English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 20 (3 milliseconds)
English Persian
implied assumpist تعهد ضمنی
implied assumpist تعهد غیر رسمی که از نحوه عمل متعهد ناشی و استنباط میشود
Other Matches
implied ضمنا" مفهوم
implied مفهوم ضمنی
implied تلویحی
implied رضایت ضمنی
implied مقدر
implied ضمنی
implied trust مسئولیت فرضی
implied terms شرایط تلویحی
implied terms شرایط ضمنی
implied term شرط ضمنی
implied task وفایف استنتاجی
implied task ماموریت استنتاجی
implied mission ماموریت استنتاجی
implied malice سوء نیتی است که به موجب نشانههای موجود در قانون درصورت سرزدن اعمال خاص از فرد و یا به وجود امدن شرایط خاص در موضوع موجود فرض میشود
implied malice سوء نیت فرضی
implied addressing دستور اسمبلی که فقط روی یک ثبات کار میکند.
implied acceptance قبول ضمنی
implied trust امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com