Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (9 milliseconds)
English
Persian
inwards goods
کالاهای وارداتی
Search result with all words
goods inwards
کالاهای دریافتی
goods inwards
کالاهای درحال تحویل
goods inwards sheet
برگ تحویل کالا
Other Matches
inwards
واردات کالای رسیده
inwards or inward
سوی درون
inwards or inward
بدرون
inwards
امعاء و احشاء
inwards or inward
روحا باطنا
inwards or inward
بطرف داخل بباطن
clearance inwards
اعلامیه ورود کشتی به گمرک
clearance inwards
مجوز ورود کشتی
clearance inwards
ورود کشتی به محوطه گمرک
casement window opening inwards
پنجرهدودر
available goods
کالاهای موجود
get the goods on someone
<idiom>
فهمیدن اطلاعات بد درمورد کسی
d. of goods
تحویل کالا یا اجناس
goods
جنس
goods
کالا
goods
اجناس
goods
کالاها
goods
امتعه
perishable goods
کالاهای خراب شدنی کالاهای فاسد شدنی
perishable goods
perishables
perishable goods
کالاهای فاسد شدنی
overdue goods
کالاهای تحویل نشده
order for goods
سفارش کالا
piece goods
کالاهایی که بصورت دانهای بفروش میرسد
producer goods
کالاهای تولیدی
producer goods
کالاهای سرمایهای
producer's goods
کالاهای سرمایهای کالاهای تولیدی
producer's goods
کالاهای مولد
heavy goods
ماشین الات سنگین
producer's goods
مواد تولیدی
prohibited goods
کالاهای منع شده
producer's goods
هرچیزی که تولید کننده یا صاحب کارخانه در جهت تولید جنس دیگری ازان استفاده کند
prohibited goods
کالاهای ممنوعه
prohibited goods
اشیاء ممنوع
household goods
her by girl married anewly to given parents جهیزیه
intermediate goods
کالاهای واسطهای
knit goods
کش بافت
nonessential goods
کالاهای غیر اساسی
knit goods
کالای کش بافت
lien on goods
حق حبس کالا
marketable goods
کالاهای قابل عرضه به بازار
merit goods
کالاهای مطلوب
merit goods
کالاهای ایده ال
mixed goods
کالاهای مختلط
narrow goods
کاذی باریک
narrow goods
نوار قیطان
nondurable goods
کالاهای بی دوام
investment goods
کالاهای سرمایهای
on receipt of the goods
بوصول کالا
on receipt of the goods
برسیدن کالا
intermediate goods
کالاهای واسطه
goods intake
کالاهای درحال تحویل
proprietary goods
کالاهایی که دارای علامتی خاص میباشند
goods station
ایستگاهکالاهایتجارتی
yard goods
اجناس ذرعی
white goods
حوله سفید ملافه
white goods
پارچه سفید نخی
we ran out of these goods
این کالای ما تمام شد
valuable goods
اشیاء باارزش
valuable goods
اشیاء بهادار
to t. a cusomer for goods
کالای نسیه به مشتری دادن توگلایاردوی اعتباعجنس به مشتری دادن
goods wagon
واگنحملکالا
manufactured goods
کالایکارخانهساز
transport of goods
حمل و نقل بار
transport of goods
رفت و آمد بار
substandard goods
اجناس بنجل
Goods to declare
همراه داشتن کالاهای گمرکی
deliver the goods
<idiom>
موفق درانجام کاری که خوب انتظار میرود
Contraband goods.
کالای قا چاق
to discharge goods
کالا را تخلیه کردن
to countermand goods
سفارش کالا را پس گرفتن
to boycott goods
تحریم کردن کالا
spot goods
کالاهای اماده تحویل
spot goods
کالاهای موجود
soft goods
کالاهای مصرف شدنی
soft goods
کالاهای بی دوام
smuggled goods
کالای قاچاق
secondhand goods
کالاهای دست دوم
rationed goods
کالاهای جیره بندی شده
public goods
کالاهای عمومی
staple goods
کالای بسیار ضروری
stolen goods
اموال مسروقه
the goods in question
کالای موردبحث
the goods are on order
کالا را سفارش داده ایم
supporting goods
موادی که در کالا بکاربرده نمیشودولی جهت تولید کالا لازم میباشد
supporting goods
کالاهای حمایتی
substitute goods
کالاهای جانشین
stolen goods
کالای مسروقه
stolen goods
مال مسروقه
stolen goods
مال دزدی کالای دزدیده شده
proprietary goods
کالاهای اختصاصی
contrabanded goods
اموال و اشیا قاچاق
collective goods
کالاهای جمعی
collection of goods
دریافت کالا
checking of goods
بررسی امتعه
carriage of goods
حمل و نقل کالا
capital goods
دارایی ثابت
capital goods
کالاهای سرمایهای
collective goods
کالاهای قابل استفاده جمعی کالاهای عمومی که استفاده یک فرد ازانها موجب محرومیت دیگران از استفاده ان کالاها نمیشود
collective goods
مانند جاده
consumption goods
کالاهای مصرفی
consumer's goods
کالای مصرفی
consolidate goods
کالاها را ادغام کردن
complementary goods
کالاهای مکمل
competitive goods
کالاهای مورد رقابت
common goods
کالای مورد نیاز عموم
collective goods
پارک و غیره
business goods
کالای تولیدی
branded goods
کالاهای دارای علامت تجاری کالاهای مارکدار
consumer goods
کالاهای مصرفی
consumer goods
اشیاء مصرفی
luxury goods
کالاهای تجملی
luxury goods
کالاهای تشریفاتی
goods trains
قطار حمل کالا
goods trains
قطار باربری
goods train
قطار حمل کالا
goods train
قطار باربری
dry goods
اجناس خشک
bonded goods
کالاهایی که تحت کنترل گمرک نگهداری میشود
bonded goods
کالاهایی که در انبار گمرک میباشد
bill of goods
فهرست تجارتی
bill of goods
صورت کالا
attractive goods
کالاهای جذاب
appropriation of goods
ضبط مال التجاره
acceptance of goods
پذیرفتن کالا
acceptance of goods
قبول کردن کالا
consumer goods
کالای مصرفی
dry goods
خشکبار
custody of goods
حفافت یا نگهداری کالا
goods on approval
تحویل کالا به شرط قبولی کالاهای مشروط
goods afloat
کالای در راه
goods receiving
کالاهای دریافتی
futures goods
کالاهایی که در معامله سلف خرید و فروش می گردد کالاهای مورد معامله سلف
finished goods
کالاهای اماده فروش
finished goods
کالاهای ساخته شده
final goods
کالا برای مصرف نهائی
final goods
کالای نهائی
fate of goods
وضعیت کالا
goods and chattels
اموال و دارائیهای منقول
goods and services
کالاها و خدمات
goods receiving
کالاهای درحال تحویل
handling of goods
جابجایی کالا
handling of goods
جابجایی امتعه
goods intake
کالاهای دریافتی
hard goods
اجسام پایدار ومقاوم
hard goods
اجسام سخت
goods in transit
کالاهای عبوری
goods in pledge
کالای گروی
hazardous goods
کالاهای خطرناک
dutiable goods
کالایی که حقوق گمرکی یاعوارض دیگربدان تعلق می گیرد
fancy goods
کالاهای تجملی
d. in second hand goods
سمسار
d. in second hand goods
دست فروش
heavy goods
محصول صنایع سنگین
goods on consignment
کالاهای امانی
heavy goods
کالاهای سنگین
discount of goods
تخفیف روی کالا
durable goods
کالای بادوام یا فاسد نشدنی کالاهای دیرپای
durable goods
کالاهای بادوام
dress goods
قماشهای زنانه
hazardous goods
امتعه خطرناک
handing stolen goods
اخفاء مال مسروقه
Consumer ( consrmers ) goods .
کالاهای مصرفی
To import goods
[from abroad]
کالا از خارج وارد کردن
He swore to having paid for the goods .
قسم می خورد که پول کالاها را پرداخته است
goods received note
برگه دریافت کالا
goods traffic
[British E]
رفت و آمد بار
transportation of goods
[American E]
رفت و آمد بار
goods traffic
[British E]
حمل و نقل بار
indent upon a person for goods
درخواست یا سفارش کالا به کسی دادن
transportation of goods
[American E]
حمل و نقل بار
The goods were shipped by air .
کالاها از راه هوا ( هوائی ) حمل شد
finished goods stock
موجودی کالاهای تمام شده
capital intensive goods
کالاهایی که سهم عامل سرمایه در انها بیش از سهم عامل کار یا سایر عوامل تولید است
durable consumption goods
کالاهای مصرفی بادوام
such goods will sell very high
اینگونه کالاهاخوب بفروش میرود
cost of goods purchased
قیمت تمام شده کالای خریداری شده
permit goods coveredby
کالای موضوع پروانه
conclearer of stolen goods
مخفی کننده اموال مسروقه
semi luxury goods
کالاهای نیمه تجملی
semi finished goods
کالاهای نیمه ساخته
semi durable goods
کالاهای نیمه بادوام
consumer durable goods
کالاهای مصرفی بادوام
sea borne goods
کالای حمل شده بوسیله دریا
receiver of stolen goods
خریدار مال مسروقه
the goods are orlie in pledge
کالا در گرو اوست
mass production of goods
تولید توده وار کالا
cost of goods manufactured
قیمت تمام شده تولید
To place an order for some goods.
کالائی را سفارش دادن
Payment on delivery of goods.
پرداخت هنگام ( مشروط به ) تحویل کالا
The goods in this shop could not be flogged.
اجناس این مغازه باد کرده
goods of perishable nature
اموال سریع الفساد
labor intensive goods
کالاهای کاربر
bogie goods van
واگنحملکالا
bogie goods truck
کامیونحملکالا
nondurable consumer goods
کالاهای مصرفی بی دوام
man made goods
کالاهای ساخت بشر
mass production of goods
تولید انبوه کالا
receiver of stolen goods
مال خر
dangerous goods by road agreement
موافقتنامه بین کشورهای اروپایی که در ان درخصوص وسیله حمل نحوه بسته بندی و مشخصات وسیله حمل ونقل توضیح لازم داده شده است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com