Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
indian or single file
صف تکی
indian or single file
ستون یک
Other Matches
indian file
ستون یک
single file
ستون یک
single file
یک ردیف ستون
single file
صف نظامی که یکی یکی پشت سرهم باشند
single file
به ستون یک
single file
به ستون یک حرکت کنید
single lane
[file]
traffic
ترافیک تک خطی
Indian
هندوستانی
Indian
وابسته به هندی ها
Indian
هندی
indian nard
سنبل هندی
the indian ocean
اقیانوس هند
indian ocean
اقیانوس هند
Indian summers
هوای ارام و خشک و صافی که در اواخر پاییز در شمال ایالات متحده امریکامشاهده میشود
Indian summer
هوای ارام و خشک و صافی که در اواخر پاییز در شمال ایالات متحده امریکامشاهده میشود
indian shot
خیز ران هندی
indian pendants
ریسمانهای انتهای چوب که کیسه لاکراس با ان سست یاتنگ میشود
american indian
سرخ پوست امریکایی
old indian defence
دفاع هندی قدیم شطرنج
Indian ink
مرکب چین
Indian style
[سبک معماری هندی متاثر از فرهنگ غربی]
indian weed
توتون
indian weed
تنباکو
indian tobacco
تنباکوی هندی
Indian rug
قالی یا قالیچه مربوط به هندوستان
indian red
خاک سرخ مایل بزرد
indian millet
ارزن هندی
tchigorin indian
دفاع هندی چیگورین
indian corn
ذرت
Red Indian
اهالیهندیشمالآمریکا
indian club
میل ورزشی
indian club
میل زورخانه
indian club
باشگاه هندیها
indian cress
گل لادن
indian check
سد کردن راه حریف با بالابردن چوب بالای سر او برای ضربه زدن به چوب او
indian berry
مرگ ماهی
indian corn
بلال
indian defence
دفاع هندی شطرنج
indian licorice
عشقه چشم خروس نخود امریکایی
indian liquorice
چشم خروس
indian in reverse
هندی معکوس
indian hemp
شاهدانه هندی شاهدانه کانادایی
tchigorin indian
دفاع هندی قدیم شطرنج
indian giver
بخشنده دون
indian meal
ارد ذرت
indian giver
کسی که چیزی بکسی میدهد وبعد انرا پس میگیرد
West Indian
هندوستانغربی
bogoliubov indian defence
دفاع بوگولیوبوف- هندی درپیاده وزیر شطرنج
nimzo indian defence
دفاع نمیزو هندی در پیاده وزیر شطرنج
franco indian defence
دفاع هندی فرانسوی در پیاده وزیر شطرنج
king's indian attack
حمله هندی شاه شطرنج
king's indian in reverse
هندی شاه معکوس
king's indian defence
دفاع هندی شاه شطرنج
queen's indian defence
دفاع هندی وزیر شطرنج
congress party (indian national congress
حزب کنگره- کنگره ملی هندبزرگترین حزب سیاسی هندوستان که در اواخر قرن 91 تاسیس شد و در حال حاضر با ارائه یک طرح سوسیالیستی برای جامعه بالاترین تعداد کرسی را درمجمع ملی هند داراست
single value
ارزش منحصر بفرد
every single day
<adv.>
همه روز
every single day
<adv.>
روزانه
every single day
<adv.>
هر روز
every single day
<adv.>
روزبروز
single last
دوخت لب به لب
single up
یک لا کردن طنابها
every single day
<adv.>
روز به روز
single zero
صفرمنفرد
is he still single?
ایا هنوزعزب یا مجرد است
is he still single?
ایا هنوز تک است
single
یک نفره
single
منفرد
single
تک
single
فرد
single
تنها یک نفری
single
فقط یک
single
ریبون چاپگر که فقط یک بار قابل استفاده است
single
قایق یک نفره
single
انفرادی
single
مجرد
single
جدا کردن برگزیدن
single
انتخاب کردن
single
عزب
single
تنها
single
مسابقه یکنفره
single
واحد
every single day
<adv.>
بطور یومیه
every single day
<adv.>
بطور روزانه
single
استفاده از اعدادی که در یک کلمه ذخیره میشوند
single
ازدواج نکرده
single
ضربهای بایک امتیاز با تعویض محل دوتوپزن
single a
زنای مردزن داریازن شوهر یازن شوهرداربامردبیزن
single density
با تراکم واحد
single crystal
تک بلور
single core
هادی تک رشتهای
single core
کابل یک رشتهای
single entry
حسابداری ساده
god is single
خدا یکتایا واحد است
single ended
یکطرفه
single shot
اسلحه تک تیر
single shot
گلوله منفرد
single shot
یکبارهای
single reduction
تقلیل سرعت تکی
single density
چگالی تک
single purpose
تک منظوره
single shot
تک گلولهای تک تیر
single precision
دقت یگانه
single precision
دقت تک
single skinned
یک پوسته
single skinned
یک جداره
single track
فاقد وسعت معنوی فاقد درک عقلانی
single transposition
نوعی تبدیل به رمز که فقط ازیک نوع کلید رمز استفاده میشود
single unit
یکان منفرد
single unit
یکان مستقل
single entry
حسابداری فردی
single user
تک کاربری
single envelopment
احاطه یک طرفه
single valued
تک ارز
single valued
تک ارزشی
single valued
تک مقدار
single way switch
کلید یکراهه
single whip
قرقره قلاب تک قرقرهای
single track
تک راهه
single throw
یک لنگی
single tax
مالیات واحد
single sling
باربردار یک بندی
single space
در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
single stepping
پیمودن تک
single space
تک فاصله تو هم
single ended
یکسو
single name paper
سفته دارای یک امضاء
single stage
یک طبقه
single step
تک مرحلهای
single stepping
دقت یگانه پیمودن یگانه
single stepping
در یک مرحله انجام دادن یا شدن
single tax
مالیات انفرادی
single tax
مالیات بر درامد انفرادی
single stage
یک طبقهای
single conductor
هادی تک رشتهای
single hearted
بی ریا
single life
انفرادی
single life
تجرد
single line
مدار یک خطه مخابراتی درخواست مستقیم یا یک طرفه
single load
بار تک
single minimum
تک کمینه
single foot
تکاور تک رو بودن
single foot
اسب تک رو
single foot
تک روی
single perforated
باروت یک سوراخه
single phase
برق یک فاز
single life
زندگی مجردی
single footer
تک رو
single hearted
یکدل
single haneded
تنهایی
single haneded
دست تنها
single haneded
یک تنه
single handed
یکدستی
single ignition
احتراق تک برقی
single handed
تنها
single interlocking
یک پیچه
single lane
شاهراه یک طرفه
single lane
شاهراه یک خطه
single phase
تک فازه
single hearted
امین
single address
بایک نشانی
single address
با یک آدرس
single address
با یک نشانی
single base
باروت یک حبهای
single base
تک مادهای
single blessedness
بی زنی یا انفراد
single bond
پیوند یگانه
single bond
پیوند ساده
single combat
جنگ تن بتن
single combat
اثبات حقانیت بوسیله نبرد تن به تن battle of wager
single action
یک بار چرخش قرقره با یک بار چرخش دسته
single acting
یکطرفه
single pneumonia
اماس یک شش
single pole
تک قطب
single pole
چوبدستی تکی اسکی
single precision
تک دقتی
single precision
با دقت معمولی
single barreled
یک لول
single precision
دقت واحد
single hearted
وفادار
single flow
جاده یک مسیره
single flow
راه یک طرفه
single conductor
سیم تک رشتهای
single-minded
مصمم
single-minded
بی تزویر
single-minded
امین
single minded
بااراده
single minded
مصمم
single minded
بی تزویر
single minded
امین
single-handed
یک دستی
single-minded
بااراده
single-digit
<adj.>
تک رقمی
to be single-minded
<idiom>
مصمم بودن
[اصطلاح]
single reed
نیتکی
single-use tableware
ظروف یک بار مصرف
single-digit
<adj.>
یک رقمی
single scull
پارویتکنفره
single seat
صندلییکنفره
single-handed
تنها
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com