English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 146 (9 milliseconds)
English Persian
instantaneous acoustic intensity شدت صوت لحظهای
Other Matches
instantaneous luminous intensity شدت نور لحظهای
acoustic intensity شدت اکوستیکی
acoustic intensity شدت صوتی
instantaneous value مقدار لحظهای
instantaneous <adj.> فوری
instantaneous <adj.> آنی
instantaneous دفعتا ماسوره فوق انی
instantaneous هردم
instantaneous <adj.> بلافاصله
instantaneous <adj.> بی درنگ
instantaneous لحظهای
instantaneous انی
instantaneous ناگهانی
instantaneous power توان لحظهای
instantaneous acceleration شتاب لحظه ای
instantaneous access زمان دستیابی کوتاه به رسانه با دستیابی تصادفی
instantaneous current جریان لحظهای
instantaneous readout سیستمی بدون تاخیر بین گیرنده کمیت موردنظر ونشاندهنده ان
instantaneous velocity سرعت لحظهای
instantaneous reaction واکنش فوری
instantaneous velocity سرعت انی
instantaneous voltage مقدار لحظهای فشار الکتریکی
instantaneous reaction واکنش انی
instantaneous frequency مقدار لحظهای فرکانس فرکانس لحظهای
instantaneous photograph عکس فوری
instantaneous speed تندی انی
instantaneous speed تندی لحظهای
instantaneous voltage ولتاژ لحظهای
instantaneous elastic deformation تغییر شکل ارتجاعی لحظهای
instantaneous center of rotation مرکز دوران لحظهای
instantaneous short circuit current جریان اتصال کوتاه لحظهای
instantaneous short circuit current جریان اتصال کوتاه ضربهای
acoustic با استفاده از انرژی صوتی
acoustic به طریقه صوتی
acoustic صوت شناختی
acoustic مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustic وابسته به شنوایی
acoustic آوا شنودی
acoustic صوتی
acoustic فن صوتی که در بالای چاپگر برای کاهش صدا قرار دارد
acoustic تابلوی صوتی که پشت رسانه برای کاهش صدا قرار دارد
acoustic حافظه ترمیم یافته که از خط تاخیر صوتی استفاده میکند
acoustic روش اصلی ذخیره سازی داده
acoustic تاخیر ایجاد میکند و داده نیز در رسانه جریان دارد
acoustic مربوط به صدا
acoustic ceiling سقف عایق پوش
acoustic type سنخ شنیداری
acoustic wave موج صوتی
acoustic wave صوت
acoustic guitar گیتاراکوستیک
acoustic meatus مجرای شنوایی
acoustic screen تور سیمی قابل نفوذ صدا در میکروفن
acoustic spectrum طیف صوتی
acoustic vases [ظروف سفالین با خاصیت آکوستیک]
acoustic synchronizer همزمان ساز صوتی
acoustic sweeping روبیدن صوتی
acoustic pressure فشار صوتی
acoustic nerve عصب شنوایی
acoustic minehunting روش اکتشاف مین به طریق صوتی
acoustic minehunting مین یابی صوتی
acoustic memory حافظه صوتی
acoustic investigation جستار صوت شناختی
acoustic filter صافی صوتی
acoustic feedback واخوراند صوت
acoustic dispersion سیستم پخش اکوستیک
acoustic coupler کوپلر اکوستیک وصل کننده صوتی
acoustic coupler جفت سازصوتی
acoustic coupler تطبیق دهنده صوتی
acoustic coupler تزویج کننده صوتی
acoustic circuit مدار عکس العمل انفجار صوتی
acoustic circuit مدار صوتی مین
acoustic signal علامت صوتی
acoustic dispersion پژواک
acoustic signal سیگنال صوتی
acoustic coupler وسیله ای که به یک دستگاه تلفن وصل است و دادههای دوتایی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند تا در خط تلفن جریان پیدا کند
acoustic resonance device دستگاه همنوایی صوتی
acoustic delay line خط تاخیر دهنده صوتی
active acoustic torpedo اژدر صوتی عامل
intensity اندازه گیری قدرت سیگنال یا شدت نور منبع نور
intensity شدت اتش حجم
intensity قوت کثرت
intensity نیرومندی
intensity شدت
intensity زیادی
intensity شدت فزونی
intensity سختی
luminous intensity شدت نورانیت
luminous intensity شدت روشنایی
light intensity شدت نور
labor intensity کارطلبی
labor intensity کاربری
magnetic intensity شدت میدان مغناطیسی
intensity of sound شدت صوت
intensity of radiation شدت تشعشع
intensity of noise شدت پارازیت
intensity of magnetization شدت مغناطیس کنندگی
stimulus intensity شدت محرک
stress intensity شدت تنش
traffic intensity شدت عبور و مرور
intensity of magnetization شدت مغناطیس گری
sound intensity شدت نور
response intensity شدت پاسخ
rainfall intensity شدت بارندگی
radiation intensity شدت تابش
radiation intensity شدت تشعشع اتمی
radiant intensity شدت تابش
magnezation intensity شدت مغناطیس کنندگی
maximum of intensity حداکثر شدت
average intensity شدت جریان متوسط
intensity distribution پخش شدت
intensity decrease کاهش شدت
intensity control کنترل شدت
intensity control پیچ رنگ
intensity amplifier تقویت کننده شدت روشنایی
flux intensity شدت میدان مغناطیسی
field intensity شدت میدان
field intensity شدت میدان مغناطیسی
dual intensity تاکید علائم خاص
current intensity شدت جریان
intensity level سطح روشنایی
integrated intensity شدت انتگرال گرفته شده
intensity of gravity گرانی یا جاذبه زیاد
intensity of heat شدت گرما
intensity of gravity شدت با زیادی جاذبه
intensity of current شدت جریان الکتریکی
intensity of current شدت جریان
intensity maximum پیشینه نور ماکسیمم نور
intensity maximum حداکثر شدت
integrated intensity شدت کل
intensity of luminescence شدت پرتوافکنی
intensity of illumination شدت روشنایی
intensity of load شدت بار
intensity of rain fall شدت بارندگی که بامیلیمتردرساعت مشخص میشود
electric current intensity شدت جریان الکتریکی
electric field intensity شدت میدان الکتریکی
magnetic field intensity شدت میدان مغناطیسی
field intensity measurement دستگاه اندازه گیری شدت میدان
magnetic flux intensity شدت فلوی مغناطیسی
intensity electric field شدت میدان الکتریکی
intensity distribution curve منحنی پخش نور
intensity distribution curve منحنی پخش شدت
intensity of electric field شدت میدان الکتریکی
intensity of the magnetic field شدت میدان مغناطیسی
high intensity magnetic field میدان مغناطیسی شدت میدان بزرگ
acoustic meatus [Meatus acusticus] مجرای گوش [کالبد شناسی بدن انسان]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com