English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
irrigation system شبکه ابیاری
Other Matches
irrigation ابیاری
over irrigation فزون ابیاری
over irrigation ابیاری بیش ازحد
broad irrigation کوداب دادن
tank irrigation شبکه ابیاری با مخازن کوچک
systematic irrigation ابیاری منظم
irrigation channel کانال ابیاری
sewage irrigation ابیاری فاضلاب
aeration irrigation ابیاری برای تهویه خاک
irrigation requirement احتیاجات ابی گیاه
syringe for irrigation سرنگبرایتحریک
surface irrigation ابیاری سطحی
irrigation channel جدول
sprinkler irrigation ابیاری بارانی
kharif irrigation ابیاری تابستانه
subsoil irrigation ابیاری زیرزمینی
irrigation channel مادی
irrigation consumption مصرف ابیاری
overseer of irrigation channel مادی سالار
border check irrigation ابیاری نواری
border ditch irrigation ابیاری نواری
ideal irrigation interval فاصله مطلوب ابیاری
overseer of irrigation channel سرمیراب
linear system [system of linear equations] دستگاه معادلات خطی [ریاضی]
system هر گروه از سخت افزار یا نرم افزار یا وسیله جانبی و... که با هم کار می کنند
cw system سیستمی که از سیگنالهی امواج پیوسته برای کسب اطلاعات درمورد مسیر پروازبهره میگیرد
c.g.s. system دستگاه سگث
the system of the which by ininheritance agnatisation the passedto is state the residueof agnates male تعصیب
the system of رد مازاد ترکه متوفی به خویشان ذکورپدری
value system نظام ارزشها
system سامانه
an system سیستم الکترونیکی نیروی زمینی و دریایی
i.f.f. system دستگاه تشخیص
p system سیستم عامل ریزکامپیوتری باامتیاز اساسی که برنامههای نوشته شده برای ان روی محدوده گستردهای ازماشینهای گوناگون کار میکند
system سازگان
system تشکیلات
system نظام سیستم
system روش اصول
system ترتیب
system نظام
system نظم منظومه
system سیستم
system همست
system همستاد روش
system طریقه
system سلسله رشته
system دستگاه
system جهاز
system طرز اسلوب
system قاعده رویه
system مجموعه سازمان
system رشته دستگاه
system مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
system اسلوب
system اصول وجود
system نظم ترتیب
system طرز روش
system سلسله
system سازمان
system منظومه
system of units سلسه احاد
integrate system سیستم مجتمع
interphone system سیستم تلفنی
System Monitor امکانی در ویندوز که به کاربر امکان مشاهده اجرای منابع PC را میادهد و اگر وسیله اشتراکی دارند بررسی میکند
system mangement مدیریت سیستم
system of forces دستگاه نیروها
interactive system سیستم فعل و انفعالی
system maintenance تامین و نگهداری سیستم
information system سیستم اطلاعات
inquiry system سیستم پرسش- پاسخ
system of units دستگاه یکانها
intercommunication system سیستم ارتباط بین اطاقهای یک اداره بوسیله بلندگو
system log گزارش روزانه عملیات سیستم
system log شرح ماوقع سیستم
intercommunication system ارتباط بوسیله میکروفون وبلندگو
isolated system سیستم منزوی
magnet system سیستم اهنربایی
system flowchart نمودار گردش سیستم روندنمای سیستم
magnetic system سیستم مغناطیسی
system floder مخزن سیستم
system file فایل سیستم
makagonov system سیستم ماکاگونوف در دفاع هندی شاه شطرنج
system engineering مهندسی سیستم
system engineer مهندس سیستم
management system سیستم مدیریت
management system سیستم اداره
system dynamics شناخت اثرعوامل تغییر دهنده نظام
market system نظام بازار
maroczy system سیستم ماروکسی در بازی چهار اسب شطرنج
system follow up ارزیابی و بررسی مستمرسیستم جدید نصب شده به منظور مشاهده میزان عملکرد ان طبق طرح
lymphatic system دستگاه لنفاوی
system generation ایجاد سیستم
system loader بارکننده سیستم
system library کتابخانه سیستم
system interrupt وقفه سیستم
system international سیستم بین المللی
system installation نصب سیستم
limbic system دستگاه کناری
london system سیستم لندن در دفاع هلندی شاه شطرنج
system dynamics پویائی نظام
system indicator طبلک نشان دهنده کار دستگاه شاخص سیستم رمز
system implementation پیاده سازی سیستم
system generator مولد سیستم
system generation تولید سیستم
system disk دیسک سیستم
information system سیستم اطلاعاتی
text system سیستم متن
giorgi system دستگاه جورجی
system's design طرح سیستم
system's design ساختمان سیستم
system unit محفظه سیستم
system time ساعت سیستم
system time زمان سیستم
heliocentric system دستگاه خورشید مرکزی
system testing ازمایش سیستم
system test ازمون سیستم
hexagonal system دستگاه شش گوشهای
system study مطالعه سیستم
system standard استانداردسیستم
system standard معیار سیستم
geocentric system دستگاه زمین مرکزی
geniculostriate system دستگاه مخطط زانویی
tetragonal system دستگاه چهار گوشهای
fixed system توزیع ثابت اب
teleran system نوعی سیستم ناوبری که بااستفاده از رادارهای زمینی و سیستم تلویزیونی هواپیماهای سرگردان دراطراف محوطه فرودگاه را به باند هدایت میکند
telephone system سیستم تلفن
tectopulvinar system دستگاه بامی- پروانهای
foreign value system نظام ارزشی بیگانه
formmal system سیستم صوری
tax system نظام مالیاتی
target system سیستم هدفهای میدان تیر سری هدفهای مستقر در یک منطقه
target system سیستم هدفها
freshwater system سیستم لوله کشی اب شیرین
tandem system سیستم دو پشته
system's design مدل سیستم طرزساخت سیستم
system software نرم افزار سیستم
system security حفافت سیستم
system program برنامه سیستم
system priorities تقدم های سیستم
ignition system سیستم احتراق موتور
illuminating system سیستم روشنایی
system planning طرح ریزی سیستم
incentive system نظام تشویقی
indeterminate system سیستمی که وضعیت منط قی
indeterminate system آن قابل پیش بینی نیست
system overhead مازاد سیستم
induction system سیستم مکش
system overhead بالاسری سیتم
vantilating system سیستم تهویه
system of ventilation سیستم تهویه
hydraulic system سیستم هیدرولیک
system resource وسیله سیستم
system resource منبع سیستم
system resolution تفکیک سیستم کار دستگاه
system reset راه اندازی مجدد سیستم
system prompt اعلان سیستم
system programs برنامههای سیستم
system programming برنامه نویسی سیستم
household system نظام خانوادگی
household system نظام تولیدخانوادگی
system programmer برنامه نویس سیستم
system of units دستگاه واحدها
open system نظام باز
phonetic system سیستم صوتی
physiocratic system روش اقتصادی فیزیوکراتها عقیده به اینکه تنها زمین عامل تولید است
planetary system سیستم خورشیدی
planetary system شمسی
planning system نظام برنامه ریزی
point system شرط بندی براساس امتیاز
supervisory system سیستم نافر
polyphase system دستگاه چندفاز
power system شبکه نیرو
power system سیستم قدرت سیستم انرژی
practical system دستگاه یکانهای عملی
spoils system سیستم تقسیم مناسب دولتی بین اعضاء حزب حاکم
payroll system سیستم پرداخت حقوق
swiss system سیستم سویس
open system سیستم باز
open system سازگان باز
synchronous system سیستم همگام
operating system/ سیستم عامل دو
organ system دستگاه
orthorhomobic system دستگاه راست گوشه
rhombic system دستگاه راست گوشه
symmetrical system جریان متقارن
swiss system نوعی روش تعیین حریف در مسابقات شطرنج
parallel system شبکه موازی
software system سیستم نرم افزاری
price system نظام قیمت
price system نظام قیمتی
recoil system سیستم دافع
recoil system دستگاه دافع توپ
recoil system سیستم عقب نشینی توپ
redox system سیستم اکسایش- کاهش
serfdom system نظام سرفی
serfdom system نظام رعیتی
secure system سیستمی که بدون اجازه قابل دستیابی نیست
second signal system دستگاه علامتی دوم
russian system سیستم روسی در دفاع گرونفلد
rotation system توزیع تناوبی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com