English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 130 (7 milliseconds)
English Persian
instrument shelter پناهگاهابزار
Other Matches
shelter پناه دادن
shelter سرپناه
shelter جانپناه حفظ کردن
shelter پناهگاه پناه بردن
shelter حفاظ
shelter پناه گرفتن سرپناه
shelter پناهنده شدن
shelter محافظت کردن
shelter محافظت حمایت
shelter جان پناه
To shelter someone . به کسی پناه دادن
shelter پناهگاه
elephant shelter پناهگاه ضدگلوله
transitory shelter پناهگاه یا سنگر پیش ساخته فلزی سرپناه فلزی
to shelter oneself پناهنده شدن
to seek shelter پناه جستن
prone shelter سنگر درازکش
light shelter پناهگاه سبک
emergency shelter پناهگاه اضطراری
elephant shelter پناهگاه فلزی
platform shelter سایبانسکو
sheep shelter آغلگوسفند
bus shelter اتاقکسرایستگاه
bus-shelter ایستگاهاتوبوسسرپوشیده
cut and cover shelter سنگر انفرادی سر پوشیده سنگری که با کندن زمین وتهیه سرپناه تهیه میشود
To seek refuge ( shelter). پناه آوردن ( بردن )
air raid shelter پناهگاه حمله هوائی
d.c. instrument دستگاه اندازه گیری جریان دائم
instrument آلت دست
instrument اسباب
instrument وسیله دوربین یا زاویه یاب
instrument دستگاه
instrument الت
instrument حربه
instrument وسیله
instrument ابزار
instrument وسیله سند
instrument ادوات
instrument الات دقیق
instrument الات اندازه گیری
instrument اپارات وسیله دستگاه اندازه گیری
instrument سند
instrument مستند
null instrument دستگاه صفر
period of instrument دوره سنجه
policy instrument ابزار اجرای سیاست
portable instrument سنجه دستی
precision instrument سنجه دقیق
mathematical instrument اسباب نگاره کشی
negotiable instrument سند قابل معامله
negotiable instrument اسناد بهادار
negotiable instrument سند قابل انتقال
mirror instrument دستگاه اینه دار
levelling instrument وسیله ترازیابی
measuring instrument دستگاه اندازه گیری
percussion instrument الات موسیقی ضربی
range of instrument حد کار سنجه
recording instrument دستگاه ضبط
instrument pallet غایقتجهیزات
instrument cluster ابزارچندشاخه
stringed instrument ساز زهی
instrument panels پیشخوان ابزار
instrument panels پهنهی ابزار
what instrument can you play? کدام ساز را ...
what instrument can you play? چه سازی میتوانیدبزنید
transit instrument تکبد نما
tax instrument ابزار مالیاتی
table instrument وسیله رومیزی
switchboard instrument سنجه تابلویی
surveying instrument الات نقشه برداری
recording instrument دستگاه ثبات
recording instrument سنجه ثبت کننده
instrument unit واحدلوازم
musical instrument ساز
induction instrument دستگاه اندازه گیری القائی
industrial instrument دستگاه اندازه گیری صنعتی
instrument autotransformer ترانسفورماتور اندازه گیری
instrument board تخته فرمان
instrument board تابلوی وسائل اندازه گیری
instrument direction سمت اندازه گیری شده
instrument direction سمت زاویه یاب
instrument panels داشبرد
instrument flight پرواز کور
final instrument معادل act final
electrostatic instrument دستگاه اندازه گیری الکترواستاتیکی
dynamometer instrument توان سنج برقی
musical instrument الت موسیقی
wind instrument الات موسیقی بادی
credit instrument اسناد اعتباری
credit instrument ابزار اعتباری
damping of instrument خفیدگی سنجه
dashboard instrument سنجههای داشبورد
instrument fkight پرواز کور
drawing instrument وسایل نقشه کشی
drawing instrument وسایل رسم فنی
instrument flight پرواز با کمک دستگاههای کنترل هواپیما
integrating instrument سنجه کل
instrument of commerce سند تجاری
instrument transformer مبدل سنجه ها
instrument of assignment سند انتقال
instrument of assignment سند واگذاری
instrument landing فرود با استفاده ازدستگاههای کنترل هواپیما وبرج مراقبت
instrument landing فرود کور
instrument lamp لامپ سنجه ها
induction instrument دستگاه القائی
instrument transformer ترانسفورماتور اندازه گیری
direct reading instrument دستگاه مستقیم خوانی
deposit of instrument of ratification ایداع اسناد دال بر تصویب
instrument with magnetic screening دستگاه اندازه گیری با حفاظ مغناطیسی
insulated instrument transformer ترانسفورماتور عایق کننده ترانسفورماتور اندازه گیری عایق شده
alternating current instrument سنجه جریان متناوب
instrument for absolute measurement دستگاه اندازه گیری برای سنجش مقادیر مطلق
length measuring instrument دستگاه اندازه گیری طول
error of measuring instrument خطای وسیله اندازه گیری [ریاضی]
moving coil instrument دستگاه اندازه گیری قاب گردان
moving iron instrument دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
post dating an instrument تاریخ مقدمی را در سند قیدکردن
instrument for electrostatic screening دستگاه اندزه گیری با حفاظ الکترواستاتیکی
legal instrument of divorce طلاقنامه
induction type instrument دستگاه نوع القائی
transferable commercial instrument اوراق تجارتی قابل انتقال
instrument for electromagnetic screening دستگاه اندازه گیری با حفاظ الکترومغناطیسی
induction current instrument دستگاه القائی
hot wire instrument دستگاه اندازه گیری با رشته حرارتی
direct current instrument سنجه جریان مستقیم
moving magnet instrument دستگاه اندازه گیری اهنربای گردان
musical instrument digital interface میانجی رقمی الات موسیقی
musical instrument digital interface واسط سریال که قط عات الکترونیکی را بهم وصل میکند
permanent magnet moving coil instrument سنجه ارسنوال
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com