English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 197 (7 milliseconds)
English Persian
isobar surface سطح هم فشار
Other Matches
isobar تک فشار
isobar همبار
isobar همفشار
isobar خطوط هم فشار خطوط متحدالفشار هوایی
isobar ایزوبار
isobar هم فشار
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar خط جغرافیایی نشان دهنده نقاط هم فشار
surface to surface missile موشک زمین به زمین
of the surface در صورت فاهر از بیرون
surface رویه فاهر
surface نما دادن روامدن
surface صاف کردن
of the surface فاهری نمادادن رودادن
of the surface جلادادن
on the surface در فاهر
on the surface درصورت فاهر از بیرون
on the surface فاهری نمادادن رودادن
surface course لایه رویی
on the surface جلادادن
surface zero نقطه صفر زمین
surface zero نقطه صفرترکش اتمی زمینی
of the surface درفاهر
surface نما بیرون
surface سطحی جلادادن
surface فاهری
surface بیرون نما
surface فاهر
surface سطح
surface رویه
surface to surface موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface-to-surface موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface تسطیح کردن بالاامدن
surface سطحی
surface پوشش شوسه سطح
surface پوشش
surface صاف کردن صیقلی کردن
surface رویه دادن
surface soil خاک رویی
surface soil خاک سطحی
surface structure روساخت
surface targets هدفهای سطحی
surface targets هدفهای روی سطح اب
surface reverbration امواج برگشتی سطحی رادار
surface tension کشش سطحی
surface reverbration برگشتهای سطحی
surface plate تراز فلزی یا اهنی
surface missile موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
surface line طناب وصل به غواص و قایق
surface line خط تلفن و تلگراف تعجیلی
surface line خط تلگراف یا تلفن روی زمینی
surface leakage نشت سطحی
surface irrigation ابیاری سطحی
surface interval فاصله بین غواصهای متوالی از سطح اب
surface inflow اب سطحی ورودی
surface evaporation تبخیر سطحی
surface mission ماموریت دفاع زمینی
surface mission پدافندزمینی با توپخانه پدافندهوایی در نقش زمینی
surface plate تراز
surface paint استر
surface outflow اب سطحی خروجی
surface ornament تزیینات سطحی
surface of rupture سطح شکافته شده به وسیله گلوله منفجر شده سطح شکافت
surface of revolution سطح تغییر
surface of impact سطح اصابت
surface of impact سطح مماس بر نقطه اصابت گلوله
surface moisture رطوبت سطحی
surface erosion فرسایش سطحی
surface of the water سطحآب
surface insulation جداکنندهسطح
skin surface سطحپوست
running surface سطحجاری
resin surface سطحرزینی
reflecting surface سطحانعکاس
playing surface مسطحمیزبازی
moist surface سطحنمناک
surface pipe لولهسطحی
surface runoff جذبیاتازسطح
water surface سطح ایستائی آب
abrasion of surface فرسایش سطح فرش
surface integral انتگرال سطحی [ریاضی]
scratch the surface <idiom> تازه شروع به کار کردن
uneven surface سطحناهموار
surface scum سطحتفاله
inked surface سطحجوهر
surface width عرض بالایی
surface water اب سطحی
surface treatment عملیات سطحی
surface treatment عملیات سطح رویه
surface treatment روکش سطحی
surface treatment اسفالت سطحی
surface treatment اندود سطحی
surface trait ویژگی روساختی
surface width عرض سطحی
treat surface روسازی کردن
cooking surface سطح پخت
surface-to-air رویه به هوا
surface-to-air دریا به هوا
surface-to-air زمین به هوا
wearing surface سطح سائیدگی
water surface رویه اب
water surface سطح اب
warped surface سطح تاب برداشته
surface mining استخراج معدن روباز
surface effect اثر سطح
demand surface میزان تقاضا
hard surface اجرفرش کردن سنگفرش کردن
hard surface سخت کردن سطحی
heating surface سطح گرمایش
bearing surface سطح یاطاقان
hidden surface سطح ناپیدا
hidden surface سطح پنهان
surface tensity کشش سطحی
lateral surface سطح جانبی
level surface سطح تراز
nodal surface سطح گرهی
surface speed سرعت محیطی
pressure surface سطح فشار
pressure surface سطح پیزومتریک
hard surface رافرش کردن
hard surface سطح چیزی
boundary surface سطح مرزی
demand surface سطح تقاضا
developable surface سطح گسترا
display surface سطح نمایش
control surface سطح فرمان
control surface سطح کنترل
equipotential surface سطح هم پتانسیل
focal surface سطح کانون
free surface سطح اب ازاد
free surface مخازن ازاد اب
control surface کف پوش متحرک باند فرود کف پوش قابل جمع اوری باند فرود
color surface سطح رنگ نما
friction surface سطح اصطکاک ترمز
ground surface کف زمین
road surface رویه راه
rough surface رویه زبر
rubbed surface رویه صاف
surface charge بار سطحی
surface color رنگ سطح
abuting surface سطح مجاور
surface corrosion خوردگی سطحی
free surface سطح ازاد
surface creep خزیدن سطحی
surface decarburization کربن گیری سطحی
surface detection اکتشاف سطحی
surface detection راداراکتشافی سطحی
surface deterioration فرسودگی رویی
surface digging استخراج معادن در سطح زمین
surface dive غوص گرفتن در حال شنای درسطح اب
work surface سطح مقطع اصلی
work surface سطح کار
surface drains زهکشهای سطحی
surface burst ترکش روی سطح زمین
surface burst ترکش سطحی
surface burning احتراق سطحی
smooth surface رویه صاف
ruled surface سطح خط ساخته
seepage surface سطح تراوش
surface dressing پوشش سطحی
contact surface سطح تماس
stripped surface سطح صاف شده
surface area مساحت سطح
air to surface missile موشک هوا به زمین
agitation of water surface ایجاد تلاطم در سطح اب
control surface angle زاویه بین مبداء سنجش حرکت سطوح کنترل و وتر سطح ثابت یا محور طولی هواپیما
air surface zone منطقه عملیات ضد زیردریایی
surface surveillance radar رادارمراقبسطحی
surface-to-subsurface missile موشکسطحبهسطح
surface-to-air missile سطحموشکهوا
surface-piercing foils سطحتراشهتیز
air surface zone منطقه عملیات هوادریایی منطقه تک هوادریایی
surface water drain سطحآبگذر
plantar surface of the hoof سطحکفپاییسم
surface to air missile موشک زمین به هوا موشکهای ضد هوایی
non metallic surface extension کابل خرطومی با پوشش غیرفلزی
smooth plaster surface پاکیزه کردن
surface active agents مواد فعال در سطح
surface boundary layer لایه مرزی سطح
surface mount technology روش ساخت تختههای مدار که قط عات الکترونیکی مستقیماگ روی سطح تخته قرار دارند به جای اینکه در سوراخها قرار بگیرد و در آن محل جا شوند
surface contact rectifier یکسوکننده سطحی
surface fusion welding جوشکاری ذوبی سطحی
surface friction drag پسای اصطکاک سطح
maximum surface temperature درجه حرارت سطحی حداکثر
magnetic surface charge بار سطحی مغناطیسی
density of surface charge چگالی بار سطحی
hind leg (inner surface) پایعقبی
foreleg (outer surface) پایجلویی
surface water gully دهانه گندابرو
free water surface سطح اب ازاد
upper surface blowing دمیدن جریان جهت پیشراننده اصلی روی سطح فوقانی بال
surface water gully دهانه پاکین
surface metal raceway سیمروی روی کار
cast iron surface plate سطح صفحه چدنی
surface action plotting table میز ردیابی زیر دریایی
middle leg (outer surface) پایمیانی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com