Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 106 (6 milliseconds)
English
Persian
lateral spread
اتش درو در عرض
Other Matches
spread
منتشر کردن
spread
منتشر شدن انتشار
spread
منتشر کردن یا شدن
to spread
[across]
[over]
گسترش یافتن
[سرتاسر]
to spread
[across]
[over]
توسعه یافتن
[سرتاسر]
to spread
[across]
[over]
پهن شدن
[سرتاسر]
spread
[منتشر کردن مایع روی سطح]
spread out
پهن کردن
spread
فاصله زیاد بین مدافعان عرض شاخهای گوزن
spread
اتش درودر عرض یا عمق
spread
پخش شدن
spread
گستردن
spread
پخش کردن
spread
فرش کردن
spread
گسترش یافتن
spread
منتشرشدن
spread
بسط وتوسعه یافتن گسترش
spread
وسعت
spread
شیوع
spread
پهن کردن
spread
پهن شدن
spread
گسترش
spread
نشر
spread
توسعه
spread
توسعه دادن
spread eagle
میهن پرستی افراطی
spread eagle
تصویر عقاب بال گسترده
range spread
اتش درعمق
range spread
اتش درو در عمق
point spread
امتیاز قابل انتظار
load spread
انتشار نیرو
spread eagle
چاخان بصورت بال گسترده دراوردن
spread eagle
سرخوردن با عقب اسکیتهای چسبیده بهم بجا گذاشتن میلههای 2 و 3 و 4 و 6 و 7 و01 بولینگ
spread effects
اثرات نشر
spread effects
اثرات پراکندگی
spread run
مدت پخش
spread run
مدت اب بندان
to spread like wildfire
خیلی زودمنتشرشدن
wing spread
فاصله بین دو سر بال
spread-eagled
درازکش
spread collar
بلوزیقهمردانه
large spread
فاصله گلوله ها راکم کنید
large spread
مروحه خیلی باز است
full beam spread
باند کامل روشن کننده
full beam spread
باندکامل روشنایی
spread oneself too thin
<idiom>
با یک دست چند هندوانه برداشتن
lateral
جنبی جناحی
lateral tell
پیشگیری هواپیما در حرکت عرضی
lateral tell
سبقت عرضی
lateral
در عرض
lateral
افقی راهرو زیرزمینی موازی جبهه
lateral
پهلویی
lateral
جانبی
lateral
افقی
lateral
واقع درخط افقی
lateral
جنبی
lateral
عرضی
lateral
فرعی
lateral yield
له شدگی جانبی
lateral bar
دستهجانبی
lateral meniscus
منیسک خارجی
[کالبد شناسی]
[زیست شناسی]
lateral thinking
حلمشکلیباکمکگرفتنازقوهتخیل
lateral route
جاده عرضی
lateral moraine
منبعیخکناری
lateral mark
علامتکناری
lateral line
خطپهلویی
lateral incisor
شیبکناری
lateral groove
شیارجانبی
lateral route
جاده هایی که به موازات خط لجمن قرارداشته باشند
lateral control
کنترل در عرض جبهه
lateral shifts
حرکت جانبی
lateral shifts
تغییرات عرضی
lateral shifts
تغییرات جانبی
lateral forces
نیروهای عرضی
lateral gain
پوشش جانبی زمین درعکاسی هوایی
lateral inversion
معکوس جانبی
lateral load
بار جانبی
lateral pass
پاس توپ فوتبال از پهلو
lateral pressure
فشار جانبی
lateral stability
پایداری عرضی
lateral flexion
خم شدن به پهلو
lateral buckling
کمانکش جانبی
lateral control
کنترل جانبی
lateral dispersion
پراکندگی جانبی
lateral surface
سطح جانبی
lateral support
تکیه گاه کناری
lateral support
تکیه گاه جانبی
lateral strain
تغییر شکل نسبی جانبی
lateral dominance
برتری جانبی
lateral fissure
شیار جانبی
lateral raise
تمرین تقویت عضلههای پشت و شانه با دنبل
lateral magnifying power
درشت نمایی جانبی
upper lateral sinus
دریچهکناریفوقانی
lateral water hazard
مانع برکهای به موازات مسیر گوی گلف
lateral condyle of femur
مهرهاستخوانجانبیران
lateral filing cabinet
محفظهفایلهایجانبی
lateral rectus muscle
ماهیچهرکتئوسکناری
lateral semicircular canal
کانالنیمدایرهجانبی
lateral and sway bracing
حرکات جانبی و نوسانی
lower lateral lobe
پهنبزگتحتانیجانبی
lower lateral sinus
روزنهتحتانیجانبی
lateral deflection of beam
تغییر شکل فرعی یا جانبی تیر
upper lateral lobe
پهنبرگکناریفوقانی
lateral-adjustment lever
سطح تنظیم جانبی
lateral cutaneous femoral nerve
عصبکوتانئوسراستکناری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com