English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 86 (9 milliseconds)
English Persian
key stroke ضربه زدن به کلید
Search result with all words
stroke ضربه
stroke ضربت
stroke لطمه
stroke ضرب حرکت
stroke تکان
stroke لمس کردن دست کشیدن روی
stroke نوازش کردن
stroke زدن
stroke سرکش گذاردن
stroke سکته
stroke ضربه خفیف
stroke کوبه
stroke زمان
stroke مرحله
stroke کورس
stroke ضربه مهارشده
stroke ضربه باکنترل
stroke فشار با پا
stroke ضربه با کنترل
stroke راندن کمتر از فرفیت
stroke حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroke 1-ضخامت
stroke یک قلم یا قلمو برای رسم روی صفحه .2-ضخامت حرف چاپ شده
stroke ضربه زدن
heat stroke گرمازدگی
heat stroke گرماگرفتگی غش در اثر گرما
heat-stroke گرمازدگی
heat-stroke گرماگرفتگی غش در اثر گرما
back stroke ضربه برگشت پیستون
backhand stroke ضربت چوگان از پشت سر
butt stroke ضربه با ته قنداق
butt stroke سخمه ته قنداق
compression stroke ضربه تراکم
cross stroke فشار روی پا برای ازدیادسرعت یا چرخش
cutting stroke امتداد برش
cutting stroke ضربه برش
down stroke ضربه رو به پایین
downward stroke ضربه رو به پایین
exhaust stroke مرحله اگزوز
exhaust stroke مرحله تخلیه
exhaust stroke ضربه خروجی
four stroke engin موتور چهارزمانه
four stroke cycle دوره چهار زمانه
four stroke cycle سیکل چهار زمانه
four stroke engine موتور چهار زمانه
gallery hit or stroke ضربه یاضربت نمایان
ground stroke ضربه پس از تماس توپ تنیس با زمین
hair stroke خط نازک بالا یا پایین حروف نوشته یا چاپی
hair stroke نازک کاری درخوشنویسی
induction stroke مرحله تنفس
induction stroke مرحله مکش
intake stroke مرحله تنفس
intake stroke مرحله مکش
master stroke استادی
master stroke هنر نمایی
master stroke شاهکار
on the stroke بموقع
on the stroke سر وقت
opposit stroke pistons پیستون مقابل گرد
overhead stroke ضربه از بالای سر
piston stroke ضربه پیستون
power stroke مرحله قدرت
pump stroke ضربه پمپ
pump stroke حرکت پمپ
single stroke bell زنگ تک ضربه
stroke hole بخشی از بازی گلف که درانجا امتیاز اضافی به حریف ضعیف داده میشود
stroke play مسابقه گلف با محاسبه مجموع ضربههای یک بازیگر
stroke writer ترمینال گرافیکی برداری که اشیاء را روی صفحه بوسیله یک سری خطوط نمایش میدهد
to stroke any one down خشم کسیرافرونشاندن
to stroke any one down کسیراازقهریاغضب درپایین اوردن
trudgen stroke شنای کرال
trudgen stroke دست کرال و پای قیچی
two stroke engine موتور دو زمانه
under arm stroke ضربه پایین دست
variable stroke پمپ مایعی با پیستونهایی بصورت محوری یا خطی که بصورت محوری یا خطی نوسان میکند
butterfly stroke شنایپروانهبرگشت
crawl stroke مراحلکلار
stroke judge حرکتتوام بادستوپایحرفهای
8 oclock sharp . On the stroke of 8. سر ساعت هشت
8 oclock sharp . On the stroke of 8. بلیط دوسره
A blood horse needs only one stroke of the whip . <proverb> اسب نجیب را یک تازیانه بس است .
stroke ضربه [ماشین تحریر]
stroke [guitar] زدن [گیتار] [موسیقی]
free stroke کشیدن ساده سیم گیتار [کلاسیک] [انگشت به روی سیم همسایه منتقل می شود]
rest stroke کشیدن سیم گیتار [کلاسیک] [انگشت به روی سیم همسایه کوتاه مدت تکیه میکند]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com