English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
induced voltage ولتاژ القاء شده
induced voltage فشارالکتریکی القائی ولتاژاندوکسیون
Other Matches
induced e.m.f. ولتاژالقائی
induced خطای وسیله ناشی از تاثیرات خارجی
induced اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induced 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induced ریاضی
induced القاء
self induced اغوا شده توسط نفس خود ایجاد شده در خود فرد
induced e.m.f. نیروی محرکه القائی
induced القاء کردن
induced اغوا کردن مجبور شدن
induced اعوا کردن
induced غالب امدن بر
induced استنتاج کردن تحریک شدن
induced تهییج شدن
induced تلقین کردن
induced وادار کردن
induced فراهم کردن تحمیل کردن
induced سبب شدن
induced تحریک کردن تلقین کردن
induced القا کردن
induced field میدان القاء شده
self induced current جریان خودالقا
induced environment محیط القایی
induced environment محیط القا شده
induced current جریان القائی
induced magnetism مغناطیس القایی
induced magnetism مغناطیس القاء شده
induced electricity الکتریسیته القائی
induced charge بار القاء شده
induced conductivity قابلیت هدایت القاء شده
induced consumption مصرف القائی
induced consumption مصرف تشویقی
induced current جریان القایی
induced current جریان القاء شده
induced drag پسای لازم
induced drag پسای القاء شده
induced investment سرمایه گذاری القائی
induced investment سرمایه گذاری که پاسخگوی تغییرات و تحولات درامد ملی باشد
induced magnetization مغناطیس گردانی القائی
induced noise پارازیت القاء شده
induced traffic ترافیک القایی
induced velocity سرعت القاء شده
induced radioactivity رادیواکتیویته القاء شده
induced ventillation تهویه مصنوعی
induced radiation تشعشع القایی
induced oscillation نوسان القاء شده
induced noise نویزجریان قوی
induced variable متغیر القائی
make induced current جریان القایی اتصال
law of induced current قانون لنتس
induced electromotive force نیروی الکتروموتوری القاء شده
self excited/induced vibration نوسان خودالقایی
induced magnetic field میدان مغناطیسی القاء شده
induced electromotive force نیروی برقرانی القایی
induced field current جریان تحریک القاء شده
voltage نیروی الکتریک برحسب ولت اختلاف سطح
voltage ولتاژ
useful voltage ولتاژ موثر
voltage ولتاژ تانسیون
voltage خیر زمانی دو وسیله که با هم تنظیم می شوند یا به علت اختلال در خط ایجاد میشود
voltage فشار الکتریکی
voltage نیروی الکتروحرکتی در واحد ولت
y voltage ولتاژ ستاره
voltage وسیلهای که ولتاژ خروجی درست میکند در صورتی مقدار ورودی ها تغییر کند
internal voltage نیروی الکتروموتوری
internal voltage ولتاژ داخلی
voltage factor ضریب فزون سازی دو الکترد
voltage gain بهره ولتاژ
inverse voltage ولتاژ معکوس
ionization voltage ولتاژ یونیزاسیون
voltage drop افت فشار الکتریکی
inductor voltage ولتاژاندوکتور
supply voltage ولتاژ ورودی
limiting voltage ولتاژ مرزی
voltage drop افت ولتاژ
insulation voltage ولتاژ ایزولاسیون
insulation voltage ولتاژ عایق بندی
voltage level سطح ولتاژ
voltage indicator دستگاه نشان دهنده فشارالکتریکی
voltage rise افزایش ولتاژ
voltage increase افزایش ولتاژ
inductor voltage ولتاژ تحریک کننده
voltage impluse ضربان ولتاژ
initial voltage ولتاژ هاله بنفش
voltage impluse ایمپولز ولتاژ
input voltage ولتاژ اولیه
primery voltage ولتاژ اولیه
instantaneous voltage مقدار لحظهای فشار الکتریکی
instantaneous voltage ولتاژ لحظهای
insulation voltage فشار ازمایش
voltage drop افت ولت
rated voltage ولتاژ اسمی
no load voltage ولتاژ بی باری
medium voltage ولتاژ متوسط
measuring voltage ولتاژ اندازه گیری
measuring voltage فشار سنجش
series voltage ولتاژ سری
signal voltage ولتاژ ورودی
signal voltage ولتاژ دریافتی
signal voltage ولتاژ سیگنال
spark voltage ولتاژ جرقه
star voltage ولتاژ ستاره
sticking voltage ولتاژ وقفه
mains voltage ولتاژ شبکه
main voltage ولتاژ اصلی
terminal voltage ولتاژ قطبی
no voltage release فیوز مغناطیسی ولتپای
nominal voltage ولتاژ اسمی
voltage gradient گرادیان ولتاژ
voltage gradient شیب ولت,
voltage gradient شیب پتانسیل
re striking voltage ولتاژ بازگیری جرقه
peak voltage ولتاژ پیک
peak voltage ولتاژ حداکثر
peak voltage ولتاژ اوج
over voltage protection وسیلهای که باعث میشود منبع تغذیه حد مط لوب را داشته باشد
output voltage ولتاژ ثانویه فشار الکتریکی ثانویه
output voltage ولتاژ خروجی
service voltage ولتاژ کار
operating voltage ولتاژ کار
normal voltage ولتاژ عادی
terminal voltage ولتاژ ترمینال
threshold voltage اختلاف سطح استانهای
threshold voltage ولتاژ استانه
voltage coil سیم پیچ ولتاژ
low voltage فشار ضعیف
voltage compensation تعادل ولتاژ
voltage control کنترل ولتاژ
voltage curve منحنی ولتاژ
voltage divider مقسم ولت
load voltage ولتاژ بار
voltage divider مقسم ولتاژ
voltage division تقسیم یا پخش ولتاژ
line voltage ولتاژ خطی ولتاژ زنجیرشده ولتاژ خط
line voltage ولتاژ شبکه
line voltage ولتاژ خط
voltage doubler تضعیف گر ولت
voltage coil پیچک ولت
voltage between phases ولتاژ بین فازها
total voltage ولتاژ کل
transformer voltage ولتاژ ترانسفورماتور
transient voltage ولتاژ لحظهای
transient voltage ولتاژ ضربهای
transient voltage ولتاژ گذرا
transient voltage فشارالکتریکی ناپایدار
tube voltage ولتاژ لامپ
voltage amplification فزون سازی ولت
voltage amplification تقویت ولتاژ
voltage amplifier امپلیفایر ولتاژ
voltage amplifier تقویت کننده ولتاژ
voltage balance میزان ولتاژ
voltage balance موازنه ولتاژ تعادل ولتاژ
voltage between lines ولتاژ بین خطوط
voltage doubler دو برابر کننده ولتاژ
voltage stabilization تثبیت ولتاژ
fault voltage ولتاژ عیب
fault voltage ولتاژ خطا
extinction voltage ولتاژ خاموشی
extinction voltage ولتاژ قطع تخلیه
voltage to neutral ولتاژ اتصال ستارهای
electrode voltage ولتاژ الکترد
distubing voltage ولتاژ پارازیت
voltage transformer مبدل ولت
disruptive voltage ولتاژ شکننده
disruptive voltage ولتاژ جرقه زنی
voltage to ground ولتاژ زمین
field voltage ولتاژ میدان
voltage stabilizer تثبیت کننده اختلاف سطح
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
circuit voltage ولتاژ مدار
voltage swing نوسان فشار الکتریکی نوسان ولتاژ
generator voltage ولتاژالترناتور
generator voltage ولتاژ ژنراتور
forward voltage ولتاژ مستقیم
firing voltage ولتاژ اشتعال
filament voltage ولتاژ فیلامان
filament voltage ولتاژ افروزه
discharge voltage ولتاژ دشارژ
discharge voltage ولتاژ تخلیه
bucking voltage ولتاژ مخالف
breakdown voltage ولتاژ جرقه زنی
break down voltage ولتاژ شکست
boosted b voltage ولتاژ افزوده ب
battery voltage ولتاژ باتری
back voltage نیروی ضد محرکه الکتریکی
average voltage ولتاژ متوسط
plate voltage ولتاژ اندی
anode voltage ولتاژ اندی
voltage decrease کاهشدهندهولتاژ
zener voltage ولتاژ زنر
constant voltage ولتاژ ثابت
voltage transformer ترانسفورماتور ولتاژ
delta voltage ولتاژ فازی یا خطی اتصال مثلث
voltage triangle مثلث ولتاژها
deionization voltage ولتاژ دیونیزاسیون
deflecting voltage ولتاژ منحرف کننده
cutoff voltage ولتاژ قطع
voltage limiter محدود کننده ولتاژ
voltage variation تغییر ولتاژها
voltage vector بردار ولتاژ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com