English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 176 (8 milliseconds)
English Persian
integer basic نوعی زبان BASIC که میتواند تمام اعداد را موردپردازش قرار دهد
Other Matches
integer صحیح
integer اصط لاح ریاضی برای بیان عدد کامل
integer عدد صحیح [ریاضی]
integer دو کلمه کامپیوتری برای ذخیره عدد صحیح
integer گونه سریع تر BASIC که فقط از ریاضیات صحیح استفاده میکند و عدد کسری نمیپذیرد
integer عدد کامل
integer چیز درست
integer عددتام
integer عدد صحیح
integer عدد درست
non-negative integer عدد طبیعی [ریاضی]
integer number عدد صحیح
integer programming برنامه ریزی عدد صحیح
integer programming برنامه سازی صحیح
integer variable متغیر صحیح
long integer عدد صحیح که با چندین بایت داده نمایش داده شود
positive integer عدد صحیح مثبت
unsigned integer عدد صحیح بدون علامت
positive integer عدد صحیح مثبت [ریاضی]
half integer number عدد نیم صحیح
basic یک زبان برنامه نویسی ساده از نظراموزش و بکارگیری و دارای فهرست کوچکی از دستورات وقالبهای ساده
basic بیسیک
basic plus نوعی زبان برنامه نویسی گسترش یافته BASIC
basic course دوره مقدماتی
basic پایهای
basic Symbolic sAll-Purpose"Beginner Instructioncode
basic اساسی
basic مقدماتی اساسی
basic بنیانی
basic بازی
basic قلیایی
basic اساسی مقدماتی
basic اولیه
basic ابتدایی
basic بنیادی
basic تهی بنیانی
basic اصلی
basic توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basic سیستمی که برنامه یا کارهای مشخصی را برای یک کامپیوتر مرکزی انجام میدهد و با استفاده از سیگنالهای وقفه قابل کنترل است
basic روش به هنگام سازی و بازیابی مستقیم بلاک داده مشخص که در یک وسیله با دستیالی مستقیم ذخیره شده است
basic بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basic نرم افزاری که اجرای سطح پایین و ابتدایی سخت افزار و مدیریت فایل را کنترل میکند
basic کنترل استاندارد خط وط ارسالی با استفاده از کدهای مخصوص
basic به یک وسیله راه دور
basic مین دستیابی
basic دستور تغییر نیافته برنامه که پردازش میشود تا دستور اجرا شدنی بدست آید
basic کد دودویی که مستقیماگ و فقط با استفاده از آدرس ها و مقادیر مطلق در CPU عمل میکند.
basic روش استاندارد ذخیره سازی داده روی دیسک تا سایر کامپیوتر ها هم بتوانند استفاده کنند
basic روش ذخیره و بازیابی بلاکهای داده به ترتیب
basic حالت ابتدایی یا ساده شروع هر چیزی
basic بخشی از کنترل کننده ارتباطات که توابع ریاضی و منط قی را بررسی میکند
basic standard استاندارد اولیه
basic speed سرعت اولیه
basic slag سرباره قلیایی
basic size اندازه اولیه
basic size اندازه اصلی
basic load بار مبنا
basic shaft محور واحد
basic load بار مبنای مهمات یا وسایل
basic of issue مبنای توزیع
basic of issue مبنای واگذارکردن اقلام
basic pay اصل حقوق
basic pay حقوق اصلی
basic point نقطه مبداء
basic ration جیره اصلی
basic ration جیره مقدماتی جیره مبنا
basic research تحقیقات مقدماتی
basic salt نمک بازی
basic sciences علوم پایه
basic shaft محور اصلی
basic surplus مازاد اساسی
basic training تعلیمات ابتدایی
basic training اموزش مقدماتی
basic dye رنگ قلیایی
basic ground زمینه و متن اصلی فرش
basic agreement توافق اولیه
basic research علم بنیادی
basic research علم پایه
basic weaves رگباسلیق
Visual Basic ابزار برنامه نویسی ساخت ماکروسافت که باعث ساخت برنامههای کاربردی ویندوز به آسانی میشود
basic agreement چهارچوب توافق [حقوق]
basic variable متغیر اصلی
basic variable متغیر اساسی
basic verses ایات محکمات
microsoft basic مدل مشهوری از زبان برنامه نویسی BASIC که روی ریزکامپیوترها بکاربرده میشود
quick basic کوئیک بیسیک
tiny basic یک زبان برنامه سازی سطح بالا که زیرمجموعه BASICاست و برای ریزکامپیوترطراحی شده است
true basic تروبیسیک
basic communication گزارش یا مدرک اولیه مکاتبات اولیه
basic data دادههای اولیه عناصر اولیه
basic data اطلاعات اولیه
basic date تاریخ شروع خدمت در هردرجه
basic date تاریخ ترفیع
basic cover عکسبرداری اولیه هوایی
basic deficit کسری اساسی
basic anxiety اضطراب بنیادی
basic dye رنگینه بازی
basic data عناصر تیر اولیه
basic crops پنبه تنباکو و برنج
basic crops ذرت
basic conflict تعارض بنیادی
basic circuit مدار ساده
basic capacity گنجایش پایه
basic capacity گنجایش مبنا
basic brick اجر قلیائی
basic branch رسته اولیه
basic crops محصولات کشاورزی اساسی مانند گندم
basic crops جو
basic deficit کسری کلی
basic fortran استاندارد امریکایی و تاییدشده از زبان برنامه نویسی فرترن
basic price قیمت پایه
basic intent نیت عام
basic allowance شارژ انبار
applesoft basic نوع توسعه یافته زبان برنامه نویسی BASIC که باریزکامپیوتر قابلیت پردازش اعداد اعشاری را هم دارد
airman basic سرباز ساده و بدون درجه نیروی هوایی
basic language زبان بیسیک
basic hole سوراخ مقدماتی
basic gearing چرخ دندههای اصلی
basic linkage پیوند اساسی
basic lining پوشش یا استر قلیایی
basic gearing گیربکس
advanced basic بیسیک پیشرفته
basic allowance سهمیه اولیه ضریب حقوقی معاش
basic price قیمت مبنا
basic circuit arrangement ترتیب مدار ساده
the four basic arithmetic operations چهار عمل اصلی [ریاضی]
basic calculating operation چهار عمل اصلی [ریاضی]
basic bessemer steel فولاد مقدماتی بسمر
basic building materials مواداولیهساختمان
basic allowance for subsistence جیره نقدی
basic allowance for subsistence حق معاش
basic operation of arithmetic چهار عمل اصلی [ریاضی]
basic allowance for quarters حق مسکن
basic bessemer converter مبدل مقدماتی بسمر
basic bessemer process فرایند مقدماتی بسمر
basic unit training اموزش مقدماتی یکان اموزش مقدماتی واحد
We must find a basic solution. باید یک فکر اساسی کرد
basic bessemer process فرایندقلیایی بسمر
basic access method روش دستیابی اصلی
basic source of food منابعاولیهغذا
basic combat training اموزش رزم مقدماتی
basic standard cost قیمت پایه
basic pig iron اهن خام قلیایی
basic end item اقلام اولیه اماد
basic pig iron اهن توماس
basic standard cost قیمت استاندارد
basic issue items وسایل همراه اقلام عمده اقلام شارژ انبار وسایل عمده
basic requisition number درخواست اولیه
basic tactical unit یکان مبنای تاکتیکی
basic requisition number درخواست ابتدایی
basic relay post پایگاه مقدماتی تحویل و تحول بیماران
basic planning guide راهنمای اولیه طرح ریزی
basic issue list اقلام مندرج در فهرست توزیع اولیه اقلام بار مبنای اولیه اقلام شارژ انبار
floating point basic نوعی زبان BASIC که اجازه استفاده از اعداد اعشاری رامیدهد
ground basic slag ارد توماس
ground basic slag سرباره توماس
basic converter steel فولاد توماس
basic machine unit واحد دستگاه مقدماتی
basic construction unit واحد ساختمانی
basic end item تجهیزات ووسایل اولیه
iowa tests of basic skills ازمونهای مهارتهای اساسی ایووا
basic partitioned access method روش دستیابی قسمت بندی شده اساسی
basic open hearth furnace کوره باز قلیایی
ambulance basic relay post پست مبنای کنترل ستون امبولانسها
basic input output system سیستم ورودی و خروجی پایه
basic converter pig iron اهن خام توماس
basic unit assembly group گروه ساختمانی
basic telecommunications access method روش دستیابی ارتباطات راه دور اساسی
basic bessemer pig iron اهن خام مقدماتی توماس
basic direct access method روش دستیابی مستقیم اساسی
basic sequential access method روش دستیابی ترتیبی اساسی
one of the [basic] fundamental tenets of democracy یکی از اصول پایه [اساسی] دموکراسی
basic type double tier formwork قالب بندی بالارونده با تختههای مشابه
basic type single tier formwork قالب بندی نیمه لغزان با پایههای معادل ارتفاع قالب
basic indexed sequential acess method روش دستیابی ترتیبی شاخص دار اساسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com