Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 111 (6 milliseconds)
English
Persian
invalid sale
بیع فاسد
Other Matches
invalid
علیل
invalid
:
invalid
ناتوان کردن
invalid
باطل
invalid
کان لم یکن
invalid
نامعتبر فاسد
invalid
شخصی که مجاز به استفاده از کامپیوتر یا اتصال به یک شبکه نیست
invalid
نامعتبر
invalid
ناتوان
invalid
: بی اعتبار
invalid
باطل پوچ
invalid
علیل کردن باطل کردن
invalid contract
عقد فاسد
to invalid a soldier home
سربازیرا بواسطه ناتوانی ازخدمت رها کردن
option of contract invalid in part
خیار تبعیض صفقه
for sale
فروشی
on sale
فروشی
on sale
در معرض فروش گذاشته شده
sale
فروش
sale
بازار فروش
sale
قابل فروش
sale
بیع
sale
حراج
sale department
قسمت فروش
sale by auction
حراج
sale by auction
فروش به وسیله حراج
revocable sale
بیع شرط
sale department
بخش فروش
sale manager
مدیر فروش
sale forecast
پیش بینی فروش
rummage sale
حراج هدایای تقدیمی بکلیسابرای امور خیریه
revocable sale
بیع غیر قطعی
particulars of sale
اوصاف مبیع
particulars of sale
شروط و مواعدعقد بیع
point of sale
سیستمی که از ترمینال کامپیوتر در نقط ه فروش سایت برای ارسال الکترونیکی یا کنترل ارسال مشابه قیمت گذاری محصول و.. استفاده میشود
point of sale
محل ای در مغازه برای پرداخت قیمتهای کالاها
public sale
حراج
public sale
مزایده
put up for sale
به معرض فروش گذاشتن
sale commission
کارمزد فروش
sale maximization
به حداکثر رسانیدن فروش ماکزیمم فروش
sale or return
فروش یا عودت
spot sale
فروش نقد
spot sale
فروش نقدی وتحویل فوری کالای موردمعامله
the proceeds of the sale
وجوهی که از فروش بدست می اید
the proceeds of the sale
پولی که از محل فروش بدست می اید
to expose to sale
درمعرض فروش گذاشتن
to put to sale
بمعرض فروش گذاشتن
white sale
فروش ملافه و اجناس ذرعی
whole sale dealer
عمده فروشی
whole sale trade
عمده فروشی
jumble sale
فروشگاهخیریهلوازم دستدوم
short sale
سلم
short sale
بیع سلف پیش فروشی
short sale
معامله سلف
sale or return
فروش یااعاده
sale price
قیمت فروش
sale price
قیمت حراج
sale quota
سهمیه فروش
sale short
پیش فروش کردن
sale short
معامله سلف کردن
sale tax
مالیات بر فروش
short sale
پیش فروشی
short sale
سلم فروشی
white sale
<idiom>
حراج حوله ،پارچه کتان
clearance sale
فروش به منظور تصفیه حراج
conditional sale
بیع شرط
conditions of sale
شرایط اساسی معامله
consequence of a sale
اثار بیع
contract of sale
قرارداد فروش
contract of sale
عقد بیع
credit sale
فروش نسیه
credit sale
اعتبار در معامله
credit sale
فروش قسطی
credit sale
فروش غیرنقدی
cash sale
بیع نقد
cash sale
فروش نقدی
bill of sale
بیع نامه
at the moment of the sale
حین البیع
at the time of the sale
حین البیع
at the point of sale
در نقطه فروش
auction sale
مزایده فروش
auction sale
فروش به وسیله حراج
bill of sale
صورت فروش
bill of sale
فاکتور
bill of sale
سند فروش
credit sale
نسیه فروختن
credit sale
بیع نسیه
forward sale
بیع سلف
forward sale
بیع سلم
irrevocable sale
بیع قطعی
irrevocable sale
بیع منجز
object of sale
مبیع
object of sale
کالا
object of sale
مثمن
forward sale
نسیه فروختن
forward sale
پیش فروش
deed of sale
بیع نامه
deed of sale
سند فروش
fire sale
فروش مال التجاره حریق زده
forced sale
فروش قانونی
offer for sale
پیشنهاد جهت فروش
forced sale
فروش چیزی به حکم قانون و به طریقی که قانون معین کرده است
forced sale
فروش اجباری
point of sale terminal
ترمینال فروش اطلاعات
auction sale without reserve
فروش به وسیله حراج بدون ذکر قیمت پایه
car boot sale
فروشاجزایکوچکاتومبیل
sale on a large scale
فروش زیاد
Are there any houses for sale in these parts?
این طرفها خانه فروشی پیدا می شود ؟
sale of coins against other coins
بیع صرف
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com