late دیررسیدم
It is never too late to mend. <proverb> براى اصلای شدن هیچگاه دیر نیست .
We were afraid lest she should get here too late . ترسیده بودیم که مبادا دیر اینجا برسد.
Damn it, you are late again! لعنتی باز تو دیر کردی. [دیر آمدی]
Before it is too late . while one has the chance . اگر فرصت با قی است ( از دست نرفته )
keep late hours دیر خوابیدن و دیر بیدار شدن
It is never too late to mend. هر کجا که جلوی ضرر رابگیری منفعت است
I wI'll come as late as I possibly can . تا آنجائیکه بشود دیر می آیم
It is never too late to learn . <proverb> براى کسب علم هیچ موقعى دیر نیست .
Do you get up early [late] in the morning ? آیا شما صبح ها زود [دیر] از خواب برمیخیزید؟
Depending on how late we arrive ... بستگی به اینکه ساعت چند ما می رسیم ...
late-Modern architecture [معماری که تصویرها و ایده ها و نقش و نگار آن گرفته شده از جنبش معماری مدرن بود.]
Is the train from Leeds late? آیا قطار شهر لیدز تاخیر دارد؟
late payment damages خسارت تاخیر تادیه
The train was 10 minutes late. قطار 10 دقیقه دیر رسید
Luchily for me the train was late. خوش شانسی آوردم قطار دیر رسید
Dont be late for work. دیر سر کار نیایی (سر وقت بیایی )
Before it is too late. While there is stI'll time. تا دیر نشده
To keep late nights [hours] شب زنده داری کردن
It is too late . the die is cast . کار از کار گذشته
it is too late to lock the stable when the horse has been stolen <proverb> کنون باید این مرغ را پای بست نه آن دم که سررشته بردت ز دست
I am in the habit of sleeping late on Friday mornings. عادت دارم جمعه ها صبح دیر از خواب بیدار می شوم
the night before last پریشب
first night شب افتتاح
To take a night off . یک شب از کار مرخصی گرفتن
first night گشایش شب
first night شب اول
to night امشب
he went by night شبانه رفت
his almost night تقریباشب است
night شب
night غروب
night شب هنگام برنامه شبانه
night تاریکی
all night در تمام شب
at night در شب
at night شب هنگام
d. and night شبانه روز
all night همه شب
last night دیشب
last night شب گذشته
d. and night شب و روز
his almost night نزدیک شب است
stag night مهمانیمردانهکهفردایروزعروسیبرگزارمیشود
I had a dream last night. دیشب خواب دیدم
live out the night شب را بسر بردن
he outwatched the night شب بپایان رسیدو او همچنان بیداربود
he did not est all night همه شب نیارمید
he did not est all night درتمام شب ارام نگرفت
He vanished into the night. در سیاهی شب نا پدید گشت
we made a night of it چه شب خوشی گذراندیم چه شبی کردیم
guest night شب مهمانی
good night شب بخیر
On Sunday night. شب یکشنبه
one-night stand برنامهی یک باره
before mid night قبل از نیمه شب
one-night stands رابطهی جنسی یک شبه نه مداوم
one-night stand تک برنامه
one-night stand رابطهی جنسی یک شبه نه مداوم
one-night stands نمایش یک شبه
one-night stands برنامهی یک باره
one-night stands تک برنامه
one-night stand نمایش یک شبه
bonfire night شبپنجمنوامبرکهدرآنجشنوآتشبازیبرپامیکنند
night porter پذیرششبهتل
Good night. شب بخیر
what a night we made of it چه شبی کردیم چه شبی گذراندیم
in noon of night در نیمه شب
night shift شیفتشب شبکار
opening night شباولیناجراییکقطعههنری
Can you stay over night? می توانی شب را با ما (نزد ما ) بمانی ؟
good night شب شما خوش
fly by night شخص کوتاه عمر
night owls ادم شب زنده دار
night owl ادم شب زنده دار
fly-by-night شب گریز
fly-by-night ادم شبرو
night-watchmen توپزن پایان مسابقه کریکت
night-watchman توپزن پایان مسابقه کریکت
night watchman توپزن پایان مسابقه کریکت
night-time هنگام شب
night time هنگام شب
I was up all night in my bed. من تمام شب را در تخت خوابم بیدار بودم.
accommodation for the night خوابگاه برای یک شب
night migrant شب کوچنده [پرنده شناسی]
night waking شب زنده داری
fly by night طالب سود انی
night and day شبانه روز
night and day شب و روز
Where do you want to go this time of night ? این وقت شب کجا می خواهی بروی ؟
night assault شبیخون
I went hungry last night . دیشب گرسنه ماندم
night attack شبیخون
Could you put us up for the night ? ممکن است شب را اینجا منزل کنیم ؟
day and night <idiom> شب وروز پشت سرهم
fly-by-night <idiom> نامطمئن (کار،شفل)
night shirt پیراهن خواب مردانه یاپسرانه
What is the price per night? قیمت برای یک شب چقدر است؟
night schools اموزشگاه شبانه
night school اموزشگاه شبانه
Good night شامگاهان نیکو
the third watch of the night پاس سوم شب
night season هنگام شب
night long از سر شب تا بامداد
night line ریسمان ماهی گیری شبانه
night light روشنایی شب
night landing پیاده شدن درساحل در شب
night landing فرود شبانه
night interception استراق سمع شبانه
night interception کمین شبانه
night interception رهگیری شبانه
night hag فرنجک
night moans نالههای شب تا صبح
night of ignorance شام نادانی
night robe لباس خواب
night raven مرغ شب خوان
night raven مرغ حق
night piece دورنمای شب
night partol عسس
night order دستورات شبانه
night order دستور شبانه
night operations عملیات شبانه
night of ignorance شام جهل
night hag خفتک سکاچه
night hag کابوس
night hag بختک
night clothes جامه خواب
night stool صندلی سوراخ دار برای قضای حاجت در شب
night chair صندلی سوراخ دار برای قضای حاجت در شب
night cellar زیر زمینی که در انجاپیاله فروشی کنندو مردم پست بدانجاروند
night cap گشتی رزمی هوایی شبانه
night brawler شب دعوا کن
night boat قایق اماده
night blindness شب کوری
night blind شبکور
night clothes لباس خواب جامه شبانه برای تو خانه
night dress جامه خواب پیراهن خواب خواب جامه
night gown خواب جامه
night gown جامه خواب زنان و کودکان پیراهن خواب
night glass دوربین شب
night flying شب پرواز کن
night flying در شب
night flying پرواز
night eyed شب بین
night eyed روز کور
night effect تاثیرات تغییر جریان مغناطیسی در شب
night black سیاه
night season شب هنگام
night tide جزرو مدشبانه
night vase فرف ادار
queen of night نام الهه ماه وشکار
night vase قاروره
night vase شاشدان
night vision دید شب
night vision دید در شب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com