Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 110 (8 milliseconds)
English
Persian
it is not subject to review
تجدید نظر
it is not subject to review
دران روا نیست
Other Matches
review
بازدید انتقاد کردن
review
تجدید نظر دوره کردن
review
بازدید رسمی یاسان رسمی
review
3 parade
review
تجدید
review
تجدید نظرکردن
review
مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
review
بررسی کردن مرور
review
بازدید
review
رژه نشریه
review
مجله
review
مرور
review
مرورکردن
review
سان دیدن
review
بازدیدکردن
review
انتقاد کردن
review
تجدید نظر
review
بررسی
review
دوره کردن
review
بازبین
review
مقالات انتقادی نوشتن
book review
انتقاد از کتاب
court of review
دادگاه تجدید نظر
formal review
سان رسمی
formal review
بررسی رسمی
book review
مقاله درباره کتاب
judicial review
تجدید نظر قضائی
market review
بررسی بازار
olympic review
نشریه رسمی کمیته بین المللی المپیک
pass in review
رژه رفتن
pass in review
دفیله رفتن فرمان به رژه
review order
لباس وتحملات سان
to pass in review
سان دیدن
review order
لباس وتجهیزات و وسائل کامل
post implementation review
ارزیابی یک سیستم پس از این که برای چندین ماه مورداستفاده قرار گرفته است
informal design review
مرور غیررسمی طرح
program evaluation review technique (per
روش ارزیابی و بررسی برنامه
To review the past in ones minds eye .
گذشته را از نظر گذراندن
Due to the review security procedures were modified .
به علت بررسی روش های امنیتی اصلاح شدند.
subject
مطلب زیرموضوع
subject
مبحث موضوع مطالعه
subject
شخص
subject
فرد
subject
شیی موضوع
subject
مبتدا
on the subject of
در خصوص
subject
فاعل
subject
نهاد
subject
موکول به
subject
ازمودنی
to over a subject
موضوعی را با خنده بحث کردن
subject
تحت مادون
subject
مشروط
subject
در معرض قرار دادن
subject
مطیع کردن
subject
موضوع
subject
در خطر
subject
مضمون
subject
تابع
subject
اتباع
subject
تحت کنترل دراوردن در معرض بودن
subject
تبعه
subject
رعایا موضوع
subject
مطلب
subject
جوهر واساس
subject
تحت تسلط
subject
درمعرض
to linger on a subject
روعی موضوعی درنگ کردن یامعطل شدن
to harp on a subject
زیادموضوعی راطول دادن به موضوعی چسبیدن
to expatiate on a subject
راجع یک موضوع زیادگویی کردن
to e. a person an a subject
کسی را در موضوعی راهنمایی کردن
to drag in a subject
موضوعی رابدون انکه ضرورت داشته باشد بمیان اوردن
to be subject to an attachment
مشمول توقیف بودن
subject matter
موضوع اصلی
The subject under discrssion .
موضوعی که مطرح نیست
wide of the subject
از موضوع پرت خارج ازموضوع
Let's drop the subject.
از این موضوع صرف نظر کنیم .
subject
[topic]
عنوان
subject
[topic]
موضوع
subject to your approval
اگرشما تصویب نمایید
subject to your approval
موکول به تصویب شما
subject to tuberculosis
مستعد سل
subject of debate
موضوع دعوی
subject index
فهرست موضوعی
subject in hand
مانحن فیه
subject and predicate
موضوع و محمول
subject and predicate
مبتداو خبر
subject and predicate
مسند الیه و مسند
subject matter
مطلب موضوع
nominative subject
اسم یا ضمیری که بعلت میندبودن حالت فاعلی داشته باشد
subject of hire
مورد اجاره
subject schedule
برنامه موضوعی
subject to the law
تابع یامطیع قانون
subject to the flood
دستخوش سیل
subject to being unsold
فروخته نشده باشد درصورت موجود بودن کالا
subject to being unsold
مشروط براینکه
subject schedule
برنامه جزء جزء
I'll speak at length on this subject.
دراین باره مفصل صحبت خواهم کرد
a sensitive subject
[topic]
موضوعی حساس
deviate from the main subject
از موضوع خارج شدن
To emborider(embellish) a subject .
به موضوعی شاخ وبرگ دادن
subject to the british rule
تحت تسلط دولت انگلیس
subject to the british rule
تابع حکومت انگلیس
to revisit a subject of research
سوژه پژوهشی را دوباره بازدید کردن
to grind a person in a subject
مطلبی راخوب حالی کسی کردن
She turned the conversation to another subject.
او
[زن]
موضوع را
[به چیزی دیگر]
عوض کرد.
To bring up a topic . To introduce a subject .
مطلبی راعنوان کردن
The topic of our discussion . The subject of our talk (argument).
موضوع بحث وصحبت ما
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com