English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 50 (5 milliseconds)
English Persian
isolated pawn پیاده ایزوله یا منفرد شطرنج
Other Matches
isolated منزوی
isolated ion یون منزوی
isolated system سیستم منزوی
isolated footings شالودههای منفرد
isolated electric plant نیروگاه روستایی
thermally isolated system سیستم منزوی از نظر گرمایی
isolated danger mark علامتعایقدارخطر
isolated double bond پیوند دوگانه مجزا
pawn وثیقه
pawn آلت دست
in pawn گرو گذاشته
at pawn در رهن
at pawn درگرو
pawn گروگذاشتن
pawn گروگان وثیقه
pawn رهن
pawn گرو گذاشتن رهن دادن
pawn پیاده شطرنج
pawn رهن دادن
pawn گرو
poisoned pawn پیاده زهراگین یا مسموم
pawn structure ساختار یا اسکلت پیادهای شطرنج
to pawn one's word قول دادن
to pawn one's word عهد کردن
advanced pawn پیادهای که از نیمه صفحه گذر کرده باشد
to pawn one's word پیمان بستن
pawn shop مغازهی کارگشایی و گروبرداری
pawn shops مغازهی کارگشایی و گروبرداری
pawn storm توفان پیادهای شطرنج
pawn roller پیاده رانی شطرنج
pawn push پیاده رانی شطرنج
advanced pawn پیاده پیش رفته
backward pawn پایده عقبمانده شطرنج
capped pawn پیاده مات کننده از پیش اعلام شده شطرنج
fee pawn پیاده ازاد شطرنج
passed pawn پیاده رونده یا پاسه شطرنج
pawn broker نزولخوار
pawn broker کسی که کارش دادن وامهای کوچک و گرفتن وثیقه است
pawn chain زنجیر پیادهای شطرنج
pawn promotion ترفیع پیاده شطرنج
pawn island جزیره پیادهای شطرنج
symmetrical pawn structure ساختمان پیادهای متقارن
To pawn ones life ( honour) . زندگی ( شرافت ) خود را درگروی کاری گذاشتن
My gold ring is in pawn. انگشتر طلایم درگرو است
poisoned pawn variation واریاسیون پیاده زهراگین دردفاع سیسیلی
protected passed pawn پیاده رونده محافظت شده
queen's pawn opening گشایش پیاده وزیر شطرنج
queen's pawn game بازی پیاده وزیر شطرنج
queen's pawn counter gambit گامبی متقابل پیاده وزیرشطرنج
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com