English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
input energizing quantity اندازه تحریک ورودی
Other Matches
energizing نیرودادن
energizing نیرو بخشیدن
energizing قوت دادن
energizing تشجیع کردن
energizing نیروبخشی
energizing تحریک کردن
energizing انرژی دادن
self energizing دارای نیروی خود کار
self energizing مولد نیرو در خود
energizing current جریان تحریک
energizing loss تلف انرژی
energizing loss گمگشت کارمایه
energizing in field o phase rotation تغذیه میدان دوار
quantity مقدار
quantity مبلغ
quantity چندی
quantity حد
quantity کمیت
quantity تعداد زیاد
quantity تعداد یا شماره چیزی
quantity قدر اندازه
quantity discount تخفیف کلی
quantity discount میزان تخفیف
quantity discount مقدار تخفیف
quantity of supply مقدار عرضه
quantity discount تخفیف عمده فروشی
quantity equation معادله مقداری . منظورمعادله مقداری پول است که در حقیقت نشان دهنده انگیزه معاملاتی برای پول است
quantity of capital مقدار سرمایه
quantity of demand مقدار تقاضا
quantity of leisure مقدار فراغت
quantity of leisure مقدار ساعات بیکاری
quantity of money مقدار پول
quantity of labor مقدار کار
quantity demanded مقدار تقاضا شده
quantity controls کنترلهای کمی
conserved quantity کمیت پایسته [فیزیک]
magnetic quantity کیفیت مغناطیسی
mean value of periodic quantity میانگین کمیت دورهای
observable quantity کمیت مشاهده پذیر
oscillating quantity کمیت نوسانی
peridic quantity کمیت تناوبی
physical quantity کمیت فیزیکی
pseudoscalar quantity کمیت شبه عددی
pulsating quantity کمیت ضربانی
quantity allowance تخفیف کلی
quantity allowance تخفیفی که به خرید عمده تعلق میگیرد
quantity control کنترل کمیت
electrical quantity مقدار الکتریسیته
quantity rebate تخفیف عمده فروشی
quantity supplied مقدار عرضه شده
copy quantity مقدارکپی
infinite quantity مقدار بی نهایت
scalar quantity کمیت نرده ای [فیزیک] [ریاضی]
scalar quantity اسکالر [فیزیک] [ریاضی]
dimensionless quantity کمیت بدون بعد [فیزیک] [شیمی] [مهندسی]
conserved quantity کمیت ثابت [فیزیک]
vector quantity کمیت برداری
unknown quantity مقدارمجهول یانامعلوم کسیکه کردارش رانتوان پیش بینی کر د
quantity surveryor براوردکننده مقادیر
r.m.s. value of a periodic quantity جذر متوسط مربعهای کمیتهای دورهای
rated quantity مقدار اسمی
scalar quantity کمیت عددی
scalar quantity کمیت اسکالر
scalar quantity کمیت نردهای
scalar quantity کمیت غیر برداری
partial quantity زیرمجموعه [ریاضی]
sinusoidal quantity کمیت سینوسی
the quantity of a vowel کوتاهی وبلندی حرف صدایی کمیت حرف مصوت
certificate of quantity گواهی کمیت
an infinite quantity بی نهایت
batch quantity کمیت گروهی
certificate of quantity گواهی مقدار
quantity surveyors ارزیاب کمیت مواد
certificating of quantity گواهی کمیت
quantity surveyors براورد کننده مقادیر
quantity surveyor ارزیاب کمیت مواد
quantity surveyor براورد کننده مقادیر
contract quantity حجم قرارداد
alternating quantity کمیت متناوب
quantity theory of money نظریهای که به موجب ان قیمت هرکالا با مقدار پول تعیین میشود
quantity theory of money حاصلضرب حجم در سرعت گردش پول برابر است باحاصلضرب سطح عمومی قیمت و تولید واقعی نظریه مقداری پول که درحقیقت عقیده اقتصاددانان کلاسیک را درباره پول نشان میدهد را میتوان بصورت زیرنوشت : یعنی PQ = V
symmetrical alternating quantity کمیت متناوب متقارن نامتوازن
quantity equation of exchange یعنی حاصلضرب حجم پول در سرعت گردش پول باارزش پولی کلیه تولیدات برابر است معادله مقداری مبادله که براساس نظریه مقداری پول است و اولین بار توسط ایروینگ فیشر عنوان شد .این معادله بصورت زیراست :PQ = V
quantity theory of money نظریه مقداری پول
phase of a sinusoidal quantity فاز کمیت سینوسی
damped sinusoidal quantity کمیت سینوسی میرنده
economic order quantity کمیت سفارش اقتصادی اقتصادی ترین مقدار سفارش
economic order quantity حد مطلوب سفارش
quantity theory of money and prices نظریه مقداری پول و قیمت
time constant of an exponential quantity ثابت زمانی یک کمیت نمایی
demand versus quantity demanded تقاضا در برابر مقدار تقاضاشده
input عمل وارد کردن اطلاعات
input فضای ذخیره سازی موقت داده از رسانه ورودی پیش از ارسال آن به حافظه یا پشتیبان
input دادن ورودی
input داده یا اطلاعی که به کامپیوتر منتقل شده است
input کامپیوتر یا وسیلهای که کندترین بخش آن ارسال داده است
input بلاک داده ارسالی به فضای ورودی
input بخشی از حافظه اصلی که داده ارسالی از حافظه پشتیبان را می گیرد تا پردازش شود یا در بخشهای دیگر توزیع شود
input انتقال داده یا اطلاع از خارج کامپیوتر به حافظه اصلی اش
input ای که خلی سریع نیست به علت محدودیت نرخ ورودی از رسانه جانبی کندتر
input کامپیوتری که داده دریافت میکند
input انرژی وارده به دستگاه قدرت ورودی
input سیگنالهای الکتریکی که به مدارهای مربوطه اعمال می شوند تا عملیات را انجام دهند
input فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
input وسیلهای مثل صفحه کلید یا خواننده بار کد که عملیات یا اطلاعات را به صورتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند و داده را به پردازنده ارسال میکند
input لیست دستورات که به صورت ورود انجام می شوند.
input وسیله ورودی
input دستور زبان برنامه نویسی که منتظر ورود داده می ماند از پورت یا صفحه کلید
input 1-تابع ورودی . 2-فضای ورودی
input مجموعه دستوراتی که وسیله ورودی /خروجی را کنترل میکند و داده دریافتی را به محل اصلی ذخیره سازی انتقال میدهد
input مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان دریافت داده از وسیله خارجی میدهد
input سردستهای که وسیله ورودی را به کامپیوتر وصل میکند
input در رونده
input درون گذاشت
input خرج
input درداده
input داده ها اطلاعات ورودی
input درون داد
input توان ورودی
input نیروی مصرف شده
input پول بمیان نهاده
input ورودی
input درونداد
input مصرفی
input توان اولیه
input توان ورودی ورودی
input سیگنال اولیه
input transformer ترانسفورماتور اولیه
input translator مترجم اولیه
input time زمان اولیه
input unit واحد اولیه
input/output سیگنال قضعه از رسانه جانبی یا برای بیان اینکه نیاز به یک عمل ورودی یا خروجی است
input/output فضای ذخیره سازی موقت برای داده که ورودی یا خروجی باشد
input/output اتصال بین پردازنده و وسیله جانبی که امکان ارسال داده را فراهم میکند
input/output وسیله هوشمند که جریان داده را بین CPU و وسایل ورودی /خروجی
input/output بررسی
input/output مدیریت و کنترل میکند
input waveform شکل موج ورودی
input voltage ولتاژ اولیه
input unit واحد ورودی
input winding سیم پیچی اولیه
input terminal ترمینال اولیه
input terminal ترمینال ورودی
input resistance مقاومت ورودی
input resistance مقاومت موثر اولیه
input signal سیگنال ورودی
input signal سیگنال اولیه
input socket ساکت ورودی
input spectrum طیف ورودی
input stage طبقه ورودی
input stage طبقه اولیه
input stream جریان سیر ورودی
input stream مسیل ورودی
input tape نوار اولیه
input spectrum بیناب یا طیف اولیه
input register ثبات ورودی
input/output وسیله جانبی
input/output مدار یا اتصالی که حاوی کانال ورودی /خروجی برای وسیله دیگر است
input speed سرعت اولیه
average input نهاده متوسط
voice input ورودی صوتی
input wire سیمداخلی
input selector انتخابگرورودی
input monitors صفحهنمایشداخلی
input devices ابزارخروجی
input translator مترجم ورودی
variable input داده متغیر
variable input نهاده متغیر
two input subtractor کاهشگر با دو ورودی
two input firm بنگاه تولیدی باد و عامل تولید
two input adder افزایشگر با دو ورودی
input resonator همنواگر جعبهای ورودی
noninverting input ورودی غیروارونگر
input/output پردازندهای که ارسال ورودی /خروجی را برای CPU انجام میدهد شامل DMA و امکانات تصحیح خطا
input/output استفاده از برچسب برای مراجعه به وسیله ورودی /خروجی خاص
input/output آدرس فعلی آن در حین اجرا وارد میشود
input/output داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
input/output فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
input/output اتصالاتی که به داده و سیگنالهای کنترلی امکان انتقال بین CPU و حافظه یا وسیله جانبی میدهد
input/output سیگنال تقاضا از CPU برای داده ورودی یا خروجی
input/output کلمهای که بیتهایش وضعیت رسانه جانبی را شرح میدهد.
input/output دستور برنامه که داده را از حافظه به پورت ورودی /خروجی منتقل میکند
input/output ارسال و دریافت داده بین کامپیوتر و رسانه جانبی و نقاط دیگر خارج سیستم
instrumental input داده سودمند
clocked input ورودی با سنجش زمان
manual input ورودی دستی
three input adder افزایشگر با سه ورودی
input media رسانه ورودی
input frequency فرکانس اولیه
input field میدان ورودی
input electrode الکترود اولیه
input electrode الکترود ورودی
input drift رانش ورودی
input drift رانش اولیه
input diode دیود اولیه
input diode دیود ورودی
input device دستگاه ورودی
input admittance مقدار هدایت طاهری اولیه
input data دادههای اولیه
input function تابع اولیه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com