English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (9 milliseconds)
English Persian
kangaroo court دادگاه پوشالی
kangaroo court دادگاه غیرقانونی
kangaroo court دادگاه مندرآوردی
kangaroo court <idiom>
Other Matches
kangaroo کانگورو
kangaroo rat یکجورکیسه ارکوچک
kangaroo courts دادگاه مندرآوردی
kangaroo courts دادگاه غیرقانونی
kangaroo courts دادگاه پوشالی
kangaroo rat بز موش
It is for the Court to fix the terms. [ The terms are a matter for the Court to fix.] این مربوط به دادگاه می شود که شرایط را تعیین کند.
court دربار
court بارگاه
court دادگاه افهار عشق
court خواستگاری
court دادگاه
court عشق بازی کردن
court زمین ورزشهای محوطهای
court محکمه
right court زمین سرویس سمت راست
court of a محکمه استیناف
the court above محکمه بالاتر
ad court زمین سرویس سمت چپ تنیس
to take somebody to court کسی را محاکمه کردن
court حیاط
out of court داد باخته
out of court محکوم علیه
to appear before the court در دادگاه ظاهر شدن
moot court دادگاه تمرینی دانشجویان حقوق
motor court متل
municipal court دادگاه شهرداری
municipal court دادگاه داخلی
summary court دادگاه اولیه دادگاه پادگانی
summary court دادگاه بدوی
squash court زمین بازی اسکواش
to pay court عرض بندی کردن
military court دادگاه نظامی
to court favour توجه و التفات کسی را طلب کردن
the superme court دیوانعالی کشور
tennis court 07/32 در59/01 متر
tennis court زمین تنیس
supreme court دیوان تمیز
supreme court دیوان عالی کشور
superior court دادگاه تمیز
superior court دادگاه عالی
mid court وسط زمین
service court محل فرود سرویس اسکواش
service court محل فرود سرویس
peace court صلحیه
playing court زمین بازی
police court ضابطین شهربانی
police court کلانتری
police court دادگاه خلاف
police court محکمه خلاف
probate court دادگاه وصایا و ارث
prize court شعبهای از دادگاه اداره نیروی دریایی که باامور....کاردارد
peace court دادگاه بخش
out door court زمین هوای ازاد
open court دادگاهی که همه مردم حق مراجعه به ان را دارند
religious court محکمه شرع
open court محکمه عمومی
rear court انتهای زمین
provost court دادگاه فرمانداری نظامی یا نیروی اشغالی
provost court دادگاه پادگانی
probate court محکمه امور حسبی
president of the court رئیس دادگاه
practice court دادگاه مخصوص رسیدگی به کفالت
to put out of court شایسته مطرح کردن ندانستن
The ball is in your court. <idiom> حالا نشان بده که چند مرد حلاجی!
contempt of court اهانت به دادگاه [جرم جنایی]
base-court حیات بیرونی
ante-court [اولین صحن در خانه های بزرگ]
ball is in your court <idiom> [نوبت تو هست که قدم بعدی را برداری یا تصمیم بگیری]
to bring somebody before the court [s] کسی را دادگاه بردن
court rug فرش تالاری یا درباری [این نوع فرش از نفیس ترین و گران ترین فرش ها می باشد و دارای نقش ها و طرح های عالی با نخ ممتاز بوده و فقط بصورت سفارشی برای محل های خاص بافته می شود.]
to have recourse to a court به دادگاه رجوع کردن [حقوق]
contempt of court توهین به دادگاه [جرم جنایی]
The ball is in your court. <idiom> حالا نوبت تو است.
court division بخش دادگاه
court division دادگاه
court style سبک کورت [دوره جدیدتری از سبک گوتیک شعاع ساز و گوتیک در فرانسه]
to apply to a court به دادگاه رجوع کردن [حقوق]
court shoes رجوع شود به pump
court shoe رجوع شود به pump
volleyball court 9 در 81 متر
volleyball court زمین والیبال
trial court دادگاه رسیدگی به امورموضوعی
trailer court محل استقرار ترایلر بااتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
traffic court دادگاه ویژه رسیدگی به تخلفات رانندگی
traffic court دادگاه عبور و مرور
traffic court دادگاه تخلفات رانندگی
law court دادگاه قضایی
centre court حیاطمیانی
to settle out of court به توافق رسیدن خارج از دادگاه
out of court settlement توافق بدون محکمه [حقوق]
hold court <idiom> همانند شاه وملکه دربین موضوع مورد بحث عمل کردن
High Court دادگاهویژهجرائممهم
crown court دادگاهیدر انگلستانو ولز
court of law دادگاه
right service court داورسرویسراست
court referee داورزمینبازیسرپوشیده
to put out of court از دستور خارج کردن
martial court دادگاه نظامی
court session جلسه دادگاه
court of first instance دادگاه شهرستان
court of appeals دادگاه استیناف
court material دادگاه نظامی
court martiall شورای نظامی
court martiall دادگاه نظامی
court martial در دادگاه نظامی محاکمه کردن
court martial دادگاه نظامی
court martial محاکمه نظامی محاکمه نظامی کردن
court games بازیهای محوطهای
court card سرباز
court of first instance محکمه بدایت
court of first instance دادگاه بدوی
court procedure محاکمه
court plume پرهای شتر مرغ که برای ارایش درموی سر بکار برند
court order قرار صادره از دادگاه
court of review دادگاه تجدید نظر
court of record در CL فقط اینگونه محاکم حق صدور حکم جریمه و زندان را دارند
court of record دادگاهی که پرونده و سوابق دعاوی مطروحه را حفظ میکند
court of province دادگاه استان
court of justice دادگاه
court of iquiry دادگاه رسیدگی
court of grievances دادگاه مظالم
court card بی بی
court card صورت :شاه
juvenile court دادگاه نوجوانان
court of appeal دادگاه استیناف
court of appeal محکمه استیناف دادگاه پژوهشی
court of appeal دادگاه استان
court of inquiry بازپرسی
court of inquiry دادگاه تفتیش
court of inquiry کمیسیون تحقیق
court-martials دردیوان حرب محاکمه کردن
court-martialling دردیوان حرب محاکمه کردن
court-martialled دردیوان حرب محاکمه کردن
court-martial دردیوان حرب محاکمه کردن
court of appeal دادگاه پژوهش
court of appeal دادگاه عالی محکمه استیناف
country court دادگاه بخش
contempt og court اهانت به دادگاه
commercial court دادگاههای صنفی
clerk of the court کاتب
circuit court دادگاه استیناف
circuit court دادگاه منطقهای
master of the court مدیر دفتر دادگاه
change court تعویض زمین
base court حیاط بیرونی یاعقبی
assize court دادگاه جنایی
assize court محاکم سیار جنایی
juvenile court دادگاه اطفال
court tennis تنیس داخل سالن
inns of court کانون چهار انجمن قانونی درلندن که حق دارندمردم رااجازه وکالت بدهند
jurisdiction of the court صلاحیت دادگاه
front court محوطه جلو خط سرویس اسکواش
dut of court ممنوع از اینکه دادگاه بافهارارتش رسیدگی می نماید
front court نیمهای که به ان حمله میشود
left court زمین سرویس سمت چپ
judicial court دادگاههای دادگستری
judicial court محاکم عدلیه
grenade court میدان تیر یا میدان اموزش پرتاب نارنجک
half court زمین سرویس
half court قسمت سرویس زمین تنیس
high court of دیوانعالی تمیز
high court of دیوانعالی کشور
international court دادگاه بین المللی
district court صلحیه
district court دادگاه بخش
disciplinary court دادگاه انتظامی محکمه اداری
magistrates court دادگاه جنحه
criminal court دادگاه جنایی
lower court محکمه تالی
criminal court عشق بازی کردن
cross court بسمت مخالف زمین در قطر
odd court زمین سرویس سمت چپ
criminal court راز و نیاز کردن
kangoroo court دادگاه محلی
kangoroo court دادگاه پوشالی و پرهرج ومرج
disciplinary court محمکه انتظامی
criminal court محکمه جنائی
deuce court زمین سرویس سمت راست تنیس
court yard حیاط
home court advantage امتیاز بازی در خانه
chief clerk of the court مدیر دفتر دادگاه
appeal to the supreme court فرجام خواستن
petition to court of first instance عرضحال بدوی
international court of justice دیوان دادگستری بین المللی رکن قضایی سازمان ملل متحد که وفیفه اش رسیدگی به دعاوی مطروحه دول عضو علیه یکدیگر است
ping pong court محوطه بازی پینگ پنگ
petition to court of appeal عرضحال استینافی
justice of supreme court مستشار دیوان عالی کشور
civil court division بخش دادگاه مدنی
one who appeals to the supreme court فرجام خواه
criminal court division بخش دادگاه جنایی
investigation in the supreme court رسیدگی فرجامی
to give evidence before the court در دادگاه گواهی دادن
singles service court سرویستکیزمین
small claims court دادگاه دعاوی کوچک
left service court داورسرویسچپ
international singles court زمینبازیانفرادیبینالمللی
doubles service court مکانسرویسدوبله
drumhead court martial محاکمه صحرایی
team handball court زمین بازی هند بال
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com