English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
kiss in the ring بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
Other Matches
ring wall or ring fence پرچین یامحجرگرداگرد
ring wall or ring fence حصار گرد
kiss بوسیدن
kiss برخورد اهسته یک گوی بیلیارد با گوی دیگر
kiss بوسه
kiss ماچ
kiss بوسه زدن
kiss ماچ کردن
kiss کارامبول
kiss me quick طره
kiss me quick زلف
Kiss off! [American E] برو گمشو!
to kiss the dust باخاک یکسان شدن
to kiss the dust پست شدن
to kiss hands دست پادشاه بزرگی راهنگام رفتن به ماموریت بعنوان بدرود بوسیدن
she gave me a kiss مرابوسید
to kiss the ground پست شدن
she gave me a kiss مرابوسه زد
kiss me quick یکجورکلاه که درعقب سرقرارمیگیرد
to kiss the dust به خواری وپستی تن دادن
to kiss the dust کشته شدن
to kiss the ground زمین بوسیدن
to kiss the ground خودراپست کردن تواضع کردن
to kiss the rod به تنبیه تن دردادن
kiss of death دوستی خاله خرسه
kiss of life تنفس مصنوعی دهان به دهان
she gave me a kiss برروی من بوسه داد
kiss-ass [American E] متملق
kiss-ass [American E] آدم چاپلوس
to kiss away a child's tears بابوسیدن بچه اشکهایش راپاک کردن
to kiss the gunners daughter تازیانه خوردن
kiss-ass [American E] کاسه لیس
to ring up با زنگ فراخواندن
to ring up تلفن کردن به
ring d. قمری
to ring for با زنگ صدا کردن
to ring the changes کاری راتا انجا که بتوان باشکال گوناگون انجام دادن
to ring off قطع کردن
to ring off بریدن
ring چرخ خوردن
v ring تصویر شکاف درجه تفنگ روی خال سیاه هدف برای نمره دادن به تیراندازی
v ring مثلث شکاف درجه
to ring up کسیرا پشت تلفن خواستن
o-ring حلقهoشکل
ring d. فاخته
ring off قطع کردن تلفن
ring off قطع کردن تلفن یا مکالمه تلفنی
there was no ring کسی تلفن نکرد
x ring دایره مرکزی هدف تیراندازی
ring with منعکس کردن
o ring واشر
there was no ring کسی زنگ نزد
ring up به کسی تلفن کردن
ring up <idiom> اضافه کردن آمار پولی
ring حلقه
ring زنگ زدن
ring محوطهای باطناب محصور شده به اندازه 6 متر مربع
ring صدا کردن
ring طنین انداختن صدای زنگ
ring تلفن حلقه
ring میدان
ring ناقوس
ring صدای زنگ تلفن طنین
ring محفل
ring گروه
ring انگشتر میدان
ring عرصه
ring گود
ring جسم حلقوی
ring طوقه
ring صحنه ورزش
ring حلقه زدن
ring گرد امدن
ring احاطه کردن زنگ اخبار
ring نوعی شبکه که هر ترمینال آن در حلقه یکی پس از دیگری متصل هستند
ring سیستم کامپیوتر راه دور که کاربر به تلفن آن یک بار تماس می گیرد و امکان شماره گیری , قط ع تماس ,انتظار و سپس بماس مجدد دارد.
ring up <idiom> تلفن زدن
ring لیست داده که آخرین عنصر آن به اولین اشاره کند
ring رینگ بوکس
ring تلفن زدن
ring تویولوژی شبکه که در آن سیم پیچی به ترتیب ایستگاههای کاری را بهمم وصل میکند
ring احاطه کردن
seal ring انگشتر خاتم
seal ring خاتم
there is a ring at the door دم در زنگ میزنند
to ring a bull حلقه دربینی گاوکردن
ring topology معماری شبکه که هر گره
ring tension کشش حلقوی
ring tailed دم حلقهای
setting ring حلقه تنظیم کننده
setting ring حلقه استقرار یا ثبات
the ring finger بنصر
the ring finger انگشت حلقه
teething ring حلقه لاستیکی مخصوص گازگرفتن کودک تا دندان در اورد
speed ring طوقه تطبیق سرعت توپ پدافند هوایی طبله سرعت نما
speed ring میز سایت
snap ring خار حلقوی
slip ring اسلیپ رینگ
split ring فنر نمونه گیر
slip ring حلقه سایشی
six membered ring حلقه شش عضوی
setting ring حلقه تنظیم
ring topology در حلقه بهم وصل هستند
ring tailed دارای حلقههای رنگی در دم
sealing ring حلقهآببند
ring step پلههایورودبهزمینبوکس
ring post لبهزمینبوکس
ring nut حلقهمهره
ring motorway شاهراهحلقوی
ring gate دهانهحلقوی
retaining ring حلقهنگهدارنده
rein ring دهانهحلقه
pulling ring حلقهکشش
solitaire ring حلقهتکنگینی
stay ring حلقهثابت
tip-ring حلقهنوک
ear-ring گل آویز
ear-ring آویز
corbel-ring نواره
arch-ring منحنی باربر
ring a bell <idiom> یک مرتبه موضوعی را به خاطر آوردن
To be in the ring (arena). تو گود بودن ( درمتن قرار داشتن )
gas ring لولهگازچراغخوراکپزی
umbrella ring حلقهچتر
treble ring حلقهسهلایه
locking ring حلقهقفلکننده
lock ring حلقهقفل
keeper ring حلقهنگهدارنده
bottom ring حلقهزیرین
band ring حلقهنواری
annual ring حلقهیکساله
trim ring حلقهدورشعله
Lantern ring رینگ مشبک یا پنجره ای
walking ring پیست بیضی شکل برای راه بردن و گرم کردن اسب پیش از مسابقه
to tilt at the ring سر سواری حلقه اویزانی رابانوک نیزه برداشتن
to ring the knell of anything فاتحه چیزی راخواندن
to ring the knell of anything موقوف شدن چیزی را اعلام کردن یاجار زدن
bucket ring زبانهحلقه
burner ring حلقهچراغخوراکپزی
cheek ring حلقهاصلی
hoisting ring حلقهاتصال
hang-up ring حلقهمحلآویزسشوار
focussing ring حلقهکانون
focusing ring حلقهکانونی
eye ring هرقهچشم
double ring گوددوبله
dioptric ring حلقهانکسارنور
cooker ring شعلهیگاز
class ring حلقهطبقهای
to ring the curtain up or down پرده نمایش را باصدای زنگ بالاوپائین بردن
ring structure ساختار حلقهای
prize ring گود مسابقه
growth ring دایره رشد
growth ring دایره سالیانه
give a ring زنگ زدن
gimbal ring اسبابی که برای ترازنگاهداشتن قطب نما وچیزهای دیگر در دریا بکارمیرود
fairy ring قارچ حلقوی
fairy ring حلقه قارچ
eyelet ring حلقه کوچک فلزی که درسوراخ پارچه ومانندان میگذارندکه زودپاره
ear ring اویز
ear ring حلقه
compression ring کمپرسی
jack ring طوق جک
jack ring حلقهای استوانهای که جهت نصب لوله جداریا بیرون کشیدن لوله از خاک به صورت طوق محافظ از ان استفاده میشود
jack ring خاموت
piston ring رینگ پیستون
peg in the ring بازی فرفره چرخابی در توی دایره معین
padded ring حلقه پوشش دار
packing ring رینگ
nose ring حلقهای که به بینی گاومیزنند تا بدان اورابکشند
napkin ring حلقه دستمال پا سفره
mooring ring حلقه مهار
mantle ring تیر حمال حلقوی شکل
key ring حلقه کلید
compression ring رینگ
collector ring منیفلد یا گازگاه دایرهای برای هدایت گازهای خروجی ازسیلندرهای موتور رادیال یاستارهای
collecting ring حلقه جمع کننده جریان
adjusting ring حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
wedding ring انگشتر عروسی
ring roads راه کمربندی
ring road راه کمربندی
ring necked طوق دار
signet ring انگشتر خاتم دار
ring finger انگشت انگشتر
key-ring حلقهای که بدان کلید می اویزند
ring fingers انگشت چهارم دست چپ
ring fingers انگشت انگشتر
base ring حلقه یا رینگ تحتانی توپ حلقه پایه حلقه کف
base ring رینگ پایه
boxing ring رینگ بوکس
choke ring رینگ مانع فرار گاز در تفنگهای بدون عقب نشینی
choke ring حلقه مانع خروج گاز
candle ring زنبق شمعدان
Cambridge ring استاندارد شبکه محلی برای وصل کردن چندین وسیله و کامپیوتر در یک اتصال حلقهای می سازد
cam ring رینوی داخل پوسته موتور که توسط میل لنگ به چرخش درامده و باز و بسته شدن سوپاپها را کنترل میکند
butt ring حلقه نزدیک دستگیره چوب ماهیگیری
brush ring حلقه زغال
bridged ring حلقه پل دار
breech ring محفظه کولاس
breech ring حلقه کولاس
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com