English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 70 (1 milliseconds)
English Persian
infrared resolution تجزیه و تحلیل و کاوش هدف با عکاسی مادون قرمز
Other Matches
infrared فروسرخ
infrared زیر قرمز
infrared مادون قرمز
infrared فرو سرخ
infrared وابسته به اشعه مادون قرمز
far infrared زیر قرمز دور
near infrared زیر قرمز نزدیک
infrared absorption جذب زیر قرمز
infrared imagery عکسبرداری مادون قرمز عکاسی با استفاده از اشعه مادون قرمز
infrared viewer دوربین مادون قرمز
infrared ray اشعه فرو سرخ
infrared ray اشعه مادون قرمز پرتو مادون قرمز پرتو فرو سرخ
infrared spectrum طیف زیر قرمز
infrared viewer دوربین دیدبانی شبانه
infrared line scan ردیابی خطی با اشعه مادون قرمز ردیابی مستقیم بامادون قرمز
infrared homing head سرردیاباشعهمادونقرمز
resolution تصویب
resolution قدرت تفکیک [ریاضی] [فیزیک]
resolution وضوح
resolution دقت
resolution تفکیک پذیری
resolution تعداد پیکسل هایی که صفحه نمایش یا چاپگر در واحد مساحت می توانند نمایش دهند
resolution قدرت تفکیک اجزا یا درشت نمایی
resolution تصمیم
resolution قدرت تشخیص
resolution تفکیک پذیری رفع
resolution نیت تصمیم
resolution قصد
resolution عزم
resolution نتیجه ثبات قدم
resolution حل
resolution تجزیه
resolution اراده
resolution تحلیل
resolution تعدادپکیسلهای کامپیوترقابل نمایش روی صفحه نمایش
resolution توانایی سیستم نمایش برای کنترل تعداد پیکسل ها در واحد زمان و نه پیکسلهای جداگانه
resolution بیشترین تعداد خط وط که یه تصویر را روی صفحه LRT تشکیل میدهند
resolution توانایی نمایش یا تشخیص تعداد زیادی پیکسل در واحد مساحت
resolution تفکیک
resolution قرار رای
to pass a resolution مقر رداشتن
optical resolution تفکیک نوری
system resolution تفکیک سیستم کار دستگاه
pass a resolution مقرر داشتن
pass a resolution با رای گیری تصمیم گرفتن
range resolution قابلیت رادار برای تعیین مسافت اشیای مختلف قابلیت تفکیک بردی
thermal resolution حداقل اختلاف حرارت
iron resolution عزم جزم
low resolution تفکیک پذیری پایین
thermal resolution حداقل سنجش حرارت
time resolution جزییات زمان اجرای عملیات نشان دادن جزییات اجرای زمانی عملیات
resolution of forces تجزیه نیروها
resolution power توان تفکیک
mechanical resolution تراکم مکانیکی
an inflexible resolution عزم ثابت
azimuth resolution اجزای سمتی هواپیما کوچکترین احادسمتی
combat resolution پایین ترین رده رزمی
combat resolution تعیین جزئی ترین رده رزمی جزئی ترین رده شرکت کننده در رزم
ground resolution قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
high resolution وضوح بالا
image resolution تجزیه تصویر
azimuth resolution تقسیمات سمتی
joint resolution تصمیم مشترک
low resolution تفکیک پایین
low resolution وضوح پایین
an inflexible resolution عزم راسخ
graphic display resolution وضوح نمایش گرافیکی
low resolution graphics توانایی نمایش بلاکهای گرافیکی با اندازه حروف یا تنظیم مجدد شکل ها روی صحفه بجای استفاده از پیکسهای جداگانه
high resolution bit mapped display تکنیک نمایش یک مکان واحدحافظه برای کنترل یک نقطه نورانی مشخص روی صفحه نمایش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com