English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
input diode دیود ورودی
input diode دیود اولیه
Other Matches
diode لامپ
diode لامپ دو قطبی
diode دیود
diode دیور نیمه هادی که در صورت اعمال جریان نور منتشرمیکند
diode قطعه الکترونیکی که به جریان الکتریک اجازه عبور از یک جهت ونه جهت دیگر میدهد
z diode دیود "زد"
z diode دیود زنر
diode دو قطبی
diode دوقطبی الکتریکی [فیزیک] [مهندسی]
diode یکسوساز [فیزیک] [مهندسی]
diode لامپ دوقطبی
diode دیود [فیزیک] [مهندسی]
diode lamp دیود دورانی
diode characteristic مشخصه الکترد مرکب
diode limiter محدود کننده دیودی
diode isolation جداسازی دیودی
diode detector یکسوسازدیودی
diode detector اشکارسازی دیودی
centering diode دیود مرکزگذار
crystal diode دیود بلوری
crystal diode دیود
double diode دیود مضاعف
laser diode [LD] لیزر نیم رسانا [فیزیک]
double diode دیود دوبل
magneto diode دیود مغناطیسی
semiconductor diode دیود
semiconductor diode دو قطبی نیم رسانا
silicon diode دیود سیلیسیمی
tunel diode دیود نقبی
tunel diode دیود تونلی
tunnel diode دیود تانل
tunnel diode مهندسی دیود تانل
zener diode دیود زنر
zener diode دیود زینر
isolation diode لامپ دو قطبی خودکار
tunnel diode دیود تونلی
light emitting diode دیود ساطع کننده نور
high tension diode دیود فشار قوی
equivalent diode voltage ولتاژ لامپ دو قطبی هم ارز
double base diode دیود- بیس دوبل ترانزیستور یونی- جانکشن
zener diode stabilization تثبیت کنندگی دیود زنر
diode transistor logic DTL
lith emitting diode دیود ساتع نور
light emitting diode دیود ناشر نوری
equivalent diode of a triode لامپ دو قطبی هم ارز چندقطبی
high back resistance diode دیود با مقاومت معکوس زیاد
equivalent diode of a multielectrode val لامپ دو قطبی هم ارز چندقطبی
high back resistance diode مقاومت دیود در بایاس مخالف
high back resistance diode دیود با مفاومت معکوس بالا
input درون گذاشت
input انتقال داده یا اطلاع از خارج کامپیوتر به حافظه اصلی اش
input ای که خلی سریع نیست به علت محدودیت نرخ ورودی از رسانه جانبی کندتر
input توان ورودی ورودی
input توان اولیه
input درونداد
input مصرفی
input مجموعه دستوراتی که وسیله ورودی /خروجی را کنترل میکند و داده دریافتی را به محل اصلی ذخیره سازی انتقال میدهد
input ورودی
input 1-تابع ورودی . 2-فضای ورودی
input دستور زبان برنامه نویسی که منتظر ورود داده می ماند از پورت یا صفحه کلید
input وسیله ورودی
input سیگنال اولیه
input فضای ذخیره سازی موقت داده از رسانه ورودی پیش از ارسال آن به حافظه یا پشتیبان
input کامپیوتری که داده دریافت میکند
input کامپیوتر یا وسیلهای که کندترین بخش آن ارسال داده است
input بلاک داده ارسالی به فضای ورودی
input بخشی از حافظه اصلی که داده ارسالی از حافظه پشتیبان را می گیرد تا پردازش شود یا در بخشهای دیگر توزیع شود
input مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان دریافت داده از وسیله خارجی میدهد
input سردستهای که وسیله ورودی را به کامپیوتر وصل میکند
input در رونده
input پول بمیان نهاده
input داده یا اطلاعی که به کامپیوتر منتقل شده است
input عمل وارد کردن اطلاعات
input سیگنالهای الکتریکی که به مدارهای مربوطه اعمال می شوند تا عملیات را انجام دهند
input دادن ورودی
input درداده
input داده ها اطلاعات ورودی
input انرژی وارده به دستگاه قدرت ورودی
input درون داد
input توان ورودی
input نیروی مصرف شده
input خرج
input فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
input وسیلهای مثل صفحه کلید یا خواننده بار کد که عملیات یا اطلاعات را به صورتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند و داده را به پردازنده ارسال میکند
input لیست دستورات که به صورت ورود انجام می شوند.
input parameter پارامتر ورودی
input stream مسیل ورودی
input stream جریان سیر ورودی
input stage طبقه اولیه
input stage طبقه ورودی
input power قدرت ورودی
input tape نوار اولیه
input unit واحد ورودی
input translator مترجم اولیه
input translator مترجم ورودی
input preamplifier پری امپلی فایر ورودی تقویت کننده ورودی
input transformer ترانسفورماتور اولیه
input time زمان اولیه
input terminal ترمینال اولیه
input terminal ترمینال ورودی
input spectrum بیناب یا طیف اولیه
input spectrum طیف ورودی
input parameter پارامتراولیه
input reactance راکتانس اولیه
input reactance مقاومت کور اولیه
input queue صف ورودی
input pulse پالس ورودی
input pulse ایمپولز ورودی
input reactor پیچک ورودی
input reactor سلف ورودی پیچک ماقبل
input register ثبات ورودی
input resistance مقاومت ورودی
input programme برنامه ورودی
input power توان ورودی
input resistance مقاومت موثر اولیه
input signal سیگنال ورودی
input signal سیگنال اولیه
input socket ساکت ورودی
input voltage ولتاژ اولیه
input waveform شکل موج ورودی
instrumental input داده سودمند
manual input ورودی دستی
input/output فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
noninverting input ورودی غیروارونگر
three input adder افزایشگر با سه ورودی
two input adder افزایشگر با دو ورودی
two input firm بنگاه تولیدی باد و عامل تولید
two input subtractor کاهشگر با دو ورودی
variable input نهاده متغیر
variable input داده متغیر
voice input ورودی صوتی
input of current تغذیه و هدایت جریان
input devices ابزارخروجی
input monitors صفحهنمایشداخلی
input selector انتخابگرورودی
input/output ارسال و دریافت داده بین کامپیوتر و رسانه جانبی و نقاط دیگر خارج سیستم
input/output دستور برنامه که داده را از حافظه به پورت ورودی /خروجی منتقل میکند
input winding سیم پیچی اولیه
input/output سیگنال قضعه از رسانه جانبی یا برای بیان اینکه نیاز به یک عمل ورودی یا خروجی است
input/output فضای ذخیره سازی موقت برای داده که ورودی یا خروجی باشد
input/output اتصال بین پردازنده و وسیله جانبی که امکان ارسال داده را فراهم میکند
input/output وسیله هوشمند که جریان داده را بین CPU و وسایل ورودی /خروجی
input/output بررسی
input/output مدیریت و کنترل میکند
input/output وسیله جانبی
input/output مدار یا اتصالی که حاوی کانال ورودی /خروجی برای وسیله دیگر است
input/output پردازندهای که ارسال ورودی /خروجی را برای CPU انجام میدهد شامل DMA و امکانات تصحیح خطا
input/output استفاده از برچسب برای مراجعه به وسیله ورودی /خروجی خاص
input/output آدرس فعلی آن در حین اجرا وارد میشود
input/output داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
input/output اتصالاتی که به داده و سیگنالهای کنترلی امکان انتقال بین CPU و حافظه یا وسیله جانبی میدهد
input/output سیگنال تقاضا از CPU برای داده ورودی یا خروجی
input/output کلمهای که بیتهایش وضعیت رسانه جانبی را شرح میدهد.
input wire سیمداخلی
input impedance امپدانس ورودی
input device دستگاه ورودی
input data داده ورودی
input data دادههای اولیه
input data معطیات ورودی
input data معلومات یا دادههای ورودی
input current جریان اولیه
input current جریان ورودی
input coupling تزویج اولیه
input coupling پیوست ورودی
input drift رانش اولیه
input drift رانش ورودی
input gap فاصله اولیه
input function تابع سیگنال ورودی
input function تابع اولیه
input frequency فرکانس ورودی
input frequency فرکانس اولیه
input field میدان ورودی
input electrode الکترود اولیه
input electrode الکترود ورودی
input block بلاک ورودی
input coordinate مختصات اولیه
input control کنترل ورودی
input admittance ادمیتانس اولیه
input bound وسیلهای که عمل به خارج فرستادن داده ها را با نرخی سریعتر از ورود داده هاانجام بدهد
input admittance مقدار هدایت طاهری اولیه
input block واحد ورودی
input amplifier تقویت کننده اولیه
input amplifier تقویت کننده ورودی
input attenuation دمفونگ اولیه
input attenuation میرائی ورودی
input attenuation میرائی اولیه
input bound کران ورودی
input capacitance فرفیت اولیه
input circuit مدار اولیه
filament input ورودی فیلامان
input circuit مدار ورودی
input circuit مدار ورودی لامپ الکترونی
input characteristic منحنی مشخصه ورودی
input card کارت ورودی
input capacitor خازن اولیه
input capacitor خازن ورودی
input area ناحیه ورودی
input impedance مقاومت فاهری اولیه
input information اطلاعات اولیه
input noise پارازیت ورودی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com