English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 159 (8 milliseconds)
English Persian
king's gambit گامبی شاه شطرنج
Search result with all words
king's bishop gambit گامبی فیل شاه در گامبی شاه شطرنج
king's gambit declined گامبی شاه پذیرفته نشده
Other Matches
gambit شروع بازی شطرنج
from gambit وامبی فروم در گشایش برد
gambit از دست دادن یکی دو پیاده در برابرتحصیل امتیازاتی
gambit قربانی پیاده شطرنج در گشایش
gambit گامبی
gambit بذله موضوع بحث
lvov gambit گامبی لووف
lemberg gambit گامبی زوکرتورت
lemberg gambit گامبی لمبرگ
latvian gambit گامبی لاتویایی
zukertort gambit گامبی زوکرتورت
scotch gambit گامبی اسکاتلندی درگشایش اسکاتلندی شطرنج
kieseritzky gambit گامبی کیزریتسکی در گامبی شاه شطرنج
keres gambit گامبی میسن
keres gambit گامبی کرس
hanstein gambit گامبی هانشتاین در گامبی شاه شطرنج
goring gambit گامبی گورینگ در بازی شطرنج اسکاتلندی
gambit of aleppo نام قدیم گامبی وزیر شطرنج
gambit of aleppo گامبی حلب
lvov gambit گامبی زوکرتورت
mason gambit گامبی میسن در گامبی شاه گامبی کرس
volga gambit گامبی ولگا در پیاده وزیرشطرنج
steinitz gambit گامبی اشتاینیتس در بازی شطرنج وینی
staunton gambit گامبی استاونتن در دفاع هلندی
rice gambit گامبی رایس در گامبی کیزریتسکی
reti gambit گامبی رتی در گشایش رتی شطرنج
queen's gambit گامبی وزیر شطرنج
polish gambit گامبی زوکرتورت
polish gambit گامبی لهستانی
polerio's gambit حمله فگالتو
polerio's gambit گامبی پولریو
philidor gambit گامبی گرکو-فیلیدور در گامبی شاه شطرنج
philidor gambit گامبی فیلیدور
paris gambit گامبی پاریس شطرنج
muzio gambit گامبی موتسیو در گامبی شاه شطرنج
morra gambit گامبی مورا در دفاع سیسیلی شطرنج
alleppo gambit گامبی حلب
danish gambit گامبی دانمارکی در بازی مرکزی شطرنج
adams gambit گامبی ادامز در بازی وینی
cunningham gambit گامبی کانینگم در گامبی شاه شطرنج
alleppo gambit گامبی الپو
allgaier gambit گامبی الگایر در گامبی شاه شطرنج
breyer gambit گامبی بریر در گامبی شاه شطرنج
benko gambit گامبی بنکو در دفاع بنونی شطرنج
evans gambit گامبی اوانس
counter gambit گامبی متقابل
evans gambit گامبی اونز
blackmar diemer gambit گامبی بلکمر- دیمر در پیاه وزیر شطرنج
queen's gambit declined گامبی وزیر پذیرفته نشده
alfred wolf gambit گامبی لاندشتراسه
blamenfeld counter gambit گامبی متقابل بلومنفند دردفاع بنونی
albin counter gambit گامبی متقابل البین در گامبی وزیر شطرنج
alfred wolf gambit گامبی الفرد وولف در گشایش رتی شطرنج
queen's gambit accepted گامبی وزیر پذیرفته شده
falkbeer counter gambit گامبی متقابل فالکبیر درگامبی شاه شطرنج
milner bary gambit گامبی میلنر- باری در دفاع فرانسوی شطرنج
anti meran gambit گامبی ضد مران در دفاع اسلاو شطرنج
hennig schara gambit گامبی هنیگ- شارا دردفاع تاراش
greco counter gambit گامبی متقابل گرکو
lesser bishop's gambit گامبی فیل کوچک در گامبی شاه شطرنج
greco counter gambit گامبی لاتویایی شطرنج
benoni counter gambit گامبی متقابل بنونی
queen's pawn counter gambit گامبی متقابل پیاده وزیرشطرنج
o king پادشاها
o king ای پادشاه
king like شاه صفت
king like شاه منش
king like شاهوار
king شاه
did he a the king ایاشاه رامخاطب ساخت روکردبه شاه
to king it شاهی کردن
king پادشاه
king شهریار
king سلطان
king ملک
king's yellow مارهای صیادجوندگان امریکای مرکزی
king's wort سنبل ختایی
king's spear سوسن سفید
king's spear نرگس
king's spear برواق
king-post شاه تیر
king's spear بوته سریش
king's round مسابقه با کمانهای صلیبی با6 تیر
king's peg نوشابهای که از شامپانی وکنیاک درست شده باشد
king-pendant [تیر عمودی در خرپای میانی]
King's side سمتشاه
worthy to become a king شایسته شاه شدن
sea king دزد دریایی اسکاندیناوی درقرنهای میانه
king of terrors مرگ
the king in council شورای دولتی باحضوراعلیحضرت
they attended the king ایشان درخدمت پادشاه بودند
they crowed him king تاج پادشاهی برسرش گذاشتن
vice king نایب السلطنه
vice king فرمانفرما
baring the king تنها کردن شاه شطرنج
was a king in yemen پادشاهی برد در یمن
bare king شاه تنها یا بی یاور شطرنج
king's evil مرض خنازیر
fit for a king لایق پادشاه
king craft کشورداری
king craft سیاست
king craft سیاست پادشاهی
king dom پادشاهی
king dom سلطنت
king dom کشوری که پادشاه داشته باشد قلمرو یک پادشاه
king hunt شاه شکار
king of arms متصدی تشخیص وتعیین نشانهای خانوادگی
king of beasts پادشان جانوران :شیر
king of birds پادشاه مرغان :دال
king of birds عقاب
king closer اجر کلاغ پر
king bolt شاه پیچ
grizzly king مگس ماهی گیری
fur king بازرگان بزرگ پوست
he personated the king شبیه شاه رادراورد
he personated the king سهم شاه رابازی کرد
good king اسفناج صحرایی
freshwater king متصدی اب شیرین کن
king bird یکجورمرغ بهشتی
king bird یکجورخرمگس
king crab خرچنگ نعلی
king crab خرچنگی که ماننداست به نعل
king emperor امپراطورانگلستان وهند
king of england پادشاه انگلستان
king of fruits شاه میوه ها
king of fruits شاه میوه
king ship سلطنت
king side جناح شاه شطرنج
king's wing جناح شاه شطرنج
king size بزرگ
king snake انواع مارهای جنس Lampropeltis
king's blue رنگ ابی متوسط
king's counsel قاضی دادگاه پادشاه
king's english اصطلاحات و لغات خاص انگلیسی علمی مصطلح درجنوب انگلیس
king's english انگلیسی اصیل
king's evidence گواهی واعتراف شریک گناه برضدهمدستان خودرادرامریکا.....گویند
king ship شهریاری
king ship شاهی
king pin زاویه کینگ پین
king pile تیری که قبل از شروع حفاری به منزله شمع در وسط شیارمیکوبند
king post تیر بزرگ عمودی شیروانی شاه تیر
king post عصا
king post قطر شاغولی میان خرپا
king post ستون جرثقیل
king of kings شاهنشاه
king ship پادشاهی
king's indian attack حمله هندی شاه شطرنج
he gained access to the king نزدپادشاه باریافت
king's indian defence دفاع هندی شاه شطرنج
king's indian in reverse هندی شاه معکوس
king pin inclination انحراف کینگ پین
king post truss خرپای ساده
he gained access to the king بشاه تقرب جست
By trying to live like a king one ends by drawing . <proverb> آخر شاه منشى کاه کشى است .
to call the shots [to be the king of the castle] <idiom> پاسخگو بودن
Queen's English [King's English] <idiom> [انگلیسی استاندارد و صحیح از نظر گرامری که در بریتانیا خوانده و نوشته می شود.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com