English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
infant school کودکستان
Other Matches
infant نوزاد
infant صبی
infant صغیر
infant نوباوه
infant بچه کمتر ازهفت سال
infant طفل
infant در CL به طور کلی به اشخاص کمتر از 12 سال گفته میشود
infant بچه
infant کودک
infant mortality مرگ و میر کودکان
infant tests ازمونهای نوباوگان
Take care of the infant. از نوزاد توجه کن
to overlie infant روی بچهای افتادن و او راخفه کردن
infant schools کودکستان
infant industry صنعت نوزاد
To adopt a child ( an infant ) . کودکی را بفرزندی قبول کردن
cattell infant scale مقیاس کاتل برای شیرخواران
infant mortality rate نرخ مرگ و میر نوزادان
bayley scale of infant development مقیاس بیلی برای رشدکودکان
to go to school درس خواندن
to go to school to یاد گرفتن یا تقلید کردن از
the school is out مدرسه تعطیل است
go to school خواننده میله نوری
first school پایهدبسبان
first school -مخصوصبچههایبین5تا9سال
to go to school باموزشگاه رفتن
school دبیرستان
school مکتب نحله
school بمدرسه فرستادن درس دادن
school تربیب کردن
school تحصیل در مدرسه
school گروه پرندگان
school دسته ماهی
school گروه
school جماعت
school مدرسه
school جماعت همفکر
school دسته
school مکتب علمی یافلسفی
school تدریس درمدرسه
school اموزشگاه
school مکتب دبستان
school دانشکده
school مرکز اموزش نظامی
school رام کردن وعادت دادن
school تادیب یا تربیت کردن
school پیروان یک مکتب اموزشگاه
school مکتب
school تربیت اسب
theological school مدرسه علوم دینی
school neurosis روان رنجوری اموزشگاهی
school miss دخترکم رو یانا ازموده
school figures حرکات اسب
school figures مجموعه 96 حرکت در اسکیت
school mate هم شاگردی
school mate هم مدرسه
school teacher اموزگار
to leave school ازتحصیل دست کشیدن
to leave school ازاموزشگاه یامدرسه بیرون رفتن
training school اموزشگاه حرفهای
training school کاراموزگاه
vienna school مکتب وین
technical school هنرستان دبیرستان فنی
technical school مدرسه فنی
technical school اموزشگاه فنی
school fellow هم شاگردی
school psychology روانشناسی اموزشگاهی
school psychologist روانشناس اموزشگاهی
school readiness امادگی ورود به مدرسه
school report گزارش اموزشگاه
school slang اصطلاح ویژه اموزشگاه
school phobia مدرسه هراسی
school truancy مدرسه گریزی
school year سال تحصیلی
secondery school دبیرستان
school pence پول هفتگی اموزشگاه
school of tecnology مدرسه عالی فنی
school of jurisprudence مذهب جعفری Ashari Ithna of Imam sixthshii the Sadiq al Imamafar after named uslims
secondery school مدرسه متوسطه
special school اموزشگاه استثنایی
to leave school ترک تحصیل کردن
wurzburg school مکتب وورتسبورگ
zurich school مکتب زوریخ
The last school day. آخرین روز مدرسه
Since I left school. ازوقتیکه مدرسه را ترک کردم
I must take the kid to school . باید بچه راببرم مدرسه
vocational school اموزشگاه حرفهای
It is some distance to the school . تا مدرسه فاصله زیاد است
drop out (of school) <idiom> ترک مدرسه
to be moved to another school به آموزشگاه دیگری فرستاده شدن
to enrol somebody at a school کسی را در آموزشگاه ای نام نویسی کردن
Glasgow School [نامی برای معماری ها و طراحی های همزمان در گلاسکو]
school shooting تیراندازی در مدرسه
school-leaver کسیکهبتازگیازمدرسهفارغشدهاست
school friend دوستمدرسهای
graduate school دفتریدرآمریکایشمالیکهبهافرادفارغالتحصیلآموزشمیدهدgovernment
day school مدرسهی روزانه
day school مدرسهای که فقط در روز کلاس دارد
old school tie کراوات ویژهی دانش آموزان هر مدرسه
old school tie سر سپردگیها و دوستیهای آموختگان این نوع مدارس
pre-school شیرخوارگاه
pre-school مهدکودک
pre-school وابسته به سنین 2 تا 5 سالگی
pre-school پیش دبستانی
prep school دبیرستان آمادگی برای ورود به دانشگاه
school age سن آغاز تحصیل
school age سن مدرسه
school age سالهای تحصیل
Sunday School مدرسهی یکشنبه
school zone قلمرومدرسه
business school مدرسهیا دانشکدهاقتصادیوتجاری
driving school آموزشگاهرانندگی
school fellow هم مدرسه
finishing school اموزشگاهی که زنان جوان رابرای دخول درجامعه اماده ومهذب میسار
grade school مدرسه ابتدایی
grammar school مدرسه ابتدایی
association school مکتب تداعی
austrian school یزر و بوهم باورک
austrian school مکتب اتریشی
banking school مکتب بانکداری
finshing school مدرسه تکمیلی دختران
foundation school اموزشگاه موقوف
hedge school اموزشگاه پست
hedge school مکتب اموزشگاهی که درهوای ازاددایربود
industrial school اموزشگاه حرفهای مدرسه صنعتی
kailyard school مکتب نویسندگی درباره اسکاتلند
school of law دانشکده حقوق
leipzig school مکتب لایپزیک
liberal school مکتب ازادی اقتصادی
liberal school مکتب اقتصادی کلاسیک
manchester school مکتب منچستر
summer school کلاس تابستانی
summer school مدرسه تابستانی
public school دبیرستان شبانه روزی مدرسه عمومی
comprehensive school اموزشگاه جامع
middle school دبیرستان
junior school دوره اول دبیرستان
secondary school دبیرستان
high school مدرسه متوسطه دبیرستان
high school دبیرستان
elementary school دبستان
primary school دبستان
nursery school کودکستان
nursery school مدرسه بچههای کمتر از پنج سال
boarding school اموزشگاه شبانه روزی
night school اموزشگاه شبانه
trade school مدرسه حرفهای
private school مدرسه ملی
private school اموزشگاه خصوصی
preparatory school اموزشگاه امادگی
manchester school مکتب انگلیسی طرفدار ازادی مبادله
maternal school کودکستان
normal school دانش سرا
orthodox school مکتب اقتصادی سنتی که اقتصاددانان قبل ازکینز را نیزشامل میشود
reform school دارالتادیب نوجوانان
school divine اموزگارالهیات
parochial school مدرسه وابسته به کلیسای بخش
parochial school اموزشگاه کلیسایی
preliminary school مدرسه ابتدائی
principal of a school مدیر اموزشگاه
ragged school اموزشگاه مجانی برای بچههای بینوا
raphael school مکتب رفائیل
roman school مکتب رفائیل
school counselor مشاور مدرسه
reform school مدرسه تهذیب اخلاقی
resident school مدارس حضوری یا مدارسی که شاگرد عملا در کلاس حاضر میشود
salpetriere school مکتب سالپتریر
school center مرکز اموزش
orthodox school مکتب کلاسیک
one of the sunni school شافعی مذهب شافعی
one of the sunni school Imam after jurisprudencenamed al-shafeiof Idris
maternal school اموزشگاهی که درانجا مانند مادرازکودک نگهداری میشود
mathematical school مکتب ریاضی
mathematical school مکتبی که مسائل اقتصادی را از دیدگاه ریاضی مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد از جمله اقتصاددانان این مکتب میتوان از استانلی جونز و لئون والراس نام برد
mixed school اموزشگاه مختلط اموزشگاهی که پسران ودختران با هم درس می خوانند
monetary school مکتب پولی
monetary school مکتب اقتصادی تحت رهبری میلتون فریدمن که معتقد به کارائی بیشترسیاست پولی نسبت به سیاست مالی در اقتصاد است
nancy school مکتب نانسی
school fee ماهیانه یا شهریه اموزشگاه
school divine طلبه
school doctor استاد دانشگاه یا اموزشگاه الهیات در قرنهای میانه
school drop out ترک تحصیل کرده
normal school دارالمعلمین
school drop out افت تحصیلی
nongraded school اموزشگاه بی دانشپایه
neoclassical school مکتبی که براساس ان رقابت و پیروی ازاصول حداکثرساختن مطلوبیت و سود میتواندتخصیص ایده الی از منابع رادر اقتصاد بوجود اورد
neoclassical school مکتب نئوکلاسیک
to be excused [from work or school] معاف بودن [از کار یا مدرسه]
The boy is fresh from school. پسرک تازه مدرسه راتمام کرده
school age children کودکان واجب التعلیم
go to the school of hard knocks <idiom> در کوچه و بازار یاد گرفتن
junior high school دبیرستان مقدماتی
marginal utility school قرار داد
constructive school credit بورس تحصیلی برای پرسنل شایسته نظامی
blue water school انانی که نیروی دریایی انگلیس راتنها نیروی کافی ان میدانند
senior high school مدرسه متوسطه
parnassian school of poets شعرای سده نوزدهم فرانیه که بیشتراهمیت بوزن شعرمیداندتابمعانی لطیف ان
school of hard knocks <idiom> تجربه عادی از زندگی
go to the school of hard knocks <idiom> نخوانده ملا شدن
Children start school at the age of 7. بچه از سن 7 سالگی؟ مدرسه راشروع می کند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com