Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 189 (2 milliseconds)
English
Persian
information bits
بیتهای اطلاعاتی
Other Matches
bits
سرمته
bits
بیت
bits
Digit Binary
bits
کوچکترین واحد در نمایش اعداد دودویی که مقدار 0 یا 1 دارد
bits
میله فلزی داخل دهان اسب
bits
هویزه
bits
واحد اطلاعات در همه سیستمهای دیجیتال
bits
مته
bits
پاره خبر
bits
رقم دودویی
bits
خرده
bits
تکه
bits
پاره
bits
ذره لقمه
bits
تیغه رنده
bits
لجام دهنه
bits
رقم دودوئی
two bits
<idiom>
52سنت
bits
تیغه یا ابزار سوراخ کاری که در داخل گیره یا ماشین گردش می نماید
bits
ریزه
bits per seconds
بیت در ثانیه
zone bits
بیتهای مخصوصی که درکنار بیتهای عددی برای نمایش کاراکترهای الفبایی بکار میروند
zone bits
بیت منطقه بیت دسته بندی
braces and bits
فرنگی
braces and bits
مته
fat bits
بزرگ کردن قسمتی از صفحه نمایش
Where can I get information?
از کجا می توانم بپرسم؟
information
[on]
about somebody]
[something]
آگاهی
[در باره کسی یا چیزی]
information
[on]
about somebody]
[something]
خبر
[در باره کسی یا چیزی]
information
[on]
about somebody]
[something]
معلومات
[در باره کسی یا چیزی]
for your information
برای اگاهی شما
information
[on]
about somebody]
[something]
داده ها
[در باره کسی یا چیزی]
further information
آگاهی بیشتر
asking for information
استعلام
information
استخبار خبر رسانی
information
اطلاع دادن
information
معلومات
information
خبر
information
اگاهی
information
اطلاعات
information
پرسشگاه
information
معلومات اگاهگان
information
سوابق
information
مفروضات اطلاعات
information
اخبار
information
اطلاع
information
دانش نمایش داده شده به شخص به صورتی که قابل فهم باشد
information
اتهام
information
داده ها
information
اعلام جرم صادره از ناحیه مامورتعقیب
information
داده پردازش شده و مرتب شده برای تامین قواعد با معنی
information
تهمت
information
معلومات معیطات
information
نمایش اطلاعات روی وسله خارجی
information sheet
برگه اطلاعات
false information
خبر نادرست
false information
اطلاعات نادرست
a few scraps of information
یک خرده اطلاعات
[ناکافی]
perfect information
اطلاعات کامل
information office
دفتر اطلاعات
Where is the information desk?
میز اطلاعات کجاست؟
information desk
میز اطلاعات
market information
اطلاعات و دادههای بازار
ministry of information
وزارت اطلاعات
public information
اطلاعات عمومی
public information
اطلاعات مورد نیاز عامه مردم وافکار عمومی
redundant information
یک پیام بیان شده به روشی که اساس اطلاعات بطرق گوناگون یافت میشود
stationary information
اطلاعات لایتغیر
teachnical information
اطلاعات فنی مربوط به یک وسیله
to dig for information
خبرجویی کردن
to dig for information
جویای خبرشدن
troop information
برنامه اگاه سازی
troop information
مرکزاطلاعات پادگان پست اطلاعات پادگان
wrong information
اطلاعات نادرست
information console
کنسولاطلاعاتی
information counter
جایگاهاطلاعات
Ministry of Information .
وزارت اطلاعات
lay an information against someone
بر علیه کسی اعلام جرم کردن
leakage of information
نشت اطلاعات
a piece of information
یک تکه اطلاع
pieces of information
چندها تکه اطلاعات
hidden information
اطلاعات پنهان کرده
to gather information
[about; on]
جمع آوری کردن اطلاعات
[در مورد]
[pieces of]
information
اطلاعات
We would appreciate it if you could provide us with some information about ...
ما سپاسگزار می شویم اگر اطلاعاتی در باره ... به ما ارائه کنید.
spacial information
اطلاعات فضایی
[فاصله ای]
to pump somebody for information
<idiom>
یک دستی زدن به کسی
[اصطلاح روزمره]
Please send me information on ...
خواهش میکنم اطلاعات را برایم در مورد ... ارسال کنید.
information on demand
اطلاعات با تقاضا
oral information
اطلاعات گفتاری
[شفاهی]
spatial information
اطلاعات فضایی
[فاصله ای]
to fish for information
<idiom>
یک دستی زدن به کسی
[اصطلاح روزمره]
lay an information against some one
نسبت به کسی اعلام جرم کردن
information center
مرکز جمع اوری اطلاعات
information program
اگاه سازی برنامه اطلاعات
information providers
تهیه کنندگان اطلاعات
flow of information
گردش اطلاعات
information center
مرکز اطلاعات
information retrieval
بازیابی اطلاعات
derived information
اطلاعات استنباط شده اطلاعات به دست امده ازرادار
information revolution
تحول اطلاعات
information routing
مسیریابی اطلاعاتی
defense information
اطلاعات دفاعی
defense information
اطلاعات نظامی
information science
علم اطلاعات
information science
علوم اگاهی علوم اطلاعاتی
information program
برنامه اگاه سازی
genetic information
اطلاعات وراثتی
information explosion
انفجار اطلاعات
information flow
روانه خبر
information hiding
یک مفهوم طراحی نرم افزاری که هدف ان کاهش اثرات متقابل بین قسمتهای یک برنامه است
information capacity
فرفیت خبری
information networks
شبکههای اطلاعاتی
information bureau
مرکز جمع اوری اطلاعات
information processing
تقویم اخبار
information processing
نتیجه گیری ازاخبار
information box
قسمت یا کادر حامل اطلاعات مربوط به عکس هوایی
information processing
پردازش اطلاعات
information banks
بانکهای اطلاعاتی
information approach
روش کسب اطلاعات
information service
خدمت اطلاعاتی
inside information
اطلاعاتی که بمردمان بیرون داده میشود
information transmission
انتقال اطلاعات
information theory
نظریه اطلاعات
information theory
نظریه خبر
information utility
utility computer
information bureau
دفتر اطلاعات
input information
اطلاعات اولیه
information theory
نظریه اگاهی
input information
اطلاعات ورودی
information technology
تکنولوژی اطلاعات
information test
ازمون معلومات
information service
سرویس اطلاعاتی
information service
خدمات اطلاعات
information source
منبع اطلاعات
information unit
واحد اطلاعات
information system
سیستم اطلاعات
information system
سیستم اطلاعاتی
action information center
مرکزاطلاعات تاکتیکی
association in information systems
professionals
aeronautical information overprint
اطلاعات حاشیهای نقشه ناوبری هوایی
association in information systems
انجمن متخصصین سیستمهای اطلاعاتی
information and storage and retrieval
ذخیره و بازیابی اطلاعات
computer information system
سیستم اطلاعات کامپیوتری
combat information center
اطاق عملیات
combat information center
مرکز اطلاعات رزمی
essential elements of information
عناصر اصلی اخبار
essential elements of information
عناصراصلی اطلاعات
executive information system
نرم افزار ساده برای استفاده حاوی اطلاعاتی برای مدیر یا خصوصیاتی از شرکت
central information file
سیستم اصلی ذخیره داده
freedom of information act
قانون فدرالی که به شهروندان عادی اجازه میدهد تا به اطلاعاتی که توسط نمایندگی فدرالی جمع اوری شده است دسترسی یابند
general information data
اطلاعات و امار عمومی
action information center
مرکز اخبار تاکتیکی
to give
[provide]
somebody
[some]
information
به کسی آگاهی دادن
command information program
برنامه اطلاعاتی یکان برنامه اگاه سازی یکان
information management system
سیستم مدیریت اطلاعات
To glean information . To nose around .
سر وگوش آب دادن
To obtain first-hand information .
خبر دست اول کسب کردن
flight information board
تابلواطلاعاتپرواز
information storage and retrieval
بازیابی و ذخیره سازی اطلاعات
to broad cast information
خبری که درهمه جا منتشرشود
target information center
مرکز اطلاعات هدف
target information center
مرکز جمع اوری اطلاعات هدفها
survey information center
مرکز اطلاعات نقشه برداری در توپخانه لشکری یا سپاه
personal information manager
برنامه مدیریت اطلاعات شخصی
on line information service
سرویس اطلاعاتی مستقیم
office information system
سیستم اطلاعات اداری
management information system
سیستم مدیریت اطلاعات
management information system
نرم افزاری که به مدیران شرکت امکان دستیابی و بررسی داده را میدهد
machine readable information
اطلاعات خواندنی توسط کامپیوتر
information retrieval system
سیستم بازیابی اطلاعات
information processing center
مرکز پردازش اطلاعات
information processing carriculum
دوره پردازش اطلاعات
information processing machine
computer
information processing systems
نظامهای خبرپردازی
information resource management
مدیریت منبع اطلاعات
to pass on
[information or news]
به بقیه اطلاع دادن
It would not be proper for me to give you that information.
درست نیست که من این اطلاعات را به شما بدهم.
In regard to the proposed changes I think we need more information.
در مورد تغییرات پیشنهاد شده من فکر می کنم ما به اطلاعات بیشتری نیاز داریم.
national crime information center
شبکه کامپیوتری FBI که مربوط به جرائم رخ داده درسراسر ایالات متحده امریکا میباشد
american civilian internee information
قسمت اطلاعات مربوط به غیرنظامیان بازگشته ازسرزمین دشمن به امریکا
automatic terminal information service
ارسال مداوم اطلاعات غیرکنترلی ثبت شده در مناطق ترمینالهای دذارای ترافیک سنگین
biographical information blank form
فرم پر نشده بیوگرافی افراد
dow jones information service
سرویس اطلاعات که شامل اطلاعات جاری قیمت انبار وسایر خبرهای مالی است
civilian internee information bureau
دفتر اطلاعات غیرنظامیان واردشده به کشور دفتر اطلاعات پناهندگان
To try to pick up some information . to nose around. To pry about .
سر وگوشی آب دادن
canadian information processing society
انجمن کانادایی پردازش اطلاعات
American Standard Code for Information Interchange
کدی که حروف الفبا عددی را به صورت کد دودویی بیان میکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com