English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 241 (13 milliseconds)
English Persian
in exchange for درعوض
in exchange for بجای
Search result with all words
exchange معاوضه
exchange مبادله
exchange تبادل ردوبدل ارز
exchange اسعار
exchange جای معاملات ارزی و سهامی بورس
exchange صرافخانه
exchange صرافی مبادله کردن
exchange عوض کردن تسعیر یافتن
exchange رد و بدل کننده
exchange مبادله پول
exchange ارز معاوضه
exchange مبادله کردن تعویض
exchange تبدیل ارز فروشگاه پادگان
exchange معاوضه کردن
exchange مبادله کردن
exchange تبادل
exchange صرافی
exchange تهاتر تسعیر
exchange رد کردن چوب امدادی به یار تعویض
exchange تفاوت
exchange معاوضه و مبادله پول
exchange ارز
exchange مرکز مبادله
exchange روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchange دادن چیزی به جای چیز دیگر
exchange دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
exchange جابه جایی داده بین دو محل
exchange rate مظنهء ارز
exchange rate نرخ ارز
exchange rate نرخ مبادلهای
exchange rate نرخ مبادله
exchange rate نرخ مبادله ارز
exchange rate نرخ تسعیر ارز
exchange rate نرخ تبدیل ارز
exchange rates مظنهء ارز
exchange rates نرخ ارز
exchange rates نرخ مبادلهای
exchange rates نرخ مبادله
exchange rates نرخ مبادله ارز
exchange rates نرخ تسعیر ارز
exchange rates نرخ تبدیل ارز
telephone exchange مرکز تلفن
telephone exchange مرکز تلفن خودکار
stock exchange بورس سهام
stock exchange بورس اوراق بهادار
foreign exchange مبادله خارجی
foreign exchange پول خارجی ارز خارجی
foreign exchange ارز
foreign exchange پول کشور خارجی
foreign exchange ارز خارجی
foreign exchange پول خارجی
foreign exchange تعویض خارجی
acyl exchange اسید کافت
Apple file exchange برنامه نرم افزاری که روی کامپیوتر Macintosh Apple اجرا میشود و اجازه خواندن دیسک از PC را میدهد
appreciation of the exchange rate ترقی نرخ ارز
at the current rate of exchange به نرخ جاری ارز
at the current rate of exchange به نرخ مبادله جاری
automatic exchange رد و بدل کننده خودکار
automatic toll exchange مرکز تلفن خودکار سیستم سلکتوری
baltic exchange بازار بورس بالتیک
baltic exchange بازار یاتالار بورسی در لندن که مربوط به کرایه کشتی ومعاملات مربوطه میباشد
baltic exchange اتحادیه کشتی داران و تجار وواسطههای ذغال و الوار ودانه
bill exchange برات بازرگانی
bill exchange برات
bill of exchange حواله یا برات کتبی غیرمشروط
bill of exchange برات ارزی
bill of exchange برات مبادلهای
bill of exchange برات
board exchange warranty ضمانت تعویض برد
branch exchange رد و بدل کننده شعبهای
broadband exchange تعویض پهن باند
cation exchange resin رزین تبادلگر کاتیونی
central exchange مرکز تلفن خودکار
central exchange مرکزتلکس
exchange of blows تبادل ضربه
charge exchange phenomenon پدیده تبادل بار
chemical exchange تبادل شیمیایی
claused bill og exchange بارنامه مشروط
clean bill of exchange بارنامه بی نقص
committe of foreign exchange کمیسیون ارز
commodities exchange بورس کالا
commodity exchange مبادله کالا
commodity exchange بورس مواداولیه
commodity exchange بورس کالا
concentred exchange تبادل همزمان
cost,insurance,freight and exchange(cif& قیمت
cost,insurance,freight and exchange(cif& بیمه
cost,insurance,freight and exchange(cif& هزینه حمل وتغییرات ارز
depreciation of the exchange rate کاهش نرخ ارز
depreciation of the exchange rate افت نرخ ارز
direct exchange تعویض باداغی
direct exchange تعویض مستقیم مبادله مستقیم قطعات
direct exchange items اقلام قابل تعویض مستقیم
drawer of a bill of exchange برات دهنده
dynamic data exchange در ویندوز ماکروسافت و OS/2 روشی که در آن دو برنامه فعال می توانند دادههای خود را رد و بدل کنند یک برنامه از سیستم عامل می خواهد تا بین دو برنامه اتصال برقرار کند
electron exchange تبادل الکترون
energy exchange تبادل انرژی
equation of exchange همچنین نگاه کنید به "رابطه فیشر "معادله مبادلات بیان رابطه بین حجم پول در گردش سرعت گردش پول
equation of exchange متوسط قیمت کالاها و خدمات نهائی و مقدار تولید کالاها وخدمات
equation of exchange به این ترتیب معادله عبارت از : PQ=V
Other Matches
first of exchange نسخه اصلی برات
exchange value ارزش مبادلهای
exchange value ارزش مبادله
re exchange برات رجوعی
value in exchange ارزش مبادله
to exchange something [for something] معاوضه کردن [چیزی را با چیز دیگری]
to exchange something [for something] مبادله کردن [چیزی را با چیز دیگری]
exchange sort جورکردن معاوضهای
exchange services خدمات فروشگاهی فروشگاهها
exchange service بنگاه معاوضه
exchange selector سلکتور در دستگاههای مراکزتلفن خودکار
exchange restriction کنترل مبادله ارز
exchange restriction محدودیت ارزی
exchange restricition ممنوعیت ارزی
exchange register ثبات معاوضهای
exchange variation واریاسیون تعویضی
exchange zone فاصله 02 متری خط کشی شده برای ردکردن چوب
heat exchange تبادل حرارت
forign exchange ارز
futures exchange مبادله سلف
futures exchange خرید اتی
heat exchange تبادل گرما
exchange transactions معاملات برواتی
exchange restricition محدودیت ارزی
exchange rationing جیره بندی ارز
exchange market بازار اسعار
exchange market بازار داد و ستد
exchange intervention دخالت در بازار ارز
exchange integral بر هم کنش تبادلی
exchange force نیروی تبادلی
exchange energy انرژی تبادل
exchange economy اقتصاد مبادلهای
exchange of flags مبادله پرچمها
exchange of notes مبادله یادداشتها
exchange of notes نوعی ازموافقتهای سیاسی است که به وسیله مبادله اسنادی بامضمون واحد و حاوی مواردو مطالب مورد توافق طرفین متبادلین انجام میشود
par of exchange نرخ برابری ارز
exchange point نقطه تعویض
exchange parity نرخ برابری ارز
exchange parity برابری ارز
exchange office مرکز تلفن خودکار
exchange of views رایزنی
exchange of views تبادل نظر
exchange of pleadings تبادل لوایح
exchange devaluation تنزل رسمی قیمت ارز تضعیف رسمی ارز
losing the exchange تفاوت دادن
trunk exchange مرکز تلفن با سیستم الکترونیکی
toll exchange مرکز تلفن
to exchange blows جنگ کردن
to exchange blows دست بگریبان شدن
through bill of exchange بارنامه سراسری
teletype exchange مرکز تله تایپ
tandom exchange مرکز تلفن خودکار تاندوم
symmetrical exchange تعویض قرینه
unvisual exchange مبادله نامرئی چوب
currency exchange تبدیلپول
To greet someone . To exchange greetings with someone. با کسی سلام وتعارف کردن
outside [stock exchange] <adj.> خارج از بورس [فروخته شده ]
stock exchange بورس اوراق بهادار
stock exchange بورس سهام
What is the exchange rate? نرخ تبدیل چقدر است؟
social exchange تبادل اجتماعی
rate of exchange نرخ ارز
rate of exchange نرخ تسعیر
main exchange مرکز اصلی
magneto exchange مرکز تلفن خودکار با تلفن اندوکتوری
local exchange ردوبدل کننده محلی
ion exchange تبادل یون
ion exchange تبادل یونی
international exchange مرکز تلفن بین المللی
intermediate exchange واسطه
manual exchange مرکز دستی
medium of exchange وسیله داد وستد
medium of exchange وسیله مبادله
rate of exchange نرخ مبادله
rate of exchange نرخ مبادله ارز
post exchange فروشگاه اختصاصی پادگان ارتش
money exchange تبدیل پول
money exchange صرف
minor exchange تفاوت کوچک
intermediate exchange مرکز
exchange battery باطری
exchange broker دلال ارز
exchange control کنترل ارزی
exchange depareciation تنزل ارزش پول خارجی تنزل قیمت ارز
exchange control جلوگیری از ورودامتعه خارجی به وسیله محدود کردن ارزی که دراختیار واردکننده گذاشته میشود
exchange control نظارت دولت بر مبادله ارز کنترل مبادله ارز توسط دولت
exchange control نظارت ارز
exchange control کنترل ارز
exchange cable کابل اتصال بین مرکز تلفنی ومشترک تلفنی
exchange depreciation کاهش ارزش پول خارجی
exchange buffering میانگیری معاوضهای
exchange buffering زنجیرهای کردن داده
respiratory exchange index شاخص بهره تنفسی
rationing of foreign exchange جیره بندی ارز خارجی
shipped bill of exchange بارنامهای که حاکی ازمحموله است
exchange rate system نظام نرخ ارز
exchange rate parity نرخ برابری ارز
Where is the nearest exchange office? نزدیکترین صرافی کجاست؟
ion exchange resin رزین تبادل یونی
exchange of instruments of ratification مبادله اسناد دال بر تصدیق وتصویب موضوع مورد توافق یا تصویب معاهده
exchange of full powers رسمیت یافتن تنزل نرخ ارز مبادله اسناد مربوط به تفویض اختیارات تام
To exchange . To swap . To bandy. رد وبدل کردن
To argue ( exchange words ) with someone . با کسی یک بدوکردن
Currency exchange office صرافی
quantity equation of exchange یعنی حاصلضرب حجم پول در سرعت گردش پول باارزش پولی کلیه تولیدات برابر است معادله مقداری مبادله که براساس نظریه مقداری پول است و اولین بار توسط ایروینگ فیشر عنوان شد .این معادله بصورت زیراست :PQ = V
on sight bill of exchange برات برویت یا دیداری
exchange sorting algorithm مرتب کردن به روش حبابی
gold exchange standard پایه ارز طلا
floating exchange rate نرخ متغیرارز
ion exchange chromatography کروماتوگرافی تبادل یونی
fixed exchange rate نرخ ثابت ارز
floating exchange rate نرخ شناور ارز
flexible exchange rate نرخ ارزانعطاف پذیر
Internetwork Packet Exchange پروتکل شبکه توسعه یافته توسط Novell که برای ارسال بستههای اطلاعاتی روی شبکه است
fixed exchange rate نرخ مبادله ثابت ارز
foreign exchange control نظارت بر ارز
foreign exchange market بازار ارز
foreign exchange rate نرخ ارز
private branch exchange مبادله انشعاب خصوصی
foreign exchange transaction معاملات ارزی
free exchange rates نرخهای ارز ازاد
foreign exchange transactions معاملات ارزی
on sight bill of exchange برات عندالمطالبه
floating rate of exchange نرخ شناور ارز
on board bill of exchange بارنامه روی کشتی
flexible exchange rate نرخ متغیر ارز
private automatic branch exchange یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
To exchange views with someone . . To compare notes with some one. با کسی تبادل نظرکردن
private brench exchange switchboard مرکز سوئیچینگ فرعی
private automatic branch exchange رد و بدل کننده شعبهای اتومات خصوصی مبادله انشعاب خودکار خصوصی
The inflow and outflow of foreing exchange. جریان ؟ رود وخروج ارزهای خارجی
recevied for shipment bill of exchange بارنامهای که مبین وصول کالا برای حمل است
pair exchange sorting algorithm نوعی الگوریتم مرتب کردن مستلزم مقایسه دادههای زوج بندی شده
short form bill of exchange بارنامه ملخص
Financial Times Stock Exchange 100 Index شاخصقیمتهایسهام
To have a nice chit - chat. To exchange banters and repartees. گل گفتن وگه شنیدن
He is giving her French lessons in exchange for English lessons به اودرس فرانسه می دهد ودرعوض انگیسی می گیرد
The husband and wife got into an argument . The husband and wife had an acrimonious exchange . زن و شوهر بگو مگوشان شد [بگو مگو کردند]
exchange of property for property مبادله مال به مال
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com